عیدتان مبارک
سوال :
چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت ؟
پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم
حضرت علي عليه السلام فرمود:
زماني بر مردم خواهد آمد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بين آنها پديد مي آيد .
1- كارهاي زشت آشكار مي گردد و معمولي مي شود .
2- پرده هاي عفت و شرم پاره مي گردد .
3- زنا كاري و تجاوزهاي ناموسي علني مي شود .
4- مالهاي يتيمان را حلال مي شمارند و مي خورند .
5- رباخواري شيوع پيدا مي كند .
6- در كيل و وزنها ، كم و كاست مي كنند .
7- شراب را به اسم نبيذ حلال شمرده و مي خورند .
8- رشوه را به عنوان هديه و شيريني مي گيرند .
9- به نام امانت داري خيانت مي نمايند .
10-مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها درمي آورند.
11- به احكام و دستورات نماز بي اعتنائي مي كنند .
12- حج خانه خدا را براي غير خدا (براي ريا و يا تجارت ( بجا مي آوردند .
سپس ادامه داد: كيفراين زشتي ها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مي كند، تا جائي كه ماه (شوال) براي آنها مخفي مي شود به طوري كه گاهي دو شبه ديده مي شود (كه معلوم مي شود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اينكه روزه آن حرام بوده است) و زماني شب اول رمضان مخفي مي شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مي خورند و روزعيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مي گيرند .
در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند به طور ناگهاني آنها را كيفر كند (مانند زلزله و طوفان و سيل ).
چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مي گيرد، تا جائي كه كساني صبح سالم هستند ولي شب در دل خاك و قبر آرميده اند و گاهي شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.
وقتي چنين روزگاري پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيت كرده باشد كه مبادا بلائي بر او فرود آمده و بدون وصيت بميرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر يك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهاني برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح با طهارت خدا را ملاقات نمايد. من شما را ترساندم اگر بترسيد و آگاه نمودم،اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم چنانچه پند گيريد پس در پنهاني و آشكار، از خدا بترسيد و نبايد كسي از شما بميرد، مگر اينكه مسلمان باشد،زيرا هر كس به جزاسلام آئيني داشته باشد ازاو پذيرفته نيست و در آخرت زيان كاراست.
منبع :بحارالانوار؛ جلد 96 ؛ صفحه 303 ؛ باب 37 ؛ ما يثبت به الهلال و أن شهر رمضان ينقص أم لا و حكم صوم يوم الشك

سلام بر برکت دستانت که می تواند نان رزق هزاران سفره خالی را مهیا کند!
سلام بر راستی قدم هایت که می تواند صراط مستقیمی را نشان دهد
که هیچ پایی برآن نلرزد و خطا نرود!
سلام بر فراخی سینه ات که می تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بکشد
و باز هم برای بخشش پشیمانان، جا داشته باشد!
سلام بر شیوایی کلامت که می تواند خشن ترین دل های سنگی را چون
آب زلال زمزم نور، جاری کند!
سلام بر عبادتت که می تواند جماعت بی کران اقتدا کنندگان را تا معراج خدا ببرد
و از عشق، سرشارشان سازد!
سلام بر تواضعت که می تواند هر غریب دور افتاده ای را همنشین تو کند
و هر خانه به دوش آواره ای را به همسایگی تو بکشاند.
سلام بر شجاعتت که می تواند چون شمشیری، قلب پر کینه دشمنان اسلام را بشکافد
و یک تنه، سپر همه جانبه دین خدا شود!
سلام بر عدالتت که می تواند دست عرب و عجم، فقیر و غنی،
برده و ارباب را در دست هم بگذارد و همه را جز به چشم تقوا ننگرد!
سلام بر ایثارت که می تواند طعام خویش به فقیر رهگذر بدهد
و لباس خود بر تن سائل پشت در بپوشاند!
سلام بر علمت که می تواند شهری باشد به بی کرانگی ابدیت،
با دروازه ای که هیچ پرسشی را بی جواب نمی گذارد!
سلام بر صبرت که می تواند خاکستر جفا از موهایت بتکاند و رد تازیانه ها را دنبال نکند!
سلام بر امانتداری ات که می تواند تو را محرم همه رازهای مبهم و دردهای مجهول کند.
سلام بر وفاداری ات که می تواند رشته هر عهد و پیمانی را محکم کند
و باعث بقای هر قول و قراری باشد!
سلام بر لحظه لحظه عمری که جز با نزول رحمت و فرود هدایت بر خلایق نگذشت!
و سلام و صلوات بر رسولی که ولادتش نقطه عطفی در تاریخ انسانیت است.
آی آسمان! مبارک بادت این روز و همه روز!
چه هدیه ای آورده ای خاک نشینان مفلوک را؟!
این عطر حضور کیست که عرش را به هیجان آورده است!
ایام به کام، ای درخت نبوت، طوبای صداقت! شاخه هایت پر بار که امروز گل کرده ای
به وجود زیباترین مولود هستی؛ مولود حرم، مولود آستانه عفت و ایمان!
می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!
مولود زیبای آمنه علیهاالسلام ، اینک این آغوش پرندین حضرت جبریل علیه السلام است
که تو را به گلگشت و تفرّج آسمان می برد.
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که پیشانی ارادت بر خاک نهادی تا شکوه بندگی را به جای آوری!
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که مادر را سلام گفتی و فرشتگان به تحسین جمال بی مثالت پرداختند.
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که زمین از نعمت حضورت در کاینات برخوردار شد و آسمان به میزبانی زمین غبطه خورد.
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که خانه دوست، آکنده از عطر عاشقانگی ها شد و نجوای نمازت، دل از آسمان ربود!
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که زبان به حمد و یگانگی خداوند گشودی و عطر توحید، کوچه های مکه را فراگرفت!
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که زخم بی شمارت، عشق را به تماشا فرا خواند و عاشقانگی از افسانه
به حقیقت پیوست!
درود خداوند بر تو باد،
آن گاه که غربت، به قصد قربت برگزیدی و برکت وجودت، تاریخ را به مبدأی از نور، راهنما شد.
درود خداوند بر تو باد؛
مادامی که حیات در کاینات باقی است.
میلادت مبارک، یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله .

مقدمه
زندگي حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛
با اينهمه ، روايات بيشمار موجود در بيشتر جزئيات همداستان نيستند و به ويژه آگاهيهاي
ما در باب زندگي آن بزرگوار ، پيش از بعثت ، به تفصيل شرح سيرة ايشان پس از بعثت نيست .
به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسي زندگي وي در طول 63 سال در ذهن نقش ميبندد،
بازتابي از تصوير ظهور پيامبري الهي و سرگذشت شخصيتي است كه با پشت سر نهادن دشواريهاي بسيار ، بيهيچ خستگي و نااميدي به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست
جزيره العرب را متحد كند و آمادة گستردن اسلام در بيرون از مرزهاي عربستان شود
و از آن مهم تر ديانتي را بنياد نهد كه اينك يكي از مهمترين اديان جهان به شمار ميرود .


آنان که کمي از حوادث و ماجراهاي ايام امامت معصومين(ع) را
در لابهلاي برگهاي تاريخ ديده باشند ميدانند که در عصر آغاز امامت ولي عصر(عج)
و نيز در دوران انتظار شيعيان با يکي از پرچالش ترين مقاطع خود مواجه شدهاند.
چرايي آغاز امامت ولي عصر(عج) در غيبت
وقتي در عمق چرايي وقوع غيبت صغري و كبراي حضرت مهدي (عج) تامل مي كنيم
ناچار به اذعان و اقرار به بسياري از قصورات و حركت هاي منافقانه جامعه مسلمين
آن زمان مي شويم كه در اين راستا حكومت هاي ناحق و جبار نيز در
صدر حركت ها بر ضد امامت معصومين قرار داشته اند.














وجود امام حسن بر معاويه گران بود و در راه رسيدن فرزندش، يزيد به قدرت
مانعى بزرگ به شمار مى رفت، لذا تصميم گرفت امام حسن را از ميان بردارد.
از اين رو در فكر چگونگى به شهادت رساندن امام بود و در نهايت از همان وسيله اى
بسيارى از صحابه بزرگ رسول خدا را به شهادت رسانده بود، استفاده كرد.


|
|
|
«من در میان
شما دو امانت گرانبها بیادگار می گذارم:
کتاب خدا و اهل بیتم. این دو هرگز از هم جدا نمی گردند تا برمن در حوض کوثر وارد شوند» شهادت پیامبر اکرم بر شما تسلیت باد! *******
آیا کسی توانسته است غم فاطمه (علیها سلام) را در سوگ پدر
به تصویر بکشد،جز ناله های بیت الاحزان فاطمه؟ *******
«وما ارسلناک الا رحمة للعالمین.
همانا ما تو را رحمتی برای جهانیان فرستادیمـ» رحلت جانگداز رحمت جهانیان تسلیت باد. *******
سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر،
شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه می گریم. *******
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.
*******
«وانک لعلی خلق عظیم. همانا تو دارای اخلاق بزرگی هستی»
شهادت پیامبر اکرم و اخلاق عالی تسلیت باد. *******
در شب رحلت
خاتم انبیا، محمد مصطفی (ص) فرشتگان عرش می گریند.
با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند. ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم. *******
رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست.
رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم. *******
در شب رحلت پیامبر اعظم (ص)،
اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم. *******
غمی در سینه ام می جوشه امشب
چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرنِ مشکی شو، زهرا (علیهاالسلام)
به جای مادرش، می پوشه امشب!
*******
یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم
و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم. *******
ای خاتم مهربانی و عشق!
سلام بر تو که گام های مهتابی ات شب های جهل بشر را به جاده های راستی کشاند! *******
یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد،
اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس می کنیم. *******
یا رسول الله! با غروب آفتاب تو،
کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه می ریزد. پیام های کوتاه به مناسبت شهادت امام حسن(علیه السلام)
پیامبر اکرم:« حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند چه قیام کنند چه صلح » شهادت غریبانه امام حسن ع تسلیت باد. *******
سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
*******
ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد
و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد. *******
ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی،
چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید. *******
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
*******
شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت،
امام حسن مجتبی علیه السلام ، را تسلیت می گوییم. *******
ای کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزایت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت می طلبد تا طعم بخشندگی تو را دریابیم. |

حضرت على بن موسى الرضا عليهالسلام -
در روز يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى ديده به جهان گشود(1).
مادر او بانويى با فضيلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت،
از طرف امام كاظم عليهالسلام -«طاهره» نام گرفت(2)
كنيه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.
او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى)
در سن 35 سالگى عهدهدار مقام امامت و رهبرى امّت گرديد

.
عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت
و رهیدگی از زنجیر نفس، بر میهمانان حضرت حق مبارک
.
.
بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته
بر بوی بهار تو از غیب نوید آمد
.
.
عید سعید فطر بر مسافرانی که از میهمانی خالق برگشتهاند
و نفسهاشان، عطر «توبه» میدهد مبارك
.
.
فطر، چیدن میوههایی است که از فطرت میجوشد.
و سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است
.
.
سی شب به تو التماس کردم
این لحظه جواب طالب ام من
خواهی بنواز و خواه رد کن
احسان و عتاب طالب ام من
.
.
عید آمدو خنده به لبان شد
با ساز دلم شاد وروان شد
مستانه زدم سوی تو آهنگ
دوستانه دلم به آسمان شد
.
.
هلال عید میبینی و من پیوسته ابرویت
مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت
.
.
قلبم را به پیشواز آفتاب میفرستم
تا با آفتاب جشن بگیریم این رحمت بزرگ را
و ثانیههای امروز را از گلهای عطری که فرشتهها آوردهاند،
استنشاق کنیم
.
.
امضا نشود کتاب ما تا
از یار خبر نیاید امشب
این سی شب و روز ما نه ارزد
تا او به نظر نیاید امشب
به امید ظهور مولایمان
عید فطر مبارك
.
.
عید است و دلم خانه ویرانه، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا
یا مهدی
.
.
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد / هلال ماه به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه و حج قبول آن کسی برد / که خاک میکده عشق را زیارت کرد
.
.
تا ز رویت گرفته ام روزه
جز به یادت نکرده ام افطار
چقدر سخت است که این عزیزترین عید را
بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانی
اللهم عجل لولیک الفرج
.
.
رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت
.
.
عید سعید فطر و پایان ماه صیام، بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام،
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل، حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل
.
.
حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است
.
.
نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد
.
.
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست
عیدفطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است
.
.
از کوی تو بوی عطر آمد
برخیز که عید فطر آمد
عید بر عاشقان مبارك
.
.
خدایا! به تو پناه میبریم از چشمهایی که دوباره گمت کنند
و از دستهایی که رهایت سازند.
تو را به هر آنچه خوب است،
برای روز مبادایمان بمان که بیتو پوچ خواهیم بود.
خدایا! خوی رمضانیمان را از ما مگیر
.
.
با آرزوی استجابت نیایش های خالصانه و
مهر قبولی دعاهای شبانه و اجر طاعت و اطاعت و تهذیب نفس،
این عید سعید را به شما تبریك عرض مینمایم
.
.
هرعید تورا غرق صفا میخواهم . هر روز تورا کامروا میخواهم . از بهر تو و هرکه تو را دارد دوست. آرامش خاطر از خدا میخواهم
.
.
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
.
.
تا یار ز در نیاید امشب
ای کاش سحر نیاید امشب
بیرون نروم زمیهمانی
تا یار ز در نیاید امشب
به امید ظهور مولایمان
.
.
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله
.
.
دلها همه بهاران
شد از شمیم باران
مه، رخ نموده امشب
در عید روزه داران
هر كس كه در دعایش
یادی كند ز یاران
شیرین تر از عسل باد
كامش به روزگاران
.
.
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکس است که بخشیده می شود
.
.
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
.
.
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
.
.
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان
.
.
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)
.
.
روزه از خیمة ما دوش همی شد به شتاب
عید فرخنده فراز آمد، با جام شراب
چه توان كرد اگر روزه ز ما روی بتافت؟
نتوان گفت مر او را كه ز ما روی متاب
چه شود گر برود؟ گو برو و نیك خرام
رفتن او برهاند همگان را ز عذاب

هنگام افطار از آغاز کردن غذا با آب سرد، نوشابه و مانند اینها جداً خودداری کنید.
به جای آب سرد کمی آب گرم یا چای میل کنید.
افطار را با خرما، کشمش، عسل و بطورکلی با یک قند طبیعی آغازکنید.
به این ترتیب اشتها کنترل می شود و پرخوری کمترپیش میآید.
خوردن چای شیرین کم رنگ، شیر گرم، فرنی و حلیم کم روغن در آغاز افطار مناسب است.

رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايست به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم.
|

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان
از مقدم پاک آن ولی سبحان
آن پرده نشین کاخ وحدت امروز
بنمود رخ از پرده و گردید عیان
ولادت امام زمان(ع) مبارک باد
.
.
.
ای وارث تاج و تخت محمود بیا / مرآت صفات پاک معبود بیا
خلق آرزوی بهشت موعود کنند / والله تویی بهشت موعود بیا
عید شعبان مبارک باد
.
.
.
مـژدهی آمـدنت قیمـت جـان میارزد
تاری از موی تو آقـا به جهـان میارزد
السلام علیک یا صاحب الزمان
بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است
.
.
.
بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد
ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید
میلاد امام زمان بر شما مبارک
.
.
.
عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس
چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا
خجسته باد میلاد مولود نجات
.
.
.
آمدنت چون رستاخیز، عدل گستر است و چون سپیده صبح،
نوید آغازی دوباره برای همه خوبی هاست .
میلاد مهدی موعود مبارک باد
.
.
.
جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند
ولادت امام زمان(ع) مبارک باد
.
.
.
طلوع نزدیک است اگر بخواهیم
ظهور تو زیباتر از ظهور همهی زیباییهاست
چشم به راه زیباترین بهاریم
خدایا انتظار چقدر دیر میگذرد
با صد نگاه خسته، صدا میزنیم تو را
بیایید همه منتظر آمدنش شویم
.
.
.
برخیز که حجت خدا می آید / رحمت زحریم کبریا می آید
از گلشن عسگری گذر کن که سحر / بوی گل نرگس از فضا می آید
ولادت امام زمان(ع) مبارک باد
.
.
.
ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید
ولادت امام زمان(ع) مبارک باد
.
.
.
قدم هایت بوسهگاه چشمهایمان ای گل نرگس
جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور میپیوست
میلاد نرگس پنهان گرامی باد
.
.
.
سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم
.
.
.
شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان
از مقدم پاک آن ولی سبحان
آن پرده نشین کاخ وحدت امروز
بنمود رخ از پرده و گردید عیان
.
.
.
همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننمودهای و ببینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
.
.
.
ای ماه فاطمه!
به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم،
همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد . . .
.
.
.
میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار،
بر عموم مسلمین جهان مبارک باد
.
.
.
خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان
به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.
.
.
.
یا مهدی(عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق!
میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛
بیا و حُسن ختام زمان باش!
.
.
.
میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو،
هماره دعای فرج را زمزمه می کنند . . .
.
.
.
ای مدنی برقع و مکی نقاب
سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟
منتظران را به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد، به فریاد رس
.
.
.
پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن
بادا مبارک مقدمت یا سیدی! یابن الحسن


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو
درباره حضرت محمد آيات قرآن فراوان است و به بيش از 500 آيه مى رسد.
با توجه به رعايت اختصار، ما فقط به بخشى از آيات اشاره مى كنيم
و نشانى ديگر آيات را ذكر مى كنيم.


سرحلقه عشاق به عالم، احمد
یعنی هدف از خلقت آدم، احمد
بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.
بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بیحد او بر زمینیان است.
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد.
.
وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک
تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک
.
.
.
ای شاه سوار ملک هستی / سلطان خرد به چیره دستی
ای ختم پیمبران مرسل / حلوای پسین و ملح اول
سر خیل تویی و جمله خیلند / مقصود تویی همه طفیلند
بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد
.
.
.
سرحلقه عشاق به عالم، احمد / یعنی هدف از خلقت آدم، احمد
رخشان و فروزنده بر انگشت وجود / پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد . . .
.
.
.
ماه فرو ماند از جمال محمّد
سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمّد
بعثت پیامبر بر شما مبارک باد
.
.
.
سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !
سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزشها در صحنه حیات بشر !
روز بعثت مبارک باد
.
.
.
به امر رب خود لبیک گوییم
به همراه ملائک جمله گوییم
سلام و رحمت حق بر محمد
اللهم صل علی محمد
.
.
.
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد
.
.
.
بعثت نه این سرور، سرور ولایت است
مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند
احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است
.
.
.
جان سحر، جسم سمن بوی توست / شام ، غلام سر گیسوی توست
بوسه زنِ گوشه ابروی توست / ماه که خَم کرده سر خویشتن
.
.
.
خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک
.
.
.
آوای بخوان بخوانِ او می ریزداز غار
صدای گفت وگو می ریزدمی
گفت فرشته: اقرأ باسم ربک
عشق است کز آسمان فرو می ریزد
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد
.
.
.
از بعثت او جهان جوان شد
گیتى چو بهشت جاودان شد
این عید به اهل دین مبارک
بر جمله مسلمین مبارک
.
.
.
از بعثت او جهان جوان شد
گیتى چو بهشت جاودان شد
این عید به اهل دین مبارک
بر جمله مسلمین مبارک
.
.
.
مهر را روشنی از روی تو افروختن است
ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است
گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام
در روز جمعه 13 رجب در سال سی ام عام الفيل (1)
به طرز عجيب و بي سابقه ا ى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،
محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:
اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست
بطحا صدف گوهر يكدانه تست
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب
اى نجل خليل خانه خود خانه تست
پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف
و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود
بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)


آن شهنشاهی که بحر لا فتی را گوهر است
شحنه دشت نجف شاه ولایت، حیدر است
ذات پاک مرتضی را با کسی نسبت مکن
زانکه این آب حیات از چشمه سار دیگر است
معنی قول علی بابها آسان مدان
کاین سخن را صدجهان معنی به هر باکی در است
سرسبحانی که پنهانست در نادعلی
هم به معنی مظهرش او هم به معنی مظهر است.

نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد.
امام علی (ع)
از آن جایی که اعتکاف یک برنامه عبادی است،
شرایط و احکام خاصی دارد.
اعتکاف در غیر از مسجد حرام و باطل است و اعلام برنامه اعتکاف
با علم به این موضوع بدعت در دین خداست. مسجد احکام خاص خود را دارد.
و در محلی که زمین آن وقف نشده است و بر آن صیغه مسجد جاری نگردیده است
و بابت استفاده از آن بایستی اجاره پرداخت کرد و بعد از گذشت چند سال
اجاره بها اصل ملک را به صاحبش برگرداند را - نمی توان احکام مسجد را جاری ساخت.
به اطلاع کلیه علاقمندان میرساند
مراسم پرفیض و معنوی
اعتکاف
در تاریخ 3/3 الی 5/3مصادف با
سیزدهم الی پانزدهم رجب
در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) شربیان
برگزار می شود.
خواهران و برادران علاقمند جهت ثبت نام با شماره
09144323047 – موسی نسب تماس بگیرند.
هزینه ثبت نام15000هزار تومان
کانون فرهنگی هنری یاس نبی شربیان(مسجد حضرت ابوالفضل )

“بهتر از نیکی، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است
و برتر از علم، حامل آن و بدتر از بدی، عامل آن است
و وحشتناک تر از وحشت، آورنده آن است.”
از سخنان گهربار امام هادی علیه السلام
امامان و پیشوایان معصوم (ع) انسانهای کامل و برگزیده ای هستند
که به عنوان الگوهای رفتاری و مشعل های فروزان هدایت جامعه بشری از سوی خدا
تعیین شده اند. گفتار و رفتار و خوی و منش آنان ترسیم حیات طیبه انسانی
و وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.
بدون شک، ارتباط با چنین چهره هایی و پیروی از دستورها و رفتارشان،
تنها راه دستیابی به کمال انسانیت و سعادت هر دو جهان است.
پیشوای دهم (ع) یکی از پیشتازان دانش و تقوا و کمال است که وجودش
مظهر فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی و الگوی حق جویان و ستم ستیزان است.

قالَ الاِْمامُ الْهادى(علیه السلام):
1- جبران نقص
«لِبَعْضِ مَوالیهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ اللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»:
امام على النّقى(علیه السلام) به یکى از دوستانش فرمود:فلانى را توبیخ کن و به او بگو:
خداوند چون خیر بنده اى خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید].
2- جایگاه اجابت دعا
«إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا یُحِبُّ أَنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْها.»:
همانا براى خداوند بقعه هایى است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى
دعاکننده را به اجابت رساند، و حائر حسین(علیه السلام)یکى از آنهاست.
3- خداترسى
«مَنِ اتَّقَى اللّهَ یُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقینَ. وَ مَنْ
أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْیَیْقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقینَ.»:
هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر
که مطیع آفریدگار باشد، باکى از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید
یقین کند که به خشم مخلوق دچار میشود.
4- اطاعت خیرخواه
«مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأْیَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طاعَتَکَ.»:
هر که دوستى و نظر نهایىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه
گردان.
5- اوصاف پروردگار
«إِنَّ اللّهَ لا یُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَْوْهامُ
أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْیِهِ، کَیَّفَ
الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقالَ: کَیْفَ، وَ أَیَّنَ الاَْیْنَ بِلا أَنْ یُقالَ: أَیْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاَْیْنِیَّةِ، أَلْواحِدُ
الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ.»:
به راستى که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود.
کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورّات به کُنه او پى نبرند، و در دیده ها
نگنجد؟ او با همه نزدیکىاش دور است و با همه دورىاش نزدیک. کیفیّت و چگونگى را پدید
کرده، بدون این که خود کیفیّت و چگونگى داشته باشد. مکان را آفریده بدون این که خود
مکانى داشته باشد. او از چگونگى و مکان بر کنار است. یکتاى یکتاست، شکوهش بزرگ و نام
هایش پاکیزه است.
6- اثر بخش خداست، نه روزگار
«لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْیّامِ صُنْعًا فى حُکْمِاللّهِ.»:
از حدّ خود تجاوز نکن و براى روزگار هیچ اثرى در حکم خدا قرار نده.
7- نتیجه بى اعتنایى به مکر خدا
«مَنْ أَمِنَ مَکْرَ اللّهِ وَ أَلیمَ أَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتّى یَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ کانَ عَلى بَیِّنَة مِنْ
رَبِّهِ هانَتْ عَلَیْهِ مَصائِبُ الدُّنْیا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ.»:
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زِیَد، تکبّر پیشه کند تا قضاى خدا و امر نافذش او
را فراگیرد، و هر که بر طریق خداپرستى، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وى سبک آید و
اگر چه مقراض شود و ریز ریز گردد.
8- تقیّه
«لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِکَ التَّقِیَّةِ کَتارِکِ الصَّلوةِ لَکُنْتُ صادِقًا.»:
اگر بگویم کسى که تقیّه را ترک کند مانند کسى است که نماز را ترک کرده، هر آینه راست
گفته ام.
9- شکر و شاکر
«الشّاکِرُ أَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَةِ الَّتى أَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لاَِنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرُ نِعَمٌ وَ
عُقْبى.»:
شخص
شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است.
زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است.
10- دنیا جایگاه آزمایش
«إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْیا دارَ بَلْوى وَ الاْخِرَةَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْیا لِثَوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ
الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْیا عِوَضًا.»:
همانا که خداوند دنیا را سراى امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سراى رسیدگى قرار داده
است، و بلاى دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنیا قرار داده است.
11- ستمکار بردبار
«إِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ یَکادُ أَنْ یُعْفى عَلَیْهِ بِحِلْمِهِ. وَ إِنَّ الُْمحِقَّ السَّفیهَ یَکادُ أَنْ یُطْفِىءَ نُورَ حَقِّهِ
بِسَفْهِهِ.»:
به راستى ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود و
حقدار نابخرد، بسا که به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش کند.
12- آدم بى شخصیّت
«مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ.»:
کسى که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.
13- دنیا جایگاه سود و زیان
«أَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»:
دنیا بازارى است که گروهى در آن سود برند و دسته اى زیان ببینند.
14- حسد و خودخواهى
«أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِ
وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّةٌ سَیِّئَةٌ.»:
حسد نیکوییها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و
خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسندیده ترین خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا
و ناشایست است.
15- پرهیز از تملّق
«قالَ أَبُوالْحَسَنِالثّالِثِ(علیه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَکْثَرَ مِنْ إِفْراطِ الثَّناءِ عَلَیْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِکَ،
فَإِنَّ کَثْرَةَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخیکَ فى مَحَلِّ الثِّقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى
حُسْنِ النِّیَّةِ.»:
امام هادى(علیه السلام) به کسى که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:از این کار
خوددارى کن که تملّقِ بسیار، بدگمانى به بار می آورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب
شد از تملّق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.
16- جایگاه حُسنِ ظنّ و سوءظنّ
«إِذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أَغْلَبَ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّى یَعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ، وَ إِذا
کانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ فیهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَیْسَ لاَِحَد أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد خَیْرًا ما لَمْ یَعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ.»:
هر گاه در زمانه اى عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن که [
آدمى ] بدى از کسى ببیند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى که [آدمى]
خیرى از کسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد.
17- بهتر از نیکى و زیباتر از زیبایى
«خَیْرٌ مِنَ الخَیْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمیلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ
جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راکِبُهُ.»:
بهتر از نیکى، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایى، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است،
و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است.
18- توقّع بیجا
«لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدَرْتَ عَلَیْهِ، وَ لاَالْوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَ لاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ
إِلَیْهِ، فَإِنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.»:
از کسى که براو خشم گرفته اى ، صفا و صمیمیّت مخواه و از کسى که به وى خیانت کرده
اى ، وفا مطلب و از کسى که به او بدبین شده اى ، انتظار خیرخواهى نداشته باش، که دل
دیگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.
19- برداشت نیکو از نعمتها
«أَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ الَْتمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکْرِ عَلَیْها، وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ
شَىْء لِما أَعْطَیْتَ وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ.»:
نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزارى افزون کنید، و بدانید
که نفس آدمى رو آورنده ترین چیز است به آنچه به او بدهى و بازدارنده ترین چیز است از آنچه که از او بازدارى.
20- خشم به زیردستان
«أَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.»:
خشم بر زیردستان از پستى است.
21- عاقّ والدین
«أَلْعُقوقُ ثَکْلُ مَنْ لَمْ یَثْکَلْ.»:
نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.
22- تأثیر صله رحم در ازیاد عمر
«إِنَّ الرَّجُلَ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَکُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا
اللّهُ ثَلاثَةً وَ ثَلاثینَ سَنَةً، وَ إِنَّهُ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَکُونُ عاقًّا لِقَرابَتِهِ
قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنینَ.»:
چه بسا شخصى که مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پیوند با
خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند. و چه بسا کسى که مدّت عمرش 33
سال مقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه
سال برساند.
23- نتیجه عاقّ والدین
«أَلْعُقُوقُ یُعَقِّبُ الْقِلَّةَ وَ یُؤَدّى إِلَى الذِّلَّةِ.»:
24-نارضایتى پدر و مادر، کمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت میکشاند.
بىطاقتى در مصیبت
«أَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ إِثْنانِ.»:
مصیبت براى صابر یکى است و براى کسى که بىطاقتى میکند دوتاست.
25- همراهان دنیا و آخرت
«أَلنّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاَْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَةِ بالاَْعْمالِ.»:
مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.
26- شوخى بیهوده
«أَلْهَزْلُ فَکاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.»:
مسخرگى، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.
27- زمان جان دادن
«أُذْکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ أَهْلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ وَ لاحَبیبٌ یَنْفَعُکَ.»:
وقت جان دادنت نزد خانواده ات را به یاد آر که در آن هنگام طبیبى جلوگیر مرگت و دوستى
نفع رسانت نباشد.
28- نتیجه جدال
«أَلْمِراءُ یُفْسِدُ الْصِّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِّلُ الْعُقْدَةَ الْوَثیقَةَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تَکُونَ فیهِالْمُغالَبَةُ وَ
الْمُغالَبَةُ أُسُّ أَسْبابِ الْقَطیعَةِ.»:
جدال، دوستى قدیمى را تباه میکند و پیوندِ اعتماد را میگشاید و کمترین چیزى که در آن است
غلبه بر دیگرى است، که آن هم سبب جدایى میشود.
29- حکمت ناپذیرى دل فاسد
«أَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.»:
حکمت، اثرى در دلهاى فاسد نمیگذارد.
30- درک لذّت در قِلَّت
«أَلسَّهَرُ أَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.»:
شب بیدارى، سبب لذّتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراکى در طعام ناب است.
31- اسیر زبان
«راکِبُ الْحَرُونِ أَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الْجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»:
کسى که بر اسب سرکش، سوار است، اسیر هواى نفس خویش، و نادان، اسیر زبان خویش است.
32- تصمیم قاطع
«أُذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْریطِ بِأَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ.»:
افسوسِ کوتاهى در انجام کار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران کن.
33- خشم و کینه توزى
«أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.»:
خشم و تندى، کلیدِ گرانبارى است و خشم، بهتر از کینه توزى است.
34- ظهور مقدَّرات
«أَلْمَقادیرُ تَریکَ ما لا یَخْطُرُ بِبالِکَ.»:
مقدَّرات چیزهایى را بر تو نمایان مىسازد که به فکرت خطور نکرده است.
35- خود خواهان مغضوب
«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.»:
هر که از خود راضى باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.
36- تباهى فقر
«أَلْفَقْرُ شَرَهُ النَّفْسِ وَ شِدَّةُ الْقُنُوطِ.»:
فقر، مایه آزمندىِ نفس و سببِ ناامیدى زیاد است.
37- راه پرستش
«لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیًا شُعَبًا لَسَلَکْتُ وادِىَ رَجُل عَبَدَاللّهَ وَحْدَهُ خالِصًا.»:
اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه کسى که تنها خدا را خالصانه مىپرستد
خواهم رفت.
38- آثار گوشتخوارى
«مَنْ تَرَکَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ وَ مَنْ أَکَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ.»:
کسى که چهل روز گوشت نخورد بد خُلقى پیدا کند، و کسى که چهل روز پى در پى نیز گوشت
خورد اخلاقش بد شود.
39- یگانگى خدا
«لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعًا وَ اخْتارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْماءِ.»:
خداوند از ازل تنها بود و چیزى با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و براى خودش
بهترین نام ها را برگزید.
40- فروتنى
«أَلتَّواضُعُ أَنْ تُعْطِىَ النّاسَ ما تُحِبُّ أَنْ تُعْطاهُ.»:
فروتنى آن است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو چنان باشندش

آغازفصل عبادت ونوشیدن ازنهررجب گوارای وجودتان باد.



به بهشت نمی روم اگر مادر تو آنجا نباشی
مادرجان:
روزت مبارک
********************
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ،
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی ،
تو را دوست دارم و می ستایمت .
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت
برکت , رحمت و عزت می طلبم .
******************************
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی،
ای باغبان هستی من،
گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.
گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.
روزت مبارک مادر خوبم . . .
*******************************************
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است
زیباترین خطاب “مادر جان” است
“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق
واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید
روزت مبارک مادر . . .

سلام برتوای آینه ی تمام نمای گذشت و صبر ،
سلام بر تو ای پایدارترین لطف و مهربانی ،
سلام برتو که همه تو رامی ستایند،آسما نیان وزمینیان:
مادر ای مهربان من ،
ای مونس زیبای زندگی ام ،
با من حرف بزن با من که شکسته تراز واژه های شکسته ام ،
ای صداقت بی انتهای عشق
زیبای من یادت هست آن روزکه در کنارم نشستی
وبرایم از صداقت گل های باغچه گفتی
وگفتی که بهار یعنی به آفتاب ایمان آوردن
وبا نسیم تازه شدن وبا نوای باران درآمیختن
ومن اینک بهاررا درفصل فصل زخم های تومی بینم
گل خوشبوی من نمی دانم مهر تو را دستان پینه بسته ی کدام
باغبان در باغچه قلبم کاشت که هنوز طراوتش عطر پونه های عاشق را
در فضای ساکت وخاموش اندیشه ام می پراکندبامن حرف بزن ،
ای همدم من
ای کاش نقاش چیره دستی بودم
وتورا تا جاویدبه زیبا ترین تابلوها نقش می دادم
ای کاش نوازنده ای بودم وتورا درمیان لولوی دل انگیز
شاعرانه ترین آهنگ ها جای می دادم ،
ای کاش می توانستم دستان نوازشگرت را آن زمان درک می کردم
وای کاش می توانستم بنگارمت مادر.
مادر ای آنکه با وجود توجهان را شناختم
وبا نیروی همیشگی عشق تو با خودم آشنا شدم
یادم نمی آید امابه من گفته اند که طفلی نا چیز ونا توان بودم
که قدرت فهمیدن ودرک کردن نداشتم ولی ای مادر
درانتهای ذهنم دامان گرم تو آرامشم رابیاد دارم
وهمواره حسرت گرمی آن بر جانم ریشه دوانده
و مرا عاشق توکرده است ورشته های مهرت درقبلم رسوخ کرده است
مادرای آنکه تو را خدا ستود وبهشت را زیر پاهایت روان کرد
وبه توهدیه ی مهر وعطوفتی ارزانی داد
که تمام عالم را مبهوت مهرت گردانیده است
مادر با تمام وجودم دوستت دارم
وبا بلندترین احساس می ستایمت
وتورا تا انتهای بودن قدردانم
وبا زبانی که گویا یش کرده ای می گویم
مادرم دوستت دارم .
وصيت نامه اي که بالاي سر فاطمه (س) بود
پس از وفات فاطمه (س)، حضرت علي (ع) به بالين او آمد.
روپوش را از صورت حضرت برداشت و نوشته اي را بالاي سر او ديد
که در آن چنين نوشته شده بود:
به نام خداوند بخشنده مهربان
اين آن چيزي است که فاطمه دختر حضرت محمد(ص)به آن وصيت کرده ا ست.
وصيت کرده در حالي که شهادت مي دهد که جز «الله» خدايي نيست
و اين که محمد بنده و رسول او است.
و اين که بهشت حق و دوزخ حق است،
قيامت خواهد آمد و شک و ترديدي در آن نيست
و خداوند کساني را که در قبرها هستند برانگيخته خواهد کرد.
اي علي! من فاطمه دختر محمد (ص) مي باشم،
خداوند مرا به همسري تو درآورد تا در دنيا و آخرت براي تو باشم،
تو از ديگران نسبت به من شايسته تري،
مرا در شب حنوط کن و کفن بنما و غسل بده و بر من نماز بگذار
و شبانه دفنم کن و هيچکس را آگاه نکن.
تو را به خدا مي سپارم و به فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.
منبع: مقتل خوارزمي: ص 85،/ دلائل الامامة: ص 42،/ بحار: ج 43، ص 214.
در کتاب سلیم بن قیس هلالی به روایت ابان بن ابیعیّاش از او، از سلمان و عبدالله بن عبّاس
روایت شده که گفتند:
هنگامی که پیامبر اكرم رحلت کرد، هنوز جنازه مقدّس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند که
مردم عهد و پیمان خود را شکستند و مرتد شدند و عَلم مخالفت را برافراشتند.
شهادت برترین بانو، برگ سیاهی از تاریخ
زخمهای سینه سرخت، میكند رسوا ستم را
بر زبان زخمهایت، خطبههای آتشین است1
در کتاب سلیم بن قیس هلالی2به روایت ابان بن ابیعیّاش از او، از سلمان و عبدالله بن عبّاس
روایت شده که گفتند:
هنگامی که پیامبر اكرم رحلت کرد، هنوز جنازه مقدّس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند که
مردم عهد و پیمان خود را شکستند و مرتد شدند و عَلم مخالفت را برافراشتند.
امّا حضرت علی مشغول غسل، کفن و حنوط جسد مبارک
پیغمبر اكرم شد تا اینکه آن جسد مقدّس را به خاک سپرد. سپس علی طبق وصیّت حضرت رسول مشغول جمعآوری «قرآن مجید»
شد.
پس از این جریان عمر به ابوبکر گفت:
مردم عموماً غیر از علی و اهل بیتش با تو بیعت کردند. به دنبال وی بفرست تا بیاید و بیعت
کند. ابوبکر پسرعموی عمر را که نامش قنفذ بود، خواست و به او گفت: نزد علی برو. به وی
بگو: خلیفه پیغمبر تو را خواسته! چندین مرتبه قنفذ این مأموریت را انجام داد؛ ولی حضرت
امیر نزد آنان نیامد. عمر در حالی که خشمناک بود، برجست و خالد بن ولید و قنفذ را خواست.
به آنان دستور داد تا هیزم و آتش برداشتند و به سوی خانه حضرت، روانه شدند. در آن هنگام
حضرت زهرا پشت در نشسته بود و جسم آن بانو پس از رحلت رسول خدا ناتوان شده بود.
عمر به در خانه علی که رسید دقّالباب کرد و فریاد زد: ای پسر ابیطالب! در را باز کن! حضرت
زهرا فرمود:
«ما را با تو چه کار که نمیگذاری به عزاداری خویشتن مشغول باشیم؟!» عمر به حضرت
فاطمه گفت: در را باز کن! والّا آتش به جان شما میزنیم!
فاطمه زهرا3 در جوابش فرمود: «آیا از خدای توانا نمیترسی که داخل خانه من میشوی و به
خانه ام حمله و هجوم میکنی؟!» ولی او حاضر نشد که برگردد! آتش خواست و در خانه را
آتش زد. وقتی در سوخت، او در را باز کرد! در همین لحظه بود که حضرت زهرا در مقابل وی
قرار گرفت و فریاد زد:
«پدر جان! ای رسول خدا! »
او شمشیر خود را همانطور که در غلاف بود، بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد، وقتی ناله آن
بانوی مظلومه بلند شد، با تازیانه به نحوی به ساق دست آن حضرت نواخت که صیحهای زد و
پدر خود، رسول خدا6 را به فریاد طلبید.
هنگامی که حضرت امیر با این منظره مواجه شد، از جای برخاست و کمربند او را گرفت و او را
از جای کند و بر زمین افکند. آنگاه بینی و گردن وی را کوبید و تصمیم گرفت که او را به قتل
رساند! ولی دستور پیامبر6را به یاد آورد که به آن حضرت فرموده بود: «باید صبور و شکیبا
باشی.» بنابراین فرمود:
«ای پسر صهاک! سوگند به حقّ آن خدایی که حضرت محمّد را به مقام نبوّت گرامی داشت؛
اگر نه چنین بود که من به خاطر امر خداوند باید صبر کنم، تو میدیدی که نمیتوانستی داخل
خانه من شوی! و عمر پیوسته استغاثه میکرد!
در این هنگام مردم به میان خانه حضرت علی ریختند و بر آن حضرت غلبه یافته، ریسمان به
گردن مقدّسش انداختند!
فاطمه زهرا6 نزدیک در آمد که حضرت امیر را از دست آنان رها کند؛ ولی قنفذ، آن بانوی
مظلومه را هدف تازیانه قرار داد! و اثر آن تازیانه نظیر یک بازوبند به بازوی آن حضرت بود تا
زمانی که رحلت فرمود.
آنگاه آن بانو را به نحوی به در کوبید که دنده و پهلویش شکست و جنین خود را که در رحم
داشت، سقط کرد!
پس از آن، حضرت زهرا6 چنان در بستر بیماری افتاد که دیگر برنخاست و به شهادت رسید.
ابن قتیبه دینورى از راویان اهل سنّت در این باره آورده است:
ابوبكر، عمر را به سوی كسانی كه بیعت نكردند و در خانه علی تحصّن كردند, فرستاد. عمر به
خانه علی آمد و صدا زد؛ ولی كسی بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنكه
جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید و بیعت كنید یا خانه را بر سر آنان كه در آن
هستند، آتش میزنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: ولو فاطمه در آن باشد. همه
بیرون آمدند؛ ولی علی بیرون نیامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت: آیا نمیخواهی از علی كه از
بیعت سر باز زده، بیعت بگیری؟ ابوبكر به قنفذ گفت: برو علی را بیاور. قنفذ آمد و علی به او
گفت: «چه كار داری؟» قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را میخواهد. علی به او گفت: «زود بر
پیامبر دروغ بستید.» قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر گریهای طولانی كرد. عمر گفت:
علی را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد علی برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت كن.
علی گفت: «سبحان الله! آنچه را كه از آن او نیست، برای خودش ادّعا كرده است.» قنفذ پیام
علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر باز هم بسیار گریه كرد. پس از آن، عمر برخاست و گروهی با او
همراه شدند و به درِ خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتی فاطمه صدای آنها را شنید, با صدای
بلند فریاد كرد:
«یا ابتاه یا رسول الله! پس از تو از پسرخطّاب و پسر ابی قحافه،
چهها كه نكشیدیم.» وقتی كه گروه مهاجم، گریه فاطمه را شنیدند، در حالی كه گریه
میكردند، برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت؛ ولی عمر و عدّهای ماندند. علی را
بیرون آوردند و گفتند: بیعت كن. علی گفت: «اگر بیعت نكنم، چه میكنید؟» گفتند: به خدا
سوگند گردنت را میزنیم.3
ابوبكر به عمر بن خطاب مأموريّت داد كه برود و آنان را از خانه بیرون بیاورد و به وى گفت:
چنانچه مقاومت كردند و از بیرون آمدن خوددارى كردند، با آنان جنگ كن. عمر با شعله آتشى
كه همراه داشت و آن را به قصد آتش زدن خانه فاطمه برداشته بود، به سوى آنها حركت كرد.
فاطمه گفت: «یا بن الخطّاب اجیت لتحرق دارنا؟؛ اى پسرخطّاب! آتش آوردهاى خانه مرا
بسوزانى؟» گفت: بلى، مگر اینكه به آنچه امّت در آن داخل شدهاند (بیعت با ابوبكر) شما هم
داخل شوید ...4
در ادامه روایات شده است:
مردم جلو آمدند تا وارد خانه شدند و بر امیرمؤمنان مسلّط گردیدند و طنابی بر گردن مولا
انداختند. حضرت فاطمه میان امیرمؤمنان و مردم قرار گرفت و مانع بردن آن حضرت شد. قنفذ
ملعون با شلّاق بر بازوی حضرت زد. این ضربه برای دختر پیامبركشنده بود.بازوی آن حضرت
آنقدر ورم كرد كه تصوّر میشد ایشان بازوبند بسته باشند. فاطمه زهرا مجبور شد به
گوشهای از خانه پناه برد. آن ملعون حضرت زهرا را چنان از علی جدا كرد كه بر دیوار اصابت
نمودند و پهلوی آن حضرت شكسته شد و محسن را نیز سقط نمود و پس از آن بستری شد تا
به شهادت رسید. بنابراین ایشان شهیده هستند.5
امام صادق فرمودند:
«در اثر ضرباتی که قنفذ بر پیکر نازنین زهرا وارد ساخت، سقط جنین کرد و بدان علّت پیوسته
رنجور و ضعیف میگشت تا اینکه بستری شد و امیرمؤمنان و اسماء، بنت عمیس از آن حضرت
پرستاری مینمودند.»6
امام باقر میفرمایند:
«هنگامی که پیامبر وفات یافت و آن حوادث که عدّهای به خانه فاطمه هجوم آوردند، اتّفاق
افتاد و امیرالمؤمنان، علی را بیرون کشاندند، در اثر آن لگدی که به پهلوی فاطمه زدند، او
فرزند کاملی را که در رحم داشت، سقط کرد و این مسئله موجب بیماری و وفات ایشان شد.»7
1.رضا اسماعيلي.
2.کتاب سلیم بن قیس، ص 249؛ عوالم العلوم و المعارف، ج 11، صص 220 ـ 224، ش 1.
3.ابن قتيبه دينوري، الامامـه و السياسـه، تحقيق استاد علي شيري، ج 1, ص 30.
4.اندلسي، احمد بن محمّد بن عبدربّه، العقد الفريد، ج 3، ص 63.
5.سبحاني نسب، عليرضا، جرعهاي از كوثر، ص 185.
6.دلائل الامامـة، ص 40؛ بحارالأنوار، ج 43، صص 170 و 211.
7.دلائل الامامـة، ص 26.
منبع: من فاطمه هستم ، واحد پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر (عج)، 1391
عمردر ضمن نامه اي براي معاويه چگونگي بر خورد خود
با فاطمه (س) را چنين بيان مي کند:
به فاطمه که پشت در بود گفتم: اگر علي از خانه (براي بيعت)
بيرون نيايد، هيزم فراواني به اينجا بياورم و آتشي
بر افروزم و خانه و اهلش را بسوزانم،
و يا اينکه علي را براي بيعت به سوي مسجد مي کشانم.