اسرار نماز-- ایت الله جوادی املی

آية الله جوادى آملى

اشاره:

عبادت كه هدف آفرينش انسان است، اسرارى دارد; اسرار عبادت غير از آداب و احكام آن است .

احكام عبادت، همين واجبات است كه در كتاب‏هاى فقهى بيان شده است، مانند واجبات و اركان

نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا كردن، پاره‏اى از اين آداب در كتاب‏هاى فقهى آمده است و برخى

در كتاب‏هاى اخلاقى، اما اسرار عبادات ارواح و باطن‏هاى عبادت است كه با باطن انسان در ارتباط

است و انسان با باطن عبادت محشور مى‏شود، اين گونه بحث‏ها در كتاب‏هاى عرفانى بيان شده

است .

در اين مقال به اسرار نماز - كه از مهم‏ترين عبادت‏هاست - پرداخته مى‏شود .

برای مطالعه بقیه مطالب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


ادامه نوشته

آخرین نماز اولین نماز گزار

آخرين نمازِ اولين نمازگزار

امام علي عليه السلام زودتر از تمام مردم عصر خود به خدا و رسولش صلي الله عليه و آله ايمان آورد و نماز گزارد. ايشان اين موضوع را به طور مكرر اعلام فرمود و هيچ كس هم به مخالفت با ايشان برنخاست.

اين مطلب را هم راويان شيعه نقل كرده‌اند و هم راويان اهل سنت. خود آن حضرت مي‌فرمايند: اللهم اني اول من اناب و سمع و اجاب، لم يسبقني الا رسول الله (ص) بالصلاه! (1)

بار خدايا من نخستين كسي هستم كه به حق رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است و هيچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا صلي الله عليه و آله، و نيز فرموده‌اند: «من هفت سال پيش از آن كه كسي با پيامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.»(2)

در نماز علي عليه السلام سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازي كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگي مي‌شد كه گوشش نمي‌شنيد، چشمش نمي‌ديد و زمين و آسمان و مافيها از خاطرش محو مي‌شد! نمازي كه در آن از خوف خدا بر خود مي‌لرزيد و رنگ از رخسار مباركش مي‌پريد. اصولاً معناي نماز را بايد در نماز علي عليه السلام جست و معناي خوف را بايد از چهره رنگ پريده او دريافت و خدا را بايد از چشم او ديد.

نقل است كه پس از شهادت اميرمومنان، حضرت علي عليه السلام، يكي از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاويه روبرو شد. معاويه گفت: «مي‌خواهم علي عليه السلام را برايم توصيف كني!» ضرار - كه حالتي غمبار بر وجودش مستولي شده بود- لب به سخن گشود: «شبي علي عليه السلام را در محراب عبادتش ديدم كه از خوف خدا چون مارگزيدگان به خود مي‌پيچيد و به سان غمزدگان مي‌گريست و مي‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدين جا رسيد، معاويه گريان شد! (3)

علي عليه السلام كه اولين نمازگزار پس از پيامبر صلي الله عليه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبير به تكبيرش ديدني و شنيدني است، آخرين نمازش نيز شنيدني است، هر چند كه قلم از توصيف عاجز باشد و بيان از تعريف، وامانده:

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بيرون مي‌آمد و به آسمان مي‌نگريست؛ باز مي‌گشت و با خود مي‌گفت: «به خدا قسم اين همان شبي است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزيمت كه رسيد، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (س) كه ميزبان حضرتش بود و از اين رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علي عليه السلام شد و از ايشان درخواست كرد تا شخص ديگري را به جاي خود براي اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: « از قضاي الهي نمي‌توان گريخت.» پس گام در ركاب قضاي الهي نهاد و به راه افتاد.

زمين بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌هاي علي عليه السلام متصل كند. چشم‌هاي ناسوتيان در تمناي ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتيان، دست تمنا بر كنگره عرش ساييدند و ام كلثوم(س)، درمانده از همه چيز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علي عليه السلام كرد. در بين راه چند مرغابي به حضرت نزديك و گويي مانع از رفتن ايشان شدند، اما شهادت علي عليه السلام، گويي بي بازگشت‌ترين قضاي الهي در آن ليلة القدر خدايي بود. اين رفتن ديگر بازگشتي نداشت و علي عليه السلام ديگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و اين آخرين حربه زمينيان براي بازداشتن علي عليه السلام از رفتن بود. علي عليه السلام از در كه گذشت، زمينيان ديگر از او دست شستند. و علي عليه السلام كسي نبود كه از شهادت بگذرد كه ساليان سال است به انتظار چنين شبي نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خويش فرمود: «اي علي! كمربندت را محكم ببند و براي مرگ آماده شو.»

كوچه‌ها را يكي پس از ديگري جا مي‌گذاشت تا اين كه به مسجد رسيد. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دميد، بر بام مسجد رفت و آخرين اذان خود را در آن شهر پر از حيله و نيرنگ، ارزاني زمينيان نمود و اين آخرين اذاني بود كه علي عليه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فرياد زد!

آن شب تمام اهالي كوفه نواي دلنشين اذان علي عليه السلام را شنيدند. يتيمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر مي‌ديدند، با شنيدن صداي علي عليه السلام ، از خواب برخاستند و چون دريافتند علي عليه‌السلام بيدار است، احساس آرامش و امنيت كردند و غم بي‌پدري از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست. آري اين بانگ اذان علي عليه السلام است؛ پدر يتيمان كوفه همو كه تمام يتيمان كوفه، لذت نشستن بر زانويش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

... و علي عليه السلام براي اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بيدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بيدار بود ولي به روي شكم دراز كشيده و خود را به خواب زده بود و شمشيري در زير جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخيز كه وقت نماز است و اين چنين (به روي شكم) نخواب كه خواب شيطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و يا به طرف چپ بخواب كه خواب حكيمان است و يا به پشت بخواب كه خواب پيامبران (ع) است... قصدي در خاطر داري كه نزديك است آسمان‌ها از سنگيني آن فرو ريزند و اگر بخواهم مي‌توانم خبر دهم كه در زير جامه‌ات چه پنهان كرده‌اي... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ايستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علي عليه السلام به آرامي تكبير گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستوني به كمين ايستاده بود، چون بيد به خود مي‌لرزيد ... علي عليه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثيف ابن ملجم به شدت مي‌تپيد ... علي عليه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دويد ... شمشيرش را بالا برد تا فرود آورد، ولي شمشيرش به سقف محراب گير كرد. باز قصد فرود آوردن شمشير را نمود، شمشير را فرود آورد و فرق علي عليه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فرياد علي عليه السلام، فرياد در گلو مانده علي (ع) برخاست: «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.»و جبرييل، عزادار و مويه كنان در ميان زمين و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پايه‌هاي هدايت ويران شد و نشانه‌هاي تقوا از بين رفت و ريسمان محكم از هم گسست. پسر عموي پيامبر كشته شد، جانشين برگزيده كشته شد، علي مرتضي توسط نگون بخت‌ترين انسان‌ها كشته شد.

. 1- نهج البلاغه، خ131

. 2- الغدير / 3/221

. 3- گفتارهاي معنوي شهيد مطهري/ 63

محمدزاهد غياثي

آخرین نماز امام حسین (ع) درکربلا

آخرين نماز امام حسين عليه السلام در صحراي کربلا

در روز عاشورا شنيده ايد و مي دانيد كه كشتارها اغلب بعدازظهر صورت گرفت يعني تا ظهر عاشورا غالب صحابه امام حسين عليه السلام و تمام بني هاشم و خود اباعبدالله كه بعد از همه شهيد شدند، زنده بودند. فقط در حدود سي نفر از اصحاب ابا عبدالله در يك جريان تير اندازي كه به وسيله دشمن انجام شد، قبل از ظهر بخاك افتادند و شهيد شدند والا باقي ديگر تا ظهر عاشورا را در قيد حيات بودند.

مردي از اصحاب ابا عبدالله يكوقت متوجه شد كه الان اول ظهر است، آمد عرض كرد يا ابا عبدالله! وقت نماز است، و ما دلمان مي خواهد براي آخرين بار نماز جماعتي با شما بخوانيم. ابا عبدالله نگاهي كرد، تصديق كرد كه وقت نماز است.

مي گويند اين جمله را فرمود: «ذكرت الصلوة يا: ذكرت الصلوة» اگر ذكرت باشد، يعني نماز بيادت افتاد.

اگر ذكرت باشد يعني نماز را بياد ما آوري. «ذكرت الصلوة جعلك الله من المصلين» نماز را ياد كردي، خدا تو را از نماز گزاران قرار بدهد. مردي كه سر بر كف دست گذاشته است، يك چنين مجاهدي را امام دعا مي كند كه خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد.

ببنيد نمازگزار واقعي چه مقامي دارد! فرمود: بله نماز مي خوانيم. همانجا در ميدان جنگ نماز خواندند، نمازي كه در اصطلاح فقه اسلامي نماز خوف ناميده مي شود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو ركعت است نه چهار ركعت، يعني انسان اگر در وطن هم باشد باز بايد دو ركعت بخواند، براي اينكه مجال نيست، در آنجا بايد مخفف خواند.

چون اگر همه به نماز بايستند وضع دفاعيشان بهم مي خورد، سربازان موظف هستند در حال نماز نيمي در مقابل دشمن بايستند و نيمي به امام جماعت اقتدا كنند.

امام جماعت يك ركعت را كه خواند صبر مي كند تا آنها ركعت ديگرشان را بخوانند. بعد آنها مي روند پست را از رفقاي خودشان مي گيرند در حالي كه امام همينطور منتظر نشسته يا ايستاده است. سربازان ديگر مي آيند و نماز خودشان را با ركعت دوم امام مي خوانند.

ابا عبدالله چنين نماز خوفي خواند ولي وضع ابا عبدالله يك وضع خاصي بود زيرا چندان از دشمن دور نبودند. لهذا آن عده اي كه مي خواستند دفاع كنند نزديك ابا عبدالله ايستاده بودند و دشمن بي حيايي بي شرم حتي در اين لحظه هم آنها راحت نگذاشت.

در حالي كه اباعبدالله مشغول نماز بود، دشمن شروع به تير اندازي كرد، دو نوع تير اندازي، هم تير زبان كه يكي فرياد كرد: حسين! نماز نخوان، نماز تو فايده اي ندارد، تو بر پيشواي زمان خودت يزيد، ياغي هستي، لذا نماز تو قبول نيست! و هم تيرهائي كه از كمانهاي معموليشان پرتاب مي كردند.

يكي دو نفر از صحابه ابا عبدالله كه خودشان را براي ايشان سپر قرار داده بودند، روي خاك افتادند. يكي از آنها سعيدبن عبدالله حنفي به حالي افتاد كه وقتي نماز ابا عبدالله تمام شد، ديگر نزديك جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالين او رساندند. وقتي به بالين او رسيدند، او جمله عجيبي گفت عرض كرد: يا ابا عبدالله! اوفيت؟ آيا من حق وفا را بجا آوردم؟ مثل اينكه هنوز هم فكر مي كرد كه حق حسين آنقدر بزرگ و بالاست كه اين مقدار فداكاري هم شايد كافي نباشد. اين بود نماز ابا عبدالله در صحراي كربلا.

ابا عبدالله در اين نماز تكبير گفت، ذكر گفت، «سبحان الله» گفت ، «بحول الله و قوته اقوم واقعد» گفت، ركوع و سجود كرد، دو سه ساعت بعد از اين نماز براي حسين (ع) نماز ديگري پيش آمد، ركوع ديگري پيش آمد، سجود ديگري پيش آمد آبشكل ديگري ذكر گفت. اما ركوع ابا عبدالله آن وقتي بود كه تيري به سينه مقدس وارد شد و ابا عبدالله مجبور شد تير را از پشت سر بيرون بياورد. آيا مي دانيد سجود ابا عبدالله به چه شكلي بود؟

سجود بر پيشاني نشد چون ابا عبدالله قهرا از روي اسب بر زمين افتاد. طرف راست صورتش را روي خاكهاي گرم كربلا گذاشت. ذكر ابا عبدالله اين بود: «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله».

آثار نماز نخواندن

آثار نماز نخواندن

خشم خداى متعال

1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نمازى را نخواند، خداوند را مى بيند كه بر او خشمناك است.

تباه شدن عمل

2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نماز را از روى قصد ترك كند، خداوند عملش را تباه مى كند[1].

3 ـ زراره: از امام صادق درباره اين گفته خداى جلّ جلاله پرسيدم : «هر كس به (اركان) ايمان كفر ورزد، بى گمان عملش تباه است» ، فرمود: ترك كردن كارى كه بدان اقرار دارد كه از آن جمله، ترك نماز بى هيچ بيمارى و گرفتارى است.

كفر

4 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هركس نماز را عمداً ترك كند، آشكارا كفر ورزيده است[2].

5 ـ پيمان ميان ما و آنان، نماز است . پس هر كس آن را ترك كند ، كافر شده است.

6 ـ كسى كه نماز نمى گزارد، دين ندارد.

7 ـ كسى كه نماز نمى گزارد، بهره اى از دين ندارد[3].

8 ـ (مرز) ميان كفر و ايمان ، جز ترك نماز نيست.

9 ـ (مرز) ميان بنده و كفر، ترك نماز است.

10 ـ هركس نماز را ترك كند و به پاداش آن اميد نورزد و از عذابش نهراسد، اهميت نمى دهم كه يهودى، مسيحى و يا مجوس بميرد.

11 ـ ميان مسلمان و كفر ، جز اين نيست كه نماز واجب را از روى قصد ترك كند و يا به جهت سبك شمردن آن را نخواند.

12 ـ امام صادق عليه السّلام : مردى نزد پيامبر آمد و گفت: اى پيامبر خدا، مرا سفارش كن. فرمود: نماز را از روى قصد وامگذار كه هر كس آن را از روى قصد ترك كند، دين اسلام از او وا رهيده است. (مسلمان نيست)[4].

13 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ـ در سفارش به معاذ ـ : هرگز نماز واجب را از روى قصد ترك مكن ، كه هر كس نماز واجب را از روى قصد ترك كند، خداوند تعهدى دربرابر او ندارد[5].

14 ـ امام صادق عليه السّلام ـ به كسى كه از گناهان بزرگ پرسيده بود ـ فرمود: ترك كردن نماز از روى قصد يا هر آنچه خداى جلّ جلاله واجب كرده است؛ زيرا پيامبرخدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كس نماز را از روى قصد ترك كند ، از پيمان خداوند جلّ جلاله و پيمان پيامبرش ، بيرون رفته است.

15 ـ امام علىّ عليه السّلام : تفاوت ميان مؤمن و كافر، نماز است . پس هر كس آن را ترك كند و ادعاى ايمان كند، عملش او را تكذيب مى كند و گواهى از خودش بر خود اوست.

16 ـ امام صادق عليه السّلام ـ در پاسخ به اين پرسش : چگونه زناكار را كافر نمى ناميد و ترك كننده نماز را كافر مى ناميد و دليل آن چيست؟ ـ فرمود: چون زناكار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت آن را انجام مى دهد و ترك كننده نماز فقط از روى سبك شمردن ، آن را ترك مى كند.

(1) در صحيح بخارى وسنن نسايى ومسندابن حنبل چنين آمده است: «هركس نماز عصر را ترك كند...».

(2) در عوالى اللآلى قيد «آشكارا» نيست.

(3) متن دعائم الاسلام چنين است: «كسى كه نماز را ترك كند نصيبى از اسلام ندارد».

(4) در الترغيب و الترهيب چنين آمده است: «از روى قصد نماز را ترك مكنيد، كه هر كس آن را از روى قصد ترك كند، از دين خارج شده است».

(5) در المستدرك على الصحيحين در انتهاى حديث افزوده است : «و پيامبرش نيز تعهدى ندارد».

آثار نماز

آثار نماز

از ميان رفتن بديها

قرآن :

«و در دو طرف روز (اوّل و آخر آن) و نخستين ساعات شب نماز بر پا دار، زيرا خوبيها ، بديها را از ميان مى برد. اين پندى براى پندگيرندگان است.»

1 ـ ابو عثمان: با سلمان زير درختى بوديم كه شاخه خشكى را از آن گرفته وتكان داد، تا اينكه برگهايش ريخت و گفت: آيا نمى پرسى چرا اينگونه مى كنم؟ گفتم: چراكردى؟ گفت: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله برايم اينگونه كرد و سپس فرمود: همانا مسلمان هر گاه وضويى نيكو گرفت و نمازهاى پنجگانه را خواند، گناهانش مى ريزد همانگونه كه اين برگها ريخت. سپس گفت: «و در دو طرف روز (اوّل و آخر آن) و نخستين ساعات شب نماز بر پا دار، زيرا خوبيها ، بديها را از ميان مى برد. اين پندى براى پندگيرندگان است».

2 ـ ابن مسعود: مردى از زنى بوسه اى ربوده بود . پس نزد پيامبر آمد و به او خبر داد. سپس خداوند اين آيه را فرو فرستاد: «و در دو طرف روز (اوّل و آخر آن) و نخستين ساعات شب نماز بر پا دار ؛ زيرا خوبيها ، بديها را از ميان مى برد». پس آن مرد گفت: اى پيامبر خدا، آيا اين مخصوص من است؟ فرمود: براى همه امّتم، تمام آنان.

3 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نمازها، پوشاننده آنچه در ميان آن هاست، مى باشند ؛ چون خداوند جلّ جلاله گفته است: «همانا خوبيها، بديها را از ميان مى برند»[1].

4 ـ ابو ايّوب انصارى: پيامبر همواره مى گفت: هر نماز، خطاهاى پيش از خود را مى زدايد.

5 ـ ابوذر: عرض كردم: اى پيامبر خدا، توبه مردى كه دروغ عمدى بگويد چيست؟ فرمود: استغفار و نمازهاى پنجگانه، كه آن را مى شويد.

6 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس وضو بگيرد آنگونه كه فرمان داده شده و نماز بخواند آنگونه كه فرمان يافته، هر چه پيشتر كرده، آمرزيده مى شود.

7 ـ نمازهاى پنجگانه ونمازجمعه تا جمعه، پوشاننده آنچه درميان آن هاست، مى باشند تا آنگاه كه گناهان بزرگ را در بر نگيرد.

8 ـ همانا مسلمان نماز مى گزارد در حالى كه خطاهايش بر سرش نهاده شده است . پس هرگاه سجده مى كند فرو مى ريزد و از نماز فارغ مى شود ، در حالى كه خطاهايش ريخته است.

9 ـ هيچگاه دو فرشته نگهبان، نماز انسان را با نماز ديگرش به سوى خدا نمى برند ، جز اينكه خداى تبارك و تعالى (به آن دو فرشته) مى گويد: شما را گواه مى گيرم كه ميان آن دو نماز را بر بنده ام آمرزيدم.

10 ـ همانا گناهان بنده مسلمان در حال نمازِ خالصانه فرو مى ريزد ، همانگونه كه اين برگ از اين درخت فرو مى ريزد.

11 ـ هر گاه يكى از شما وضويى نيكو بگيرد و فقط براى نماز به مسجد بيايد، هيچ گامى بر نمى دارد ، جز اينكه خداوند در برابر آن ، او را يك درجه بالا مى برد و خطايى را از او مى زدايد.

12 ـ وقت هيچ نمازى در نمى رسد ، جز اينكه فرشته اى در پيشگاه خداوند فرياد بر مى آورد: اى مردم، برخيزيد و به سوى آتشهايى كه بر پشت خود افروخته، برويد و با نمازهايتان آن ها را خاموش سازيد.

13 ـ در وقت هر نماز، مناديى بر مى خيزد و مى گويد: اى پسران آدم، برخيزيد و آنچه را بر خود افروخته ايد، خاموش كنيد . پس بر مى خيزند و طهارت مى سازند و خطاهاى پيش رويشان فرو مى ريزد و نماز مى خوانند و آنچه در ميان آن دو بوده آمرزيده مى شود . سپس در اين ميان آتش مى افروزند (گناه مى كنند) پس هنگام نمازِ نخستين، فرياد بر مى آورد: اى فرزندان آدم، برخيزيد و آنچه بر خود افروخته ايد، خاموش كنيد . پس بر مى خيزند، طهارت مى سازند و نماز مى خوانند و آنچه در ميان آن دو بوده ، آمرزيده مى شود و هنگام نماز عصر، همينگونه است و نيز هنگام نماز مغرب و نماز عشاء. پس در حالى كه آمرزيده شده اند، به خواب مى روند.

14 ـ مى سوزيد، پس هنگامى كه نماز صبح مى خوانيد بر آن آب مى ريزيد . سپس مى سوزيد و مى سوزيد ، پس هنگامى كه نماز ظهر مى خوانيد بر آن آب مى ريزيد. سپس مى سوزيد و مى سوزيد ، پس هنگامى كه نماز عصر مى خوانيد بر آن آب مى ريزيد. سپس مى سوزيد و مى سوزيد، پس هنگامى كه نماز مغرب مى خوانيد بر آن آب مى ريزيد . سپس مى سوزيد و مى سوزيد، پس هنگامى كه نماز عشاء مى خوانيد بر آن آب مى ريزيد. سپس مى خوابيد و بر شما چيزى نوشته نمى شود تا اينكه بيدار شويد.

15 ـ در بيان پاداش نماز ـ : هنگامى كه به نماز مى ايستى و رو به قبله مى كنى و (سوره) حمد را و هر سوره اى كه مى توانى مى خوانى، سپس خم مى شوى وركوع وسجود را تمام به جا مى آورى و تشهد و سلام مى گويى ، همه گناهانت از نمازى كه آوردى تا نماز پس از آن ، آمرزيده مى شود . اين است آنچه در نمازت به دست مى آورى.

16 ـ قطب راوندى: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله مردى را ديد كه مى گويد: خدايا ، مرا بيامرز و نمى بينم كه بيامرزى. پس حضرت به او فرمود: چرا بدگمانى؟ گفت: چون من در دوران جاهليت و اسلام گناه كرده ام. حضرت فرمود: اما گناهانى كه در جاهليت كرده اى، ايمان آن ها را زدود و آنچه در اسلام انجام داده اى، نماز تا نماز ، كفاره ميان آن دوست.

17 ـ امام علىّ عليه السّلام : هر كس نماز را با آگاهى از حقيقتش به جا بياورد آمرزيده مى شود.

18 ـ گناهى كه مهلت يابم پس از آن دو ركعت نماز بخوانم، مرا انديشناك نمى كند.

پاكى جان

19 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : مثال نماز در ميان شما ، مثال جوى آبى است كه بر خانه يكى از شما روز و شب روان باشد و او پنج بار خود را در آن بشويد. پس (همانگونه كه) هيچ چركى با پنج بار شستن باقى نمى ماند ، گناهان نيز با پنج بار نماز خواندن ، باقى نمى مانند.

20 ـ امام باقر عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: اگر بر در خانه يكى از شما، جويى باشد و هر روز پنج بار خود را در آن بشويد، در تن وى چركى باقى مى ماند؟ گفتيم[2]: نه . فرمود: پس همانا مثال نماز، مثال همان جوى روان است كه هرگاه نماز مى گزارد ، آنچه گناه ميان آن دو (نماز) است پاك مى كند.

21 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نمازهاى پنجگانه كفّاره ميان آنان است . اگر مردى ميان منزل و محل كارش، پنج جوى آب براى شست و شوى خويش داشته باشد و هر گاه به محل كارش برود و در آن كار كند و عرق بريزد به اين جويها مى رود و خود را پاكيزه مى سازد ، آيا از چرك و كثيفى وى چيزى مى ماند ؟ نمازهاى پنجگاه نيز چنين است ، هر گاه خطايى از او سرزند يا آنچه خدا خواهد بشود ، نماز بگزارد و دعا كند و آمرزش بطلبد ، هر چه در اوست آمرزيده گردد .

22 ـ امام علىّ عليه السّلام : نماز ، صابون خطاهاست.

23 ـ در گفتارى كه در آن يارانش را به نماز سفارش مى كرد ـ فرمود: و همانا نماز ، گناهان را چون برگ فرو مى ريزد و آن ها را مى گشايد، آن گونه كه بند از كسى بگشايند و پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ، آن را به چشمه آب گرم كه بر در خانه مرد روان باشد، تشبيه كرد كه شبانه روز، پنج بار خود را در آن بشويد ، ديگر چركى بر تن وى نخواهد ماند.

24 ـ ابوحمزه ثمالى: از يكى از دو (امام باقر يا امام صادق) شنيدم كه مى فرمايد: حضرت علىّ7 به مردم رو كرد و گفت: اميدوار كننده ترين آيه در كتاب خدا كدام است؟ برخى گفتند: «بى گمان خداوند شرك ورزيدن به خود را نمى بخشد وپائين تر از آن را براى هر كه بخواهد مى بخشد».

فرمود: نيكوست ولى آن نيست. برخى گفتند: «اى بندگان من ـ كه بر خويشتن زياده روى روا داشته ايد ـ از رحمت خدا نوميد مشويد».

فرمود: نيكوست ولى آن نيست. برخى گفتند: «آنان كه چون كار زشتى كنند ، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مى آورند و براى گناهانشان آمرزش مى خواهند».

فرمود: نيكوست ولى آن نيست. پس مردم، از سخن باز ايستادند و حضرت فرمود: اى مردم مسلمان، شما را چه مى شود؟ گفتند: نه،به خدا سوگند، چيزى نمى دانيم.

فرمود: شنيدم پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله مى گويد: اميدوار كننده ترين آيه در كتاب خدا اين است: «در دو طرف روز و نخستين ساعات شب نماز برپا دار» و همه آيه را قرائت كرد و گفت: اى علىّ، سوگند به كسى كه مرا به حقّ، نويد بخش و بيم دهنده برانگيخت؛ همانا يكى از شما به وضو بر مى خيزد، پس گناهانش از اندامش فرو مى ريزد و هنگامى كه با برون و درون به خدا رو كند، از نمازش باز نمى گردد ، جز آنكه از گناهانش چيزى بر او نمانده است ؛ آنگونه كه مادرش او را زاده بود . پس اگر به گناهى ميان دو نماز گرفتار آمد برايش چنين است تا اينكه هر پنج نماز را شمرد و سپس گفت: اى علىّ، جايگاه نمازهاى پنجگانه براى امتم چون جويى است كه بر در خانه يكى از شما روان باشد، پس چه گمان مى بريد اگر در تن وى چركى باشد و خود را در آن جوى پنج بار در روز بشويد، آيا در تنش چركى مى ماند؟ به خدا سوگند، نمازهاى پنجگانه براى امتم نيز همينگونه است.

راندن شيطان

25 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز ، چهره شيطان را سياه مى كند.

26 ـ امام علىّ عليه السّلام : نماز، پناهگاهى در برابر حمله هاى شيطان است.

27 ـ نماز ، پناهگاه رحمان و وسيله راندن شيطان است.

28 ـ امام صادق عليه السّلام : فرشته مرگ، شيطان را از مواظبت كننده بر نماز، دور مى كند و در آن حال سخت (جان كندن) گواهى بر يكتايى خداوند و رسالت محمّد صلّى الله عليه و آله را به او تلقين مى كند.

بازداشتن از كار زشت و ناپسند

قرآن :

«آنچه از كتاب به تو وحى شده است، بخوان و نماز برپادار كه همانا نماز از كار زشت و ناپسند باز مى دارد و بى گمان ياد خدا بزرگتر است و خداوند مى داند چه مى كنيد.»

29 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نمازش او را از كار زشت و ناپسند باز ندارد، جز دورى از خدا نيفزايد.

30 ـ كسى كه از نماز فرمان نبرد، نمازى ندارد و فرمان بردن از نماز، خوددارى از كار زشت و ناپسند است.

31 ـ عمران بن حصين: درباره گفته خدا: «همانا نماز از كار زشت و ناپسند باز مى دارد» از پيامبر صلّى الله عليه و آله پرسيده شد. فرمود: هر كس، نمازش او را از كار زشت و ناپسند باز ندارد، نمازى ندارد.

32 ـ انس: جوانى از انصار همراه پيامبر نماز مى گزارد و كارهاى زشت هم مى كرد . اين مطلب را به پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله گفتند. فرمود: روزى، نمازش او را باز مى دارد[3].

33 ـ ابو هريره: مردى نزد پيامبر آمد وگفت: همانا فلانى در شب نماز مى خواند وصبح، دزدى مى كند. فرمود: آنچه مى گويد (نمازش) بزودى او را باز مى دارد.

34 ـ امام صادق عليه السّلام : هر كس دوست دارد بداند آيا نمازش پذيرفته شده است يا نه، پس بنگرد آيا نمازش، او را از كار زشت و ناپسند بازداشته است، يا نه. پس به هر اندازه كه او را بازداشته، از او پذيرفته شده است.

35 ـ نماز ، بازدارنده اى الهى است؛ زيرا نمازگزار را تا آنگاه كه در نماز است از گناهان باز مى دارد. خداى جلّ جلاله مى فرمايد: «همانا نماز از كار زشت و ناپسند باز مى دارد».

36 ـ بدان كه نماز بازدارنده اى براى خدا در زمين است، پس هر كس دوست دارد بداند چه اندازه از نمازش سود برده ، پس بنگرد، اگر نمازش او را از كارهاى زشت و ناپسند باز داشته، به همان اندازه كه او را بازداشته، از نمازش بهره برده.

پايدارى

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از شكيبايى ونماز يارى جوييد؛ كه خدا با شكيبايان است.»

37 ـ حذيفه: هرگاه به پيامبر صلّى الله عليه و آله غم و اندوهى مى رسيد، نماز مى خواند[4].

38 ـ يوسف بن عبدالله بن سلام: پيامبر صلّى الله عليه و آله هرگاه به خانواده اش سختى مى رسيد، آنان را به نماز فرمان مى داد و سپس اين آيه را قرائت مى كرد: «و خانواده ات را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش».

39 ـ امام صادق عليه السّلام : علىّ عليه السّلام هرگاه از چيزى انديشناك مى گرديد، به نماز پناه مى برد و سپس اين آيه را تلاوت مى كرد: «و از شكيبايى و نماز يارى جوييد».

40 ـ چه چيز مانع مى شود هرگاه بر يكى از شما اندوهى از اندوههاى دنيا رسيد ، وضو بگيرد ، سپس به مسجد برود و دو ركعت نماز بخواند و خدا را در آن بخواند؟ آيا نشنيده اى كه خداوند مى گويد: «و از شكيبايى و نماز يارى جوييد» ؟

فرو آمدن رحمت

41 ـ ابوحمزه از امام باقر عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه بنده مؤمن در نمازش مى ايستد، خداوند به او مى نگرد ـ يا فرمود: خدا به او روى مى آورد ـ تا آنگاه كه باز گردد و سايه رحمت را از بالاى سرش تا كرانه آسمان بر او مى گسترد و فرشتگان، اطرافش را تا كرانه آسمان مى گيرند و فرشته اى بر بالاى سرش گمارده مى شود كه به او مى گويد: اى نمازگزار ، اگر مى دانستى چه كسى به تو مى نگرد و با چه كسى مناجات مى كنى، روى نمى گرداندى و هرگز از اينجا نمى رفتى .

42 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : اى ابوذر، هيچ مؤمنى به نماز نمى ايستد ، جز اينكه از او تا عرش نيكى نثارش مى شود و فرشته اى بر او گمارده مى گردد كه ندا در مى دهد: اى پسر آدم، اگر مى دانستى چه در نمازت به دست مى آورى و با كه مناجات مى كنى، نه ملول مى گشتى و نه روى مى گرداندى.

43 ـ هنگامى كه بنده در نماز مى ايستد، نيكى و احسان بر سرش پاشيده مى شود ، تا آنگاه كه ركوع كند. پس هنگامى كه ركوع كرد، رحمت الهى او را بالا مى برد تا سجده كند و سجده كننده بر درگاه خداوند متعال سجده مى كند، پس درخواست كند و اشتياق ورزد.

44 ـ [ براى نمازگزار ] سه ويژگى است: رحمت الهى او را از كف پايش تا كرانه آسمان در بر مى گيرد و فرشتگان از روى سرش تا كرانه هاى آسمان گرداگرد او را مى گيرند و فرياد كننده اى ندا در مى دهد: اگر مناجات كننده مى دانست با كه مناجات مى كند، باز نمى گشت.

45 ـ فرشتگان پيوسته بر بنده درود مى فرستند ، تا آنگاه كه در نمازگاهش نماز مى خواند و برنخاسته يا حدثى از او سرنزده است ، فرشتگان مى گويند: خدايا او را بيامرز و بر او رحمت آور.

46 ـ امام علىّ عليه السّلام : نماز ، رحمت را فرو مى آورد.

47 ـ هنگامى كه انسان به نماز مى ايستد، ابليس پيش مى آيد و حسودانه به او مى نگرد، چون مى بيند رحمت الهى او را در بر گرفته است .

48 ـ اگر نمازگزار مى دانست چگونه شكوه الهى او را در برگرفته است، سربرداشتن از سجده را خوش نمى داشت.

49 ـ امام صادق عليه السّلام : همانا مهمان خداوند جلّ جلاله ... مردى است كه در نماز است، او در پناه رحمت خداست تا آنگاه كه نمازش را به پايان برد.

پذيرش دعا

50 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نمازى واجب بگذارد ، نزد خداوند يك دعاى پذيرفته دارد.

51 ـ چهار هنگام درهاى آسمان گشوده مى شود و دعاء پذيرفته مى گردد: ... هنگام برپا كردن نماز.

52 ـ هر كس نمازى بخواند كه در آن چيزى از چاره انديشى هاى دنيا را در دل نگذراند، هيچ چيز از خدا نمى خواهد ، جز اينكه به او مى دهد.

رسيدن به هر خوبى

53 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز ، كليد هر خوبى است.

54 ـ همواره امتم در خير و خوبى هستند ، تا آنگاه كه با يكديگر دوست باشند و نماز را بر پا دارند ... پس اگر چنين نكنند به قحطى و خشكسالى گرفتار مى شوند.

تقرّب به خداوند متعال

55 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : همانا نماز ، وسيله تقرّب شخص با ايمان است.

56 ـ نماز ، وسيله تقرّب هر شخص با تقوا است.

57 ـ امام علىّ عليه السّلام : همانا زكات به همراه نماز ، وسيله تقرب مسلمانان قرار داده شده است.

58 ـ نماز ، برترين تقرّب است.

59 ـ امام صادق عليه السّلام ـ پس از آنكه ابوحنيفه به ايشان گفت: اى ابوعبدالله، چقدر بر نماز شكيبايى مى ورزى ـ فرمود: اى نعمان، آيا نمى دانستى كه نماز ، وسيله تقرّب هر شخص باتقوا است؟

ورود به بهشت

60 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : كليد بهشت، نماز است.

61 ـ خداى جلّ جلاله فرمود: براى بنده ام تعهد كرده ام،اگر نماز را در وقتش برپا دارد،كيفرش ندهم و او را بى محاسبه وارد بهشت گردانم .

62 ـ امام صادق عليه السّلام : خداوند از هر كس يك نماز را بپذيرد، عذابش نمى كند، از هر كس يك كار نيك بپذيرد، كيفرش نمى دهد.

63 ـ روز قيامت ، پيرمرد را مى آورند و نامه عملش را آشكارا و پيش روى مردم به او مى دهند در حالى كه جز بدى در آن ديده نمى شود، پس بر او گران مى آيد و مى گويد: اى پروردگار من، آيا فرمان مى دهى مرا به دوزخ برند؟ پس خداى بزرگ ـ جلّ جلاله ـ مى گويد: اى پير، من شرم مى كنم تو را كيفر دهم و حال آنكه تو در دنيا براى من نماز مى گزاردى. بنده ام را به بهشت ببريد.

64 ـ محمّد بن عمران از امام صادق عليه السّلام : بنده اى را روز قيامت مى آورند كه كار نيكى ندارد . پس به او گفته مى شود: ياد كن يا به ياد آر، آيا كار نيكى دارى؟ پس به ياد مى آورد و مى گويد: اى پروردگار من، كار نيكى نكرده ام جز اينكه فلان بنده با ايمانت بر من گذشت، از او آب خواستم و او به من داد . پس با آن وضو گرفتم و براى تو نماز گزاردم. (امام صادق) فرمود: پس پروردگار تبارك و تعالى مى فرمايد: همانا تو را آمرزيدم، بنده ام را وارد بهشت كنيد.

(1) در دعائم الاسلام چنين آمده است: «پوشاننده آنچه در ميان آن هاست ، تا آنگاه كه از گناهان بزرگ دورى گزيند...».

(2) گويى درست چنين باشد: «گفتند: نه».

(3) در بحار افزوده است: «طولى نكشيد كه توبه كرد».

(4) در مجمع البيان آمده است: «هرگاه اندوهگين مى شد، از نماز وروزه يارى مى جست».

آثار مادي و معنوي نماز

آثار مادي و معنوي نماز

در بهسازي زندگي

به قلم: رقيه گرگين

دانشجوي رشته ي شيمي كاربردي دانشگاه زاهدان

نماز از جمله عباداتي است كه اثرات مادي و معنوي بسيار زيادي در زندگي بشر دارد. مقدمات نماز از هنگام وضو تا پايان نماز هر كدام جزء به جزء فوايد و آثاري دارد كه در اين جا قادر به بيان همه­ي آن ها نيستيم و تنها به نكاتي چند اشاره مي­كنيم.

آثار بهداشتي نماز از جمله صحيح بودن پاك نگه داشتن بدن، لباس و جاي نماز و پرهيز از نجاست­ها كه موجب زدودن ميكروب­ها و آلودگي­ها از محيط زندگي و حفظ بهداشت جسماني است.

وضو سمبل طهارت عمومي بدن و موجب نشاط و سلامت است و مانند غسل، داراي آثار روحي و معنوي است و در پيشگيري و درمان بيماري هاي جسمي و رواني، اثر دارد.

البته نبايد اعمال عبادي را به خاطر اين فوايد اجرا كرد كه موجب بطلان آن خواهد شد، زيرا اگر كسي غسل و وضو كند. تا ضمن آن خنك شود يا از فوايد بهداشتي آن بهره­مند شود و يا قيام و ركوع و سجود كند تا ضمن آن حركات ورزش و نرمش اجرا كند نماز شرك­آلود خوانده است.

نماز بزرگ­ترين و محكم­ترين پناه­گاه معنوي است. نماز كه مشتمل بر عقل، علم، اختيار حس مسئوليت، اتكا به حضرت حق و قدرت بي­انتهاي او و قطع اميد از اغيار است. بزرگ­ترين و محكم­ترين سنگر اطمينان و آرامش و استنقاي روح انسان است.

از جمله آثار اخلاقي و تربيتي نماز پيام پرورشي پروردگار است. نماز بازدارنده از بدي­ها، معراج هر مومن پاكيزه، مايه­ي نزديكي هر انسان پرهيزگار به خدا، پاك­كننده گناهان، شستشو دهنده­ي جسم و جان، خاموش كننده­ي آتش دوزخ، بن اسلام، پايه دين، نردبان رسيدن به اوج كمال و انسانيت، مهم­ترين نماد دين، بهترين كارها و معيار سنجش اعمال است. اگر نماز قبول شود كارهاي ديگر هم پذيرفته مي­شود و اگر نماز رد شود كارهاي ديگر نيز مردود است.

وقت­شناسي و زمان­سنجي از مهم­ترين عوامل پيشرفت جوامع بشري است برنامه­ريزي هاي شخصي و اجتماعي بدون سنجيدن زمان و اوقات مناسب هر كار ممكن نيست و مي­توان گفت نماز وقت شناسي و زمان سنجي است.

نماز خواندن داراي خاصيت خودتاثيري و خودالقايي است. همان­طور كه از طريق تلقين مي­توانيم بر ديگران اثر بگذاريم. گاهي مي­توانيم خود را نيز تحت تاثير تلقين­هاي خود قرار دهيم. اسلام كه واقع­بيني خاص خود را دارد با وضع نماز و تنظيم برنامه آن، بهترين دستور علمي و عملي را براي تلقين حقايق و خوبي­ها به نمازگزار تدارك ديده است و با مقرركردن آن مسلمانان را موظف كرده است كه در هر شبانه روز پنج بار به خود تاثيري بپردازند و تلقين كننده­ي آن حقايق و خوبي­ها و وظيفه­ها به نفس خود باشند.

نماز برطرف كننده­ي كبر است. امام علي(ع) فرمودند: خدا، ايمان را براي پاك­كردن از نجاست شرك و نماز را براي پاكيزه كردن از پليدي كبر واجب كرد.

رسول خدا(ص) فرمود: «شيطان پيوسته تا وقتي­كه فرزند آدم بر نمازهاي پنج­گانه محافظت و مواظبت دارد از وي ترسان است و چون نمازها را ضايع كند بر او دلير مي­شود و او را در گناهان بزرگ مي­اندازد.»

نماز عامل سازنده­اي است كه پايداري و مقاومت انسان را در برابر فراز و نشيب هاي زندگي حفظ مي­كند و نمازگزار در برابر هر خير و شر، خوبي بدي، خويش را حفظ نموده و با هر بادي نمي­لرزد.

نماز حسّ مسئوليت و تقوا و پرهيزكاري و خداترسي و حق­شناسي را در انسان زنده مي­كند. نماز انسان را به ياد خدا و ياد دادگاه عدل او مي­اندازد. و گرد غبار خودپسندي و خودپرستي را از صفحه­ي دل او مي­شويد و او را از جهان محدود بيرون آورده و به جهان ماوراي طبيعت و به عالم پاكي­ها متوجه مي­سازد.

نماز وسيله­اي است كه انبياء(ع) و اولياي الهي در رفع هر مشكلي و دفع هر شرّي و دور ماندن از هر دشمني از آن استمداد مي­نمودند. نماز انسان را به قدرت لايزالي پيوند مي­دهد كه همه­ي مشكلات براي او سهل و آسان مي­شود، همين احساس سبب مي­شود كه انسان در برابر حوادث نيرومند و خونسرد باشد. نماز يك نهر روان و يك چشمه­ي كوثر است هم آتش­هاي گذشته را خاموش مي­كند و هم نمي­گذارد انسان بعداً گرفتار آتش شود هم جلوي بدي­ها را مي­گيرد و هم آن بدي هاي گذشته را از بين مي­برد يكي از بارزترين ذكر خداوند نماز است، عشق و محبت به خداست كه علاقه به امور دنيوي را از دل خارج مي­كند و شوق لقاي حق تعالي را در دل زنده­تر مي سازد. رسول خدا(ص) فرمودند: نماز اسلحه­اي است در برابر كافر.

نماز باعث بركت و رحمت الهي است خداوند سبحان در سوره ي انفال آيه 2و 3، پنج صفت براي مومنان بيان مي­كند كه يكي از آن اوصاف اقامه­­ي نماز است يعني نه تنها خود نماز مي­خواند بلكه ديگران را هم وادار به نماز مي­كند بعد براي آن ها چهار پاداش ذكر مي­كند كه يكي از آن پاداش­ها رزق كريم است لذا مي­فرمايد: «رزق كريم»

آثار نماز در عالم برزخ( قبر):

رسول خدا(ص) فرمودند: «نماز بين نمازگزاران و عزرائيل (سلام ا عليه) فرشته ي مرگ، شفاعت مي­كند. (تا نمازگزار راحت­تر جان بدهد)

«نماز در قبر مونس و همدم نمازگزار است»، « نماز فرش نمازگزار در قبر مي­شود».

آثار نماز در قيامت:

رسول خدا(ص) فرمود: «نماز واقعي و با حضور قلب در روز قيامت تاجي بر سر نمازگزاران است»، «نماز واقعي و با حضور قلب (در روز قيامت) نور چهره­ي نمازگزاران است»، «نماز با حضور دل، روز قيامت پوشش و مانعي بين نمازگزار و آتش دوزخ مي­گردد».

اميد است كه خداوند متعال ما را از نمازگزاران واقعي قرار دهد.

آثار اخروی نماز

آثار اخروي نماز

نماز، عطيه اي الهي است كه به عنوان فلاح مطلق«حي علي الفلاح» و بهترين عمل «حي علي خير العمل» و ستون خيمه دين«الصلوة عمود الدين»[1] معرفي شده است. نماز عروج به قبله‎ي رفيع انسانيت «الصلوة معراج المؤمن»[2] است كه تعالي روح و كسب ملكات اخلاقي و نجات از فساد و تباهي از رهگذر آن حاصل مي آيد «إن الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر»[3]. دريافت نشان عبوديت از رهگذر اين عبادت زيباي الهي،‌ براي انساني ميسّر است كه شرايط صحت و قبول و كمال اين عبادت عظيم را به نحو احسن بجاي آورد. وقتي عبد اين عبادت الهي را «كه جز بر خاشعان بزرگ مي نماياند»،‌[4] به طور شايسته به انجام رساند،‌ آثار عظيمي اعم از فردي، اجتماعي، دنيوي و اخروي را بدنبال خواهد داشت كه در حقيقت ثمره و نتيجه عمل او محسوب مي شود. در اين نوشتار مختصر در صدد بيان همه جانبه اين آثار نيستيم بلكه به برخي از آثار برزخي و اخروي اين عبادت درخشان در آيات و روايات اشاره مي كنيم.

آثار نماز در آيات الهي(توجه يا بي توجهي به نماز):

1. ياد كردن خدا از بنده‎ خود:

خداوند در سوره طه مي فرمايد:«اقم الصلوة لذكري»[5] نماز ذكر و ياد خداست. اين آيه وقتي در كنار اين آيه شريفه«فاذكروني اذكُركم .....»[6] تفسير شود اين نتيجه را افاده مي كند كه وقتي عبد بياد حق باشد حق هم به ياد او خواهد بود.[7] مفسرين در ذيل آيه شريفه«فاذكروني اذكركم» در بيان اينكه «مراد از ياد آوري بندگان چيست؟ بيانات متنوعي را ذكر كردند كه از جمله آن موارد عبارت است از:

الف: مرا در «دنيا» ياد كنيد تا شما را در «جهان ديگر» ياد كنم.

ب: مرا به «دعا» ياد كنيد تا شما را به اجابت ياد كنم (اين استجابت مي تواند هم در دنيا و هم در بزرخ و هم در قيامت نصيب بنده شود)

ج: مرا به هنگام وفور نعمت ياد كنيد تا شما را در سختي ها ياد كنم(اين سختي هم اعم است)[8]

2. نائل شدن به مقام شفاعت كبري:

خداوند در سوره‎ي اسري خطاب به وجود نازنين رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:

«وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسي أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»

ترجمه: و بعضي از شب را بيدار باش و تهجد كن كه اين نماز شب، تنها بر تو واجب است، باشد كه خدايت به مقامي محمود (شفاعت) مبعوث گرداند. پس ثمره و نتيجه اين برنامه‎ي الهي، رسيدن به مقام محمود است و روايات فريقين در ذيل آيه، مقام محمود را به عنوان مقام شفاعت كبري تفسير كرده است كه رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در روز قيامت در آن مقام قرار مي گيرد.[9]

3. دريافت اجر الهي و باز يافتن به آرامش كامل:

در سوره بقره حقتعالي مي فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»[10]

در پرتو ايمان و عمل صالح و برپاداشتن نماز و ..... مستحق دو جايزه مي شوند:

1. دريافت پاداش(لهم اجرهم ....) 2. بهره مندي از آرامش كامل (لا خوف .....) كه هيچ اضطراب و غمي به همراه آن وجود ندارد.

اما آثار نماز در برزخ:

4. دفع وحشت هاي قبر:

رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «ان الصّلاة تأتي الي المَيّتِ في قبره بصورة شخص انور اللّونِ يونسُهُ في قبره و يدفَعُ عنه اهول البرزخ»

نماز به صورت انساني سفيد چهره، وارد قبر ميت شده و با او انس مي گيرد و وحشت هاي برزخ را از او برطرف مي كند.[11]

5. مونس انسان در قبر:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:

«الصلاةُ انس في قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنكر و نكير»

نماز مونس (نمازگزار) در قبر و فراش نيكو در زير او،‌ و پاسخ نمازگزار براي نكير و منكر مي باشد.[12]

6. ديدار ملائكه از انسان در قبر:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:

«كسي كه به قصد شركت در نماز جماعت، و به سوي مسجد گام بر مي دارد، خداوند متعال در مقابل هر گامي كه بر مي دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش مي دهد و به همين ميزان نيز درجات وي بالا خواهد رفت، و اگر در چنين حالتي بميرد،‌ خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را مأمور مي نمايد تا در قبر به ديدار او رفته، وي را بشارت دهند و در تنهايي قبر انيس او باشند و تا روز قيامت براي او طلب آمرزش كنند.»[13]

7. نجات از وحشت قبر:

امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«من اتمَّ ركوعَهُ لم يَدخُلْهُ وحْشَةُ القبْرِ»

«كسي كه ركوعش تمام و كامل باشد هرگز دچار وحشت قبر نمي شود.»[14]

اما آثار نماز در قيامت:

8. مقبوليت ديگر اعمال در سايه نماز:

مولاعلي ـ عليه السّلام ـ در نهج البلاغه مي فرمايد:

«كلُّ شي من عملك تبع لصلاتك»[15] هر عملي پيرو نماز است از اين رو عروج ديگر اعمال در سايه سار نماز ميسر مي شود«إن قبلت قبلت ما سواها و إن ردَّت ردت ما سواها»[16] اگر نماز مورد قبول واقع شود ديگر اعمال هم قبول مي شود و اگر رد شود ديگر اعمال هم رد خواهد شد.

9. نماز توشه‎ آخرت:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:

«الصلاة زادُ للمؤمن من الدنيا الي الاخره»[17]

نماز زاد و توشه مؤمن در دنيا براي آخرت است.

10. عامل ورود به بهشت:

امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«همانا پروردگار شما مهربان است، عمل كم را تقدير مي كند، هر آينه انسان دو ركعت نماز براي خدا بحا آورد، خداوند به سبب آن نماز او را وارد بهشت مي كند.»[18]

11. معاف از عذاب و ورود بي حساب به بهشت:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:« قال الله ـ عزّوجل ـ اِنّ لعبدي عليّ عهداً اِن اقام الصلوة لوقتها اَن لا اُعَذِّبَهُ و اَن اُدخلهُ الجَنّه بغير حساب»[19]

...... من تعهدي نسبت به بنده ام دارم كه اگر نماز خود را در وقتش به پا دارد، او را عذاب نكنم و بدون حساب او را به بهشت ببرم.

و از آن وجود نوراني در كلامي ديگر آمده كه فرمود:

«كسي كه چهل روز نمازهاي خود را با جماعت به جا آورد، به طوري كه يك تكبيرة الاحرام از او فوت نشود، براي او آزادي از آتش جهنم و آزادي از نفاق نوشته مي شود.»[20]

12. زينت آخرت:

امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«انّ الله ـ عزّوجل ـ قال: الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ انّ الثمان ركعات التي يُصلّيها العبد الليل زينةُ الآخرة»[21]

خداوند متعال ثروت و فرزندان را زينت دنيا دانسته، ولي هشت ركعت نمازي كه آدمي در آخر شب مي خواند زينت آخرت است.

13. به سوي آتش رفتن نمازگزار ريا كار:

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: چون روز قيامت فرا مي رسد، بنده اي را مي آورند كه اهل نماز بوده و خود نيز چنين ادعا مي كند؛ به وي مي گويند، تو بدان جهت نماز گزاردي كه تو را ستايش كنند، پس به ملائكه دستور مي دهند او را به سوي آتش ببريد.[22]

14. عدم ملاقات با رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در كنار حوض كوثر:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«ليس منّي من استخفَّ صلاته لا يردُ عليَّ الحوض لا و الله»[23] كسي كه نماز را سبك شمارد از من نيست، به خدا سوگند كه بر حوض مرا ملاقات نخواهد كرد.

15. سقوط در آتش:

مولا علي ـ عليه السّلام ـ در نهج البلاغه در بيان جواب دوزخيان كه پرسيده شد چه چيزي شما را بدوزخ كشانده مي گويند ما از نماز گزاران نبوديم:«ما سللكم في سقر قالوا لم نَكُ من المصلين»[24]

16. محشور شدن با قارون و فرعون و هامان:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:

«لا تضيعوا صلاتكم، فانّ من ضيّع صلاتهُ حَشَرَهُ الله قارون و فرعون و هامان ـ لعنهم الله و اخزاهم ـ و كان حقّاً علي الله ان يُدخِلَهُ النار مع المنافقين، فالويلُ لمن لم يحافظ صلاتهُ»[25]

نمازتان را ضايع نكنيد، بدرستي كه هر كس نماز خويش را ضايع كند، خداوند عزوجل او را با قارون و فرعون و هامان محشور مي كند، خداوند به آنان لعنت كند و آنها را رسوا سازد، و بر خدا لازم است آنها را با منافق ها به آتش داخل كند، پس واي بر كسي كه مواظب نمازش نباشد.

17. محروميت از شفاعت:

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند:

«هر كس عمداً نمازش را ترك كند،‌ بر درب جهنم نامش در زمره دوزخيان نوشته مي شود.»[26]

آثار فراوان ديگري هم در روايات درباره‎ نماز و يا كوتاهي كردن در باب نماز اشاره شده كه به طور گذرا ذكر مي كنيم:

ـ گلستان شدن قبر همانند باغي از باغ هاي بهشت در سايه خواندن نماز شب.

ـ ملاقات با پروردگار در پي محافظت بر نمازهاي پنجگانه.

ـ دور ماندن از امان خدا و رسول او هنگام ترك عمدي صلات.

ـ حرام شدن جسد او بر آتش وقتي كه گام بسوي نماز جمعه بر مي دارد.

ـ شهادت قطعه اي از زمين كه او بر آن سجده كرده و پيشاني بر خاك نهاده است.

ـ نماز جواز عبور از صراط.

اينها گوشه اي از آثار نماز و مواظبت بر آن و دقت در انجام كامل و تام اين عبادت الهي است كه اين همه ثمرات را بدنبال خود دارد.[27]

[1] . وسائل الشيعه، ج 4، ص 27.

[2] . اعتقادات، علامه مجلسي، ص 29، به نقل از سر الصلوة امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ ، ص 7.

[3] . عنكبوت، 45.

[4] . بقره، 45.

[5] . طه، 14.

[6] . بقره، 152.

[7] . تفسير نور، ج 7، ص 330.

[8] . تفسير كبير فخر رازي، ج 4، ص 144، به نقل از تفسير نمونه، ج 1، ص 515 (با تصرف و اضافات).

[9] . الميزان، ج 13، ص 242، ذيل آيه، نمونه، ج 12، ذيل آيه.

[10] . بقره، 255.

[11] . لئالي الاخبار، ج4، ص 1.

[12] . بحارالانوار، ج 79، ص 232.

[13] . وسائل الشيعه، ج 5، ص 372.

[14] . بحارالانوار، ج 6، ص 244.

[15] . نهج البلاغه، نامة 27، به نقل از كتاب رازهاي نماز، آية الله جوادي آملي، ص 18.

[16] . كافي، ج 3، ص 268، به نقل از كتاب«رازهاي نماز» آية الله جوادي آملي،‌ ص 10.

[17] . بحارالانوار، ج 79، ص 232، (فرازي از حديث نقل شده است الصلاة .... ناء ....).

[18] . مستدرك سفينة البحار، ج 3، ص 147.

[19] . كنز العمال، ج 7، حديث 19036.

[20] . محجة البيضاء، ج 1، ‌ص 244، قريب به همين مضمون در كتاب فتح العزيز، ج 4،‌ص 288.

[21] . بحارالانوار، ج84، ص 152، ثواب الاعمال، ص 41.

[22] . بحارالانوار، ج 69، ص 301.

[23] . وسائل الشيعه، ج 4، ص 24، چاپ آل البيت.

[24] . نهج البلاغه، خطبه 199، ترجمه دشتي.

[25] . بحارالانوار، ج 79، ص 202.

[26] . كنز العمال، ج 7، حديث 19090.

[27] . اكثر روايات از معجم فقهي استفاده شده و آدرس ها بر اساس اين نرم افزار مي باشد.

رضا سعيدي پور

    اینک این تو و این کربلا٬در این آزمون حیرانی کجا خواهی ایستاد..

                                


در این ایام، سه مهم پیش رو داریم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردم و سوم، نسبت به صاحب این ایام.

نسبت به خودمان

این حدیث را خوب بفهمید که: «اشراف امتی حملة القرآن و اصحاب اللیل؛ بهترین امت من، حاملان قرآن و شب زنده داران هستند».

از امروز شروع کنید بدون استثنا، هیچ شب و روزی بر شما نگذرد، مگر با این عمل. اما روز، «حملة القران»؛ «فاقروا ماتیسر من القرآن.» آن اندازه که میسر است قرآن بخوانید، ولی راه باید طوری رفت که سریع به مقصد رسید. تمام دقائق کمال در روایات متشتت است. باید اینها را جمع کرد. این جا این جمله را فرموده و جای دیگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. «قرآن بخوانید، اما آن قرآن را هدیه کنید به صاحب عصر ولی زمان (عج)». عمل را از خود منقطع و به او متصل کنید. چه می کند این فرموده؟ بحث فنی عظیمی دارد. خود انقطاع عمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فیض وجود. حکم اکسیری پیدا می کند که فلز را منقلب می کند.اما کلمه دوم، به «اصحاب اللیل» مربوط است. به هر وضعی که هست، آخر شب بیدار شوید و روی این مطالب فکر کنید. بالاترین مقام چه مقامی است؟ مقامی که خدا برای شخص اول عالم معین کرده است.

اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاب اللیل. اگر این طور شدیم، نفس ما به مبدأ نور وصل می شود. از آن جا مدد می شود. آن وقت است که بشر خواهد فهمید اثر تربیت این دین چیست؟ این کاری است که باید با خودمان کنیم.

نسبت به مردم

اما کاری که با مردم است اینکه این فرصت ها از دست نرود. سعی کنید در این دهه که بهار حیات دل هاست به هر قیمتی که هست این دو کار را انجام دهید؛ چرا که بالاتر از این دو پیش خدا هیچ عملی نیست: یک گمراه از خدا را به خدا برگردانید؛ عبد آبق از این مولا را برگردانید به عبودیت او ؛ و یک کسی که امام زمانش را گم کرده با ولی عصر (عج) آشنایش کنید.

مجالستان را منحصراً در این دو کلمه صرف کنید. ارزش این دو مقوله به حدی است که نباید وقت را ببازید و از دست بدهید. اول، آن قرآن و شب زنده داری را عملی کنید. بعد متصدی هدایت مردم شوید. آن وقت، اثرش این است اگر یک گنهکار را از گناه توبه دهید و بیگانه از امام زمان (عج) را با او آشنا کنید. اجرش، ثواب صد سال است که همه روزها را روزه بگیرید و شب ها تا به صبح عبادت کنید. «اغتنموا الفرص؛ فرصت ها را از دست ندهید».

نسبت به صاحب این ایام

باید وظیفه مان را نسبت به صاحب این ایام بدانیم و بفهمیم که چه خونی ریخته شده است؟ هیچ دانستیم که چه کسی کشته شد؟ «شیخ طوسی»، «شیخ صدوق» و «ابن قولویه» این روایت را نقل کرده اند. مختصری از این روایت بس است. این نص حدیث صحیحی است که مثل «شیخ انصاری» در موارد احتیاط در نفوس طبق سند این حدیث فتوا می دهد. در این حدیث مسأله این است: «اشهد انّ دمک سکن فی الخلد؛ شهادت می دهم خون تو در خُلد، مسکن کرده است». کیست که بفهمد حسین بن علی کیست؟ خُلد کجاست؟ در آن ملأ اعلی که مرکز قدیسین عالم است، خون او زینت آن عالم است. کسی که جسمش آنجاست، روحش کجاست؟ کیست که بفهمد چه کسی کشته شد؟ چطور کشته شد؟ برای چه کشته شد؟

ما در آن حد نیستیم که خود او را بشناسیم. باید نگاه کنیم ببینیم آن آخرین مرحله ای که شعاع وجود او تابیده به کجا رسیده، بعد کشف کنیم که آن آفتاب چیست وکجاست؟ وقتی شعاعش به زائر قبرش می خورد، اثرش معلوم می شود. فرمود: «پیاده اگر بروی به هر قدمی یک حسنه برایت می نویسند و یک سیئه محو می کنند. سواره بروی به هرجا که سُم اسبت برسد به هر قدمی یک حسنه ثبت و یک سیئه محو می شود». یعنی از آنجا تصفیه ات می کنند تا لیاقت پیدا کنی. این چه اکسیری است که این طور منقلب می کند؟ آهنی را به طلای احمر مبدل می کند که در راه قبر او قدم زده است.

فرمود: «وقتی از مناسکت فارغ شدی خدا تو را از فائزین می نویسد». اینجا حج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از کعبه، اما مقصد در این زیارت، خود خداست؛ چون به نص صحیح: «من زار الحسین بکربلا کان کمن زار الله فی عرشه». پس از حج خدا که فارغ شدی، فرمود: «وقتی فرغت من مناسکک، خدا می نویسد تو را از فائزین».دیگر از مقام مفلحین از در قبر او، متقلب می شود به مقام فائزین به بالا سر او. متن کلام خدا را باید دید تا حدیث را فهمید: «الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله واولئک هم الفائزون». مقام فائزون این مقام است: «یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم.»

این مرحله که مرحله کمال سعادت بشری است، در گرو بالاسر قبر حسین بن علی علیهماالسلام است. کسی که این طور زیارت قبرش او را منقلب می کند، آیا روز قیامت وقتی مادرش با آن پهلوی شکسته با آن بازوی ورم کرده، آن پیراهنی که به همچو خونی آغشته بر سر بیندازد، چه خواهد شد و چه خواهد کرد؟

این است که مملکت باید یکپارچه «یا حسین» بشود. باید سراسر این مملکت شیون و صیحه در عزای یک همچو کسی باشد ... واقعه، واقعه ای است که نص صحیح این است: «جمیع الخلائق بکت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گریه کرد. «بکت السموات السبع و الارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و ما یری و ما لایری.» مردم باید بیدار شوند.

این دین، این توحید و این قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست که با این قدم و با این عمل، کاری کرد که تا روز قیامت این دین آسیب نبیند. او پرده از چهره قرآن برداشت و ایمان و دین خدا را او زنده کرد. چرا یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر مثل پروانه دور قبرش می گردند؛ چون اگر عاشورای او نبود، آنچه انبیا و مرسلین آورده بودند به باد فنا رفته بود.

سخنرانی آیت الله وحید خراسانی

و کربلا را آفرید تا عشق جهانگیر شود

امام مهدی(عج):اگر زمانه مرا تاخیر انداخت و مقدرات مرا از یاری تو جلوگیری کرد،

صبح و شب به یاد مصائب تو گریه می کنم و به جای اشک خون می بارم.

هشیار باشید که:

عاشورای هر سال همان عاشوراست

.

راز شش گوشه بودن ضریح امام حسین (ع)

راز ضریح شش گوشه

  چرا برخلاف ضریح و مرقد امامان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است؟

در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و  نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.»

در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.

بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن  نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.

عربی سوم راهنمایی

ترجمه درس پنجم پایه سوم راهنمایی . البستان المحروق

الدرس الخامس : درس پنجم

البستان المحروق : باغ سوخته
ادامه نوشته

عربی سوم راهنمایی

ترجمه الدرس الرابع . پايه سوم راهنمايي

الدرس الرابع : درس چهارم: اصحاب الکهف

 ترجمه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عربی سوم راهنمایی

ترجمه درس سوم کلاس سوم راهنمایی

الراعیه الصغیره

 متن ترجمه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عربی سوم راهنمایی

ترجمه درس دوم کلاس سوم راهنمایی

استراق السمع

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

عربی سوم راهنمایی

ترجمه درس اول کلاس سوم راهنمایی

القصر الزجاجی

 متن ترجمه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عربی دوم راهنمایی

ترجمه درس پنجم

عربی دوم راهنمایی

الدرس الخامس : درس پنچم

أین الرّسالة : نامه کجاست؟

 متن ترجمه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عربی دوم راهنمایی

ترجمه درس چهارم

عربی دوم راهنمایی


الحریق .. آتش سوزی

 به ادامه مطلب توجه فرمایید.

ادامه نوشته

عربی دوم راهنمایی

ترجمه درس سوم کلاس دوم راهنمایی

به ادامه مطلب توجه فرمایید.

ادامه نوشته

عربی دوم راهنمایی

ترجمه درس دوم  کلاس دوم راهنمایی

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

عربی دوم راهنمایی

ترجمه درس اول کلاس دوم راهنمایی

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

تولد دجال دراسرائیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟


برخی منابع اسرائیلی طی روزهای گذشته دست به انتشار خبری باعنوان تولد "دجال آخرالزمان " از بدنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در سرزمینهای اشغالی فلسیطنیان خبر میدهند که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرار گرفته و فاقد گودی زیرچشم و بینی است ،دراین اخبار تلاش شده این کودک دجال فتنه گر آخرالزمان معرفی شود .
درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است .
ادامه نوشته

خورشیدزخم خورده

این سرخی زمین و زمان از غروب نیست

خورشید زخم خورده به نی ها طلوع کرد

انگار کور و کر شده دنیا که اینچنین

قرآن به روی نیزه ی اعدا طلوع کرد

یک قافله ستاره به تاراج می رود

وقتی که ماه نو به ثریا طلوع کرد

گویی گره زدند زمین را به آسمان

خون خدا به دامن صحرا طلوع کرد

و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب!

در سپیده دم غیرت، "خون" که ـ با اباعبدالله (ع) ـ به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد! معادله جهان چیز دیگری شد:

سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی حالیِ مرگ را گرفت. و ایم شد معیار تعریف، برای زندگی: "قِف دونَ  رَأیکَ، فی الحَیاة ، مُجاهداً. اِنّ الحَیاةَ، عقیدةٌ وَ جهادٌ" بر سر رأی خویش، رزمنده و پای بر جا،بمان که حیات هیچ نیست، مگر عقیده و جهاد! و معیار تازه ای برای "پاسداری" از حیثیت خون که یعنی : ذهن کربلایی داشتن؛ حرفِ عاشورایی زدن؛ و از میان رنگ ها، "سرخ" را به رسمیت شناختن!....
قرار قبلی شیطان، ترس بود و زبونی و زردی. امّا پای"خونِ حسین" که به میان آمد،همه چیز، دیگرگون شد. همین که، تا دیروز، قابل اعتنا نبود و حرکت و هویّت نداشت؛ امروز، شد "خون خدا"!
یکباره، از خاک به خدا رسید. همین خون خاکی، شد خونِ خدا؛ موج برداشت، شکفت، بالید و بلند شد. آسمان آمد، به تماشای زمین. و کائنات غرق شد: غرق در حیثیّت خون!
پیش از این، محراب پدر، قتلگاه بود! و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب!

 

روایت محرم، شهید مرتضی آوینی


وادی حسین (ع) وادی پیجیده ای است

وادی حسین (ع) وادی پیجیده ای است

و خدا (جل جلاله) با حسین(ع) است

حسین (ع) جان تو چه کردی ؟

حسین (ع) قیام کرد

قرآن خواند

نماز خواند

صبر کرد

آزمایش شد

شهید شد

و به خدا رسید

خدا (جل جلاله) از او تمامی اینها را قبول کرد

و از حسین (ع) تشکر کرد

او را نزد خود جای داد

و دشمنانش را لعن کرد

از هر سو که به امام حسین (ع) بنگری جلوه ای از جمال حضرت حق (جل جلاله) نمایان است.

حسین بن علی(ع) به منتهای کمال بشریت رسید

لایق شد تا همه هستی به او سجده کنند ...

وادی حسین (ع) وادی پیچیده ای است .

ادامه نوشته

چگونه امت پيامبر(ص) فرزند پيغمبر را كشتند؟

حوادث سخت عاشورا و كربلا پنجاه سال بعد از وفات رسول الله(ص) واقع شد، آنهم به دست مسلمانان و پيروان رسول الله (ص) ، مردمی كه معروف به تشيع و دوستي آل علي(ع) بودند به دست مسلمانان كه شهادتين مي دادند؛ نماز مي خواندند، روزه ميگرفتند و حج مي رفتند به آئين اسلام، ازدواج و اموات خود را به خاك مي سپاردند به دست كساني كه با علي(ع) و پيامبر(ص) زندگي مي كردند؛ آن همه با كرامتها و صحبتها و نمازخواندن هاي پيامبر(ص) و علي(ع) مأنوس بودند.

به يقين نمي توان گفت منكر اسلام بودند، حتي منكر امام حسين (ع) هم نبودند و به جرأت يقين داشتند مقام امام حسين(ع) افضل از يزيد است پس چطور شد كه اولاً حزب ابوسفيان زمام حكومت را به دست بگيرد، ابوسفياني كه قائد اعظم مشركين بود و با پسرش معاويه دوش به دوش با اسلام مي جنگيدند و همان معاويه سي سال بعد از وفات پيامبر(ص) والي شام و سپس بيست سال خليفه مسلمين شد ؛ يعني بيست سال با اسلام جنگيد، ثانياً خودِ شيعيان ظاهري، قاتل امام شدند. كوفيان در عين علاقه به اهل بيت(س) و حسين (ع) با او جنگيدند.
اول به خاطر رعب و وحشت بود كه از زمان زياد (پدر ابن زياد يا عبيدالله بن زياد) و معاويه شروع شده بود و خود عبيدالله بن زياد هم با كشتن ميثم تمار رشيد هجوي، مسلم بن عقيل، هاني بن عروه و آنها را مرعوب تر ساخت و نمی توانستند مطابق عقل خودشان تصميم بگيرند.
دوم اينكه بخاطر حرص و طمع و علاقه اي كه به زر و سيم و جاه و مقام داشتند مانند عمر سعد وقاص. دليل سوم و مهمترين دليل ضعف ايمان آنها بود كه در زمان پيامبر(ص) و علي(ع) ، حسن ضعف خود را در غزوه ها نشان داده بودند.
پس اگر بگوئيم چرا امام حسين(ع) قيام كرد درست مثل اين است كه بگوئيم چرا پيامبر(ص) در مكه قيام كرد؟ چرا علي (ع) اينهمه رنج حمايت پيامبر(ص) را در ليله المبيت، بدر، احد، خندق و متحمل شد؟ چرا ابراهيم (ع) يك تنه در مقابل قدرت عظيم نمرود ايستادگي و قيام كرد؟

مجموعه احادیث

رفع گرفتاري مؤمن


امام حسین (ع): كسی‌ كه‌ گرفتاری‌ و اندوه‌ مؤمنی را برطرف‌


كند و او را آسوده‌ كند، خداوند گرفتاری‌ و اندوه‌ دنيا و آخرت‌ را


ازاو رفع‌ می‌كند.


بحار الانوار، ج‌ 78، ص122

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

دل نوشته ای از دکتر شریعتی

پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.

در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:
صحرای سوزانی را می‌نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می‌جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

ادامه نوشته

امام حسین (ع) از دیدگاه دکتر شریعتی.

دكترعلى‏ شریعتى متفكر و اندیشمندى بود كه در یك دوره تاریخى، تأثیر فزاینده ‏اى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهید دكتر بهشتى با اشاره بدین موضوع، حق مطلب را ادا مى ‏كند:

«دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازنده‏اى داشت و دل‏هاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.» (1)

آثار دكتر شریعتى از فراز و فرودهاى بسیارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلام‏ شناسى متعهد با مخاطب‏ هاى آشنا» و «تشیع علوى، تشیع صفوى» داراى ضعف‏هاى ساختارى و اساسى مى‏ باشد، و برخى از آثار وى از جمله «على‏ علیه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نیایش» را باید در رده كتاب هاى خوب و تأثیرگذار وى محسوب كرد.

برخى از سخنرانى ‏ها و نوشته‏ هاى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى ‏رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع ، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم:

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا

شهید آوینی:

...و كربلا را مپندار كه شهری است درمیان شهرهای دنیا!
كربلاحرم حق است، كربلا یك شهر نیست،

بلكه یك تفكر است كه سرنوشت بشر با آن رقم خواهد خورد

مپندار كه تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند
هیچ كس را تا به بلای كربلا نیازموده باشند از دنیا نخواهد رفت
صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است...
هان ای دل جه میكنی می مانی یا می روی ...

غدیر، تجلّی اراده خداوند، مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است . .

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.

غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.

مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:

 شرف، بازوت گیرد تا بخیزد

محبت، آب بر دست تو ریزد

چه گویم مهربانی مادر توست

نگاه راستی در جست و جویت

و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.

و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:

"هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید."

تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:

فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.

و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.

خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.