خلاصه ای اززندگی نامه پیامبر اکرم (ص)


مقدمه

زندگي حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛

با اينهمه ، روايات بي‌شمار موجود در بيشتر جزئيات همداستان نيستند و به ويژه آگاهيهاي

ما در باب زندگي آن بزرگوار ، پيش از بعثت ، به تفصيل شرح سيرة ايشان پس از بعثت نيست .

به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسي زندگي وي در طول 63 سال در ذهن نقش مي‌بندد،

بازتابي از تصوير ظهور پيامبري الهي و سرگذشت شخصيتي است كه با پشت سر نهادن دشواريهاي بسيار ، بي‌هيچ خستگي و نااميدي به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست

جزيره العرب را متحد كند و آمادة گستردن اسلام در بيرون از مرزهاي عربستان شود

و از آن مهم تر ديانتي را بنياد نهد كه اينك يكي از مهم‌ترين اديان جهان به شمار مي‌رود .

ادامه نوشته

ویژه نامه شهادت امام رضا(ع)



نگاهی گذرا به زندگانی امام رضا(ع)

حضرت على بن موسى الرضا عليه‏السلام -

در روز يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى ديده به جهان گشود(1).

مادر او بانويى با فضيلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت،

از طرف امام كاظم عليه‏السلام -«طاهره» نام گرفت(2)

كنيه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.

او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى)

در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گرديد


ادامه نوشته

گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر

نامت چه بود ؟آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟


زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است قدت ؟روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
دركار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا داری گلایه ای ؟

دیگر گلایه نه!، ولی ...


ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

 
آورده ای سند ؟بلی چه ؟دو قطره اشك داری تو ضامنی ؟ بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا.

آشنایی کوتاه با زندگینامه حضرت زهرا(س)




به مناسبت ایام شهادت آن حضرت

نام :  فاطمه


كنيه هاى مشهور :

ام الحسن ، ام الحسين ، ام ابيها، ام الائمه .

مشهورترين لقبها :

زهرا، صديقه ، طاهره ، كبرى ، سيده ، بتول .





پدر :

حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله پيامبر عظيم الشاءن اسلام .


مادر :

خديجه عليهاالسلام بنت خويلد همسر فداكار پيامبر اسلام .


محل تولد : مكه .


سال تولد : سال دوم بعثت ، و به روايتى : سال پنجم .


روز ميلاد : بيستم جمادى الثانى .


نام همسر : على بن ابى طالب عليه السلام ، پسرعموى پيامبر اسلام .


زمان ازدواج : رجب يا ذى حجه سال دوم هجرت در مدينه .


مدت زندگانى با على عليه السلام :نه سال .


ميزان مهريه : 400 مثقال نقره مسكوك

فرزندان :
حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام ، زينب كبرى ، ام كلثوم و يك فرزند سقطشده به نام محسن

شهادت : در سال يازدهم هجرى


محل دفن : پنهان است


تعداد احاديث و روايات باقيمانده درباره آن حضرت : حدود 2000 مورد.


تعداد سخنان باقيمانده از حضرت فاطمه : حدود 130 مورد.


تعداد اشعار باقيمانده از آن حضرت : حدود 29 قطعه .


تعداد خطبه هاى باقيمانده از آن حضرت : 2 خطبه .


ساير آثار علمى باقيمانده از آن حضرت :

مصحف فاطمه عليهاالسلام كه به خط همسر گرامش على عليه السلام نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد.



مشهورترين و صحيح ترين مناقب و فضائل آن حضرت

1. اينكه غضب فاطمه عليهاالسلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است .


2.فاطمه برترين زنان دو عالم است .

3. فاطمه معصوم از هرگونه گناه مى باشد.


4. آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است .


5. خداوند در روز قيامت ، به آن حضرت اجازه شفاعت مى دهد.


6. صدور معجزات بسيار از حضرت فاطمه عليهاالسلام .


7. بى مانندبودن ايمان و يقين فاطمه عليهاالسلام .


8. زهد و قناعت نمونه .


9. احترام بى حد پيامبر به آن حضرت .


10. او عابدترين مردم در زمان خود بوده است .


11.صدق و راستگويى حضرت فاطمه عليهاالسلام .


12.علم وافر آن حضرت .

ادامه نوشته

زینب علیها السلام الگوى ماندگار

بی ‏تردید یكى از مهم‏ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت‏هاى اخلاقى

و نیز تثبیت و انتقال ارزش‏هاى فرهنگى و اعتقادى، استفاده از الگوهاى مناسب است؛

چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخوردارى از ویژگى‏هاى خاصى مى‏تواند به روند حفظ و

انتقال فضایل و آموزه‏هاى تربیتى سرعت ‏بخشیده و

به تعمیق و ماندگار شدن آن‏ها كمك نماید.





ادامه نوشته

زندگى نامه و سیره حضرت زینب سلام الله علیها

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى

سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده،

و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام، لقب و كنیه آن حضرت: نام مبارك آن بزرگوار زینب،

و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از:

صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى،

شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ...



پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین

على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار،

حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود.

در كتاب اعلام الورى براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى

على، عون، و جعفر و یك دختر به نام ام كلثوم ذكر شده است.

بقیه درادامه مطلب             

ادامه نوشته

گزیدهایاز فرمایشات امام صادق (ع)



گزیده ای از فرمایشات امام صادق (ع)

اگر به کسی احسان نمودی مبادا آن نیکوکاری را با منّت بسیار و به رخ کشیدن تباه سازی».

«از ستیزه جویی بپرهیز، زیرا عملت را از بین می برد

«بسیار دعا کنید! چون خداوند، بندگانی را که دست نیاز بسوی او برمی دارند و بدرگاهش دعا می کنند، دوست دارد

«سه چیز محبت آور است: ۱ ـ دین داری ۲ ـ فروتنی ۳ ـ بخشش

«سه چیز کینه آور است: ۱ ـ نفاق ۲ ـ خودبینی

«سه خصلت قدر و منزلت فرد را پایین می آورد: ۱ ـ حسادت ۲ ـ سخن چینی ۳ ـ سبک مغزی (نادانی).»

«اگر خواهان احترامی نرمخو باش و اگر خواهان اهانتی تندخو باش

«هیچ جهلی زیانبارتر از خودپسندی نیست

«سودمندترین چیزها برای آدمی توجه به عیوب خود پیش از پرداختن به عیوب مردم است

«فرد مؤمن در سرای دنیا بیگانه و غریب است، نه از خواری آن بیتابی کند و نه در کسب عِزتش با دنیاپرستان رقابت نماید.»

امام صادق(ع) در جواب این سؤال که راه آسودگی کجاست؟ فرمود:

«در مخالفت هوا و هوس

راه رفتن با شتاب و عجله از بین برنده وقار مؤمن است


ولادت

ششمین اختر فروزنده آسمان ولایت حضرت جعفر بن محمّد الصادق(ع) در روز جمعه

هفدهم ماه ربیع الاول سال ۸۳ هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

در دامن رسالت

امام صادق(ع) در دامن رسالت و مرکز وحی تولّد یافت و رشد کردند و بخشی از دوران

زندگی خود را تحت توجهات و عنایات جدّ بزرگوار خود امام زین العابدین(ع) و پدر عزیز خویش

امام باقر(ع) سپری کردند.

ادامه فعالیت علمی و فرهنگی پدر

امام صادق(ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، نهضت علمی و

فرهنگی پدرشان امام باقر(ع) را دنبال کردند و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی را به

وجود آوردند و در رشته های مختلف علوم عقلی و نقلی شاگردان بزرگ و برجسته ای

همچون هشام بن حکم، محمّد بن مسلم، ابان بن تغلب و هشام بن سالم را تربیت کرد.

کمک به مستمندان

از تعالیم اسلامی و سیره اولیاء استفاده می شود که پس از عمل به واجبات، بالاترین

وسیله برای تقرب به خداوند متعال کمک به نیازمندان و مستمندان است. امام صادق به

سفیان می فرمایند: «بر تو باد که به خاطر خداوند خیرخواه بندگان او باشی و بدان که خدا را

با کاری بهتر از این دیدار نخواهی کرد

حوادث شب ولادت پیامبر اکرم(ص)

حوادث شب ولادت

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد اول صفحه 160

رسولى محلاتى

در روایات ما آمده است که در شب ولادت آنحضرت‏حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست که‏پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود که از جمله‏«ارهاصات‏»بوده بدانگونه که در داستان اصحاب فیل ذکر شد،و در قصیده معروف برده نیز آمده که چند بیت آن چنین است:

                                                        بقیه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

مراسم نامگذاری پیام آور نور و رحمت

مراسم نامگذارى حضرت محمد (ص)

کتاب: فروغ ابدیت، ج 1، ص 155

نویسنده: جعفر سبحانى

روز هفتم فرا رسید.«عبد المطلب‏»،براى عرض سپاسگزارى به درگاه الهى

گوسفندىکشت و گروهى را دعوت نمود و در آن جشن با شکوه،که از

عموم قریش ‏دعوت شده بود،نام فرزند خود را«محمد»گذارد.وقتى از او

پرسیدند:چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید،درصورتى که این نام در میان اعراب کم

سابقه است؟گفت:خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.در این باره‏«حسان بن

ثابت‏»شاعر رسولخدا چنین مى‏گوید:

فشق له من اسمه لیجله

فذو العرش محمود و هذا محمد

آفریدگار،نامى از اسم خود براى پیامبر خود مشتق نمود.از این جهت(خدا) «محمود»

(پسندیده)و پیامبر او«محمد»(ستوده)است و هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یک معنىرا مى‏رسانند. (1)

قطعا،الهام غیبى در انتخاب این نام بى‏دخالت نبوده است.زیرا نام محمد،اگر چه در میان

اعراب معروف بود،ولى کمتر کسى تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود.طبق آمار دقیقى

که بعضى از تاریخ نویسان بدست آورده‏اند،تا آن روز فقط شانزده نفر به این اسم نامگذارى

شده بودند.چنانکه شاعر در این باره گوید:

ان الذین سموا باسم محمد

من قبل خیر الناس ضعف ثمان (2)

کسانى که به نام محمد،پیش از پیامبر اسلام نام گذارى شده بودند،شانزده نفر بودند.

ناگفته پیداست که:هر چه مصداق یک لفظ کمتر باشد،اشتباه در آن کمتر خواهد بود و چون

کتابهاى آسمانى،از نام و نشان و علائم روحى و جسمى او خبر داده بودند،باید علائم آن

حضرت آنچنان روشن باشد که اشتباه در آن راه پیدا نکند.یکى از آن علائم، نام آن حضرت

است.باید مصداق آن به قدرى کم باشد،که راه هر گونه تردیدى را در تشخیص پیامبر گرامى

از بین ببرد.مخصوصا هنگامى که بقیه اوصاف و علائم وى ضمیمه نام او گردد.در این

صورت،بطور واضح کسى که انجیل و تورات از ظهور او خبر داده است،به خوبى شناخته خواهد شد.

اشتباه خاورشناسان

قرآن مجید،رسول گرامى را به دو و یا چند نام معرفى مى‏کند. (3) در سوره‏هاى آل عمران و

محمد و فتح و احزاب،در آیه‏هاى 138 و 2 و 29 و 40،او را به نام‏«محمد»و در سوره‏«صف آیه

6»به نام‏«احمد»خوانده است.علت داشتن دو نام اینست که:مادر رسولخدا،پیش از

جدش،نام او را«احمد»گذارده بود،چنانکه در تاریخ منعکس است. (4) بنابراین،آنچه را بعضى

از خاورشناسان در مقام اعتراض گفته‏اند که:«انجیل‏»،به تصریح قرآن،در سوره‏«صف آیه

6»،ظهور پیامبرى را بشارت داده است که نام او احمد است نه محمد،و شخصى که

مسلمانان به رهبرى او معتقدند،نام او«محمد»است نه احمد،بى اساس است. زیرا قرآنى

که پیامبر ما را به نام‏«احمد»معرفى نموده است،در چند جا او را به نام‏«محمد»خوانده

است.اگر مدرک آنها براى تعیین نام این پیامبر،قرآن مجید باشد(چنانکه همانست)،قرآن او را

به هر دو اسم نامیده،و او را در جائى به نام محمد و در جاى دیگر«احمد»معرفى نموده

است.

پى‏نوشت‏ها:

1. «سیره حلبى‏»، ج 1/93.

2. همان مدرک/97.

3. به عقیده گروهى دیگر نام پیامبر اسلام نیست، بلکه از حروف مقطعه قرآن به شمار مى‏روند.

4. «سیره حلبى‏»، ج 1/93. برخى عقیده دارند که: الفاظ «طه‏» و «یس‏»، از اسامى پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) است.

اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)و نحوه شهادت غمبار ایشان



حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) در واقعه عاشورا سه سال سن داشتند که بعد از شهادت پدر و یارانش در عصر عاشورا، به همراه دیگر زنان بنی‌هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفتند و در خرابه‌های شام به شهادت رسیدند.پنجم ماه صفر سالروز شهادت حضرت رقیه (س) می باشد. ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت دردانه اباعبدالله الحسین(ع)، نگاهی اجمالی به زندگانی حضرت رقیه (س) می اندازیم.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ویژه نامه وفات سلمان فارسی(علیه الرحمه).... 8 صفر 35 هجری در 250سالگی

سلمان فارسی یا روزبه از صحابه ایرانی مشهور محمد، پیامبر اسلام بود که محمد او را از اهل بیت خواند. او با این که پسر یکی از زمین داران ایران بود، زرتشتی باقی نماند و سال‌ها در پی حقیقت و دین راستین به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد که در همین سفرها در سرزمینی به بردگی درآمد و سپس توسط محمد آزاد گشت. سلمان فارسی که دانش‌های ایرانیان را می‌دانست از مشاوران محمد، از جمله طراح اصلی حفر خندق در جنگ خندق بوده‌است. او در انتهای عمر خود والی مدائن گردید. پدیده ای بنام سنی و شیعه در عصر سلمان ظهور نکرده بود. سلمان فارسی بزعم بعضی ها پیرو کسی بعد از پیامبر نبود.

زادگاه و کودکی

سلمان فرزند یک زمین دار ایرانی بود.از شهرهای گوناگونی چون: کازرون فارس، اصفهان  رامهرمز استان خوزستان دشت ارژن استان فارس به عنوان زادگاه سلمان فارسی ياد شده‌است. او کودکی خود را در ناحیهٔ جی در اصفهان گذرانید و در آنجا بزرگ شد. برخی از محققان او را از خاندانی مزدکی می‌دانند و برخی معتقدند از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است.

ایمان به مانی

سلمان فارسی از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است و چون دین مانی را بر دین زرتشتی ترجیح داده بود مجبور به فرار از ایران شد.

او در زمانی که پسری بیش نبود به مسیحیت روی آورد. او سپس برای تحصیل دین به سوریه رفت. ابوریحان بیرونی در «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» می‌نویسد: «انجیل سبعین (بلامس) نام انجیلی است که سلام پسر عبدالله سلام از زبان سلمان فارسی نوشته‌است.» او پس از فوت استادش همراه با کاروانی رهسپار شبه جزیره عربستان شد. چون وعده ظهور پیامبری را شنیده بود. در راه کاروان مورد حمله قرار می‌گیرد و او به اسارت در آمد و مردی یهودی از مدینه او را به بردگی خرید و به یثرب برد

ایمان به اسلام

روایت مستند و پذیرفته‌شده‌ای میان مورخان شیعه و غیر شیعه هست که سلمان چون علائم پیامبر خاتم را شنیده بود روزی ظرفی خرما برای پیامبر آورد و گفت صدقه‌است محمد آن را نپذیرفت. روز دیگری ظرفی خرما آورد و در پاسخ محمد گفت که صدقه نیست و هدیه‌ است که محمد آن را پذیرفت. سلمان از این رویداد (که نخوردن صدقه از سوی محمد را ثابت می‌کرد) و بررسی دیگر نشانه‌ها به پیامبری او ایمان آورد و با کمک وی آزاد شد و کم‌کم بزرگ‌ترین صحابه محمد و علی شد.

در تاریخ گزیده حمداله مستوفی آمده‌است که روزبه (سلمان فارسی) پس از فرار از ایران در حوالی حجاز توسط قبیله بنی کلب به بردگی گرفته شد و به قبیله دیگری فروخته شد تا اینکه سرانجام در شمار بردگان محمد، پیامبر اسلام درآمد و محمد سلمان فارسی را از بردگی آزاد کرده و از مشاوران خود قرار داد.

در سفینة البحار آمده‌است هنگامی که محمد به مدینه هجرت کرد با دعوت محمد با دین اسلام آشنا شد و مسلمان شد و محمد با مولای او قراردادی بست که سلمان کار کند و از درآمدهای خود، خود را آزاد کند. پیامبر و مسلمانان مدینه به او کمک کردند که بهای خود را (به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه-هر وقیه معادل چهل درهم) به یهودی بپردازد و آزاد شود.

جنگ خندق

در جنگ خندق، که در سال ۵ هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان، پیرامون شهر خندق کندند. واژهٔ خندق عربی‌شدهٔ واژهٔ پارسی میانه کَندَگ و به معنی کَنده‌است. در زبان‌های کهن ایرانی چون اوستایی و فارسی باستان، ریشهٔ «کن» به معنی «کندن» امروزی به کار می‌رفته‌است و «فرکنتن» یعنی آغاز به ساختن ساختمان یا شهر. هر گروهی می‌خواست سلمان با آنها باشد؛ مهاجران می‌گفتند: سلمان از ما است و انصار نیز می‌گفتند: او از ماست. محمد گفت[نیازمند منبع]: «سَلْمانُ مِنّا أهْلَ الْبَیْت»؛ سلمان از ما اهل بیت است.

در سال ۱ هجری، زمانی که پیامبر اسلام میان هر دو نفر از مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادری برقرار کرد، میان سلمان و ابودردا (عویمر بن زید) نیز عقد اخوت بست و در این ماجرا به سلمان گفت: «یا سلمان أنت من أهل البیت و قد آتاک الله العلم الاوّل و الاخر و الکتاب الاوّل و الکتاب الاخر: ای سلمان، تو از اهل بیت ما هستی و خدای سبحان به تو دانش نخستین و واپسین را عنایت کرده‌است و کتاب اوّل (نخستین کتابی که بر پیامبران الهی نازل شده بود) و کتاب آخر قرآن را به تو آموخته‌است.»

حکومت مدائن

پس از مرگ محمد، سلمان از معدود کسان معتقد به امامت علی بود.

 او نزد علی نیز منزلتی بسیار والا داشت. در خلافت عمر بن خطاب به حکومت مدائن منصوب شد. سلمان، حتی حقوق اندک سالانه خود را هم به نیازمندان می‌داد و بسیار اندک برای خود برمی‌داشت.

مرگ

سلمان سرانجام، در اواخر خلافت عثمان در 250 سالگی در سال ۳۵ هجری درگذشت.

آرامگاه

آرامگاه وی در کنار طاق کسری در شهر مدائن عراق، در ۵ فرسخی بغداد قرار دارد.

در زمان حکومت صدام حسین بسیاری از نام‌های تاریخی از جمله سلمان فارسی را به «حی سلمان باک» تغییر دادند. آرامگاه او طی اقدام تروریستی حمله به قبر امامان شیعه در سامرای عراق مورد اصابت خمپاره قرار گرفت.

سلمان در روایات اسلامی

از قول محمد

جابر از محمد، چنین نقل می‌کند: «همانا اشتیاق بهشت به سلمان بیش از اشتیاق سلمان به بهشت است؛ و بهشت به دیدار سلمان عاشق‌تر از دیدار سلمان به بهشت است.

محمد، دربارهٔ سلمان گفته‌است: «سلمان از من است، کسی که به او ستم کند به من ستم کرده‌است و کسی که او را بیازارد مرا آزرده‌است.»؛ همچنین: «هر که می‌خواهد به مردی بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان درخشان کرده، به سلمان بنگرد.»

محمد، دربارهٔ دانش سلمان چنین گفته‌است: «اگر علم در ثریّا بود، ایرانیان و سلمان به آن دسترسی پیدا می‌کردند.» همچنین در جایی دیگر: «سلمان دریای علم است که نمی‌توان به عمق آن رسید.»

از قول امامان شیعه

جعفر صادق، امام ششم شیعیان گفته‌است: «رسول خدا و علی اسراری را که دیگران قدرت تحمل آن را نداشتند به سلمان می‌گفتند و او را لایق نگهداری علم ومخزن اسرار می‌دانستند؛ از اینرو یکی از القاب سلمان، «مُحَّدث» است.» در جای دیگری نیز دربارهٔ او گفته‌است: «در اسلام، مردی که فقیه‌تر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفریده نشده‌است.»؛ همچنین: «سلمان اسم اعظم را می‌دانست.»

سجاد، امام چهارم شیعیان دربارهٔ سلمان گفته‌است: «به خدا سوگند، اگر ابوذر آنچه را از علم و معرفت در سینه سلمان وجود داشت می‌دانست، او را می‌کشت.»

دیگر روایات

شیخ مفید از جعفربن مؤدّب روایت می‌کند که سلمان، عمار، ابوذر و مقداد ارکان اربعه هستند.

ابونعیم، سلمان را با این ویژگی‌ها می‌ستاید: «پیشگام‌ترین فارسیان به اسلام، مِهتر دلیران، تلاش گری که آرام نگرفت و دریایی که فرو ننشست، دانشمندی فرزانه و عابدی آگاه.»

زندگینامه علامه فاضل شربیانی

 آيـت الله عـلامـه شـيـخ مـحـمـد شـربـيـانـى ، فـرزنـد فـضـل عـلى در سـال 1248 ق.

در شهر شربيان در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود. و پس از فراگيري مقدمات علوم در سال ۱۲۷۲ ق. رهسپار نجف اشرف شد و در آن حوزه علمي از محضر استادان بزرگي چون شيخ مرتضي انصاري ميرزاي بزرگ شيرازي وسيدمحمد حسين كوه كَمَره‌اي بهره برد و به رتبة اجتهاد رسيد.


آيت‌الله فاضل شربياني، در اصول فقه، استادي كم نظير بود و در استنباط احكام فقهي، مهارت بسيار داشت. وي همچنين در علوم قرآن و حديث، از دانش فراواني برخوردار بود

 

علامه شيخ محمد شربياني بعد از وفات آيت الله ميرزا محمد شيرازي از برجسته ترين مجتهدان زمان خود بود .

كلاس درس آيت الله فاضل شربياني در نجف اشرف طراوت خاصي داشت .و عالمان بزرگي را پرورش و تحويل جهان اسلام داد.ازشاگردان علامه فاضل شربياني مي توان به

آيت الله قاضي طباطبايي

آيت الله فقيه سبــــــــزواري

آيت الله شيخ عباسقلي رضوي

آيت الله سيد حسن اصفهاني

آيت الله حاج سيد يونس اردبيلي

آيت الله شيخ محمد ولي

و دهها عالم برجسته ديگر نام برد.كه شاگردي ايشان براي آنها افتخاري بس بزرگ به حساب مي آمد
وى افـزون بـر احـاطـه عـلمـى ، در مـكـارم اخـلاق و صـفـات پسنديده و دلسوزى نسبت به بـيـنـوايـان و اكـرام سادات و علويان نجف و كربلا زبانزد بود ، وهمواره مانند مولاي خود علي (ع) به كمك آنها مي شتافت و با وجود دسترسى به بـيـت المـال ،در فـقر و ساده مى زيست .ايشان پس از وفات آيت الله مـيـرزامـحـمـد حـسـن شـيـرازى ،پـنـاهـگـاه شـيـعـيـان در مسائل دينى و فقهي و پرداخت وجوهات شرعى شد

و سرانجام در بين الطلوعين روز جمعه ، هفدهم ماه مبارك رمضان سال 1322 ق . در سن ۷۴ سالگى دار فانى را وداع گفت. .

ودر جوار حـــــــــــرم مولا علي (ع) به خاك سپرده شد

از اين عالم فرزانه كتابي در شرح «رسائل و مكاسب شيخ انصاري» در نه جلد به يادگار مانده است.

از علامه طباطبایی نقل شده است : گروهی توطئه کردند و روش عرفانی و الهی و توحیدی مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی را به باد انتقاد گرفته در عریضه ای به مرحوم شربیانی نوشتند که ملا حسینقلی همدانی روش صوفیانه در پیش گرفته است . مرحوم شربیانی نامه را مطالعه فرمود و قلم را برداشته زیر نامه نوشت کاش خداوند مرا مثل آخوند صوفی قرار بدهد.

او با مسافرت های خود به امام زاده های واجب التعظیم شیعیان را متوجه این وظیفه ولایی کرد و با تاکید به تعطیل کردن مغازه ها و راه انداختن دسته عزاداری این سنت حسنه را بنا نهاد. آیت الله بهجت می فرمود ایشان خیلی حلیم بود. اگر به کسی چیزی هم نمی داد طرف با رضایت از پیش ایشان می رفت . زمانی می خواست از کوفه به قصد زیارت کربالا برود طلاب محتاج دور او را گرفتند و ایشان هم هر چه داشت به آن ها داد . فقط مقداری برای هزینه راه برای خود برداشت و با ملاطفت به طلاب گفت : اگر خدا برساند باز هم می دهم !سال ها پس از فوت این مجاهد نستوه در 1357ق دولت عراق تصمیم گرفت راه هایی را که در اطراف حرم مطهر برای دفن اموات در نظر گرفته شده بود مسدود کند . در این عملیات اجساد تعدادی از علما ظاهر شد و ازآن جمله پیکر شریف آیت الله فاضل شربیانی بود که بعد از 35 سال هیچ تغییری در آن پدید نیامده بود . بار دیگر در 1382ق. هنگام مرمت قبور، جسد مطهر ظاهر شد که در آن وقت شصت سال از رحلت ایشان می گذشت و هنوز پیکر مطهرشان سالم مانده بود .