سلام بر توای که رسالتت مهربانی بود ورحمت

سلام بر برکت دستانت که می تواند نان رزق هزاران سفره خالی را مهیا کند!

سلام بر راستی قدم هایت که می تواند صراط مستقیمی را نشان دهد

که هیچ پایی برآن نلرزد و خطا نرود!

سلام بر فراخی سینه ات که می تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بکشد

و باز هم برای بخشش پشیمانان، جا داشته باشد!

سلام بر شیوایی کلامت که می تواند خشن ترین دل های سنگی را چون

آب زلال زمزم نور، جاری کند!

سلام بر عبادتت که می تواند جماعت بی کران اقتدا کنندگان را تا معراج خدا ببرد

و از عشق، سرشارشان سازد!

سلام بر تواضعت که می تواند هر غریب دور افتاده ای را همنشین تو کند

و هر خانه به دوش آواره ای را به همسایگی تو بکشاند.

سلام بر شجاعتت که می تواند چون شمشیری، قلب پر کینه دشمنان اسلام را بشکافد

و یک تنه، سپر همه جانبه دین خدا شود!

سلام بر عدالتت که می تواند دست عرب و عجم، فقیر و غنی،

برده و ارباب را در دست هم بگذارد و همه را جز به چشم تقوا ننگرد!

سلام بر ایثارت که می تواند طعام خویش به فقیر رهگذر بدهد

و لباس خود بر تن سائل پشت در بپوشاند!

سلام بر علمت که می تواند شهری باشد به بی کرانگی ابدیت،

با دروازه ای که هیچ پرسشی را بی جواب نمی گذارد!

سلام بر صبرت که می تواند خاکستر جفا از موهایت بتکاند و رد تازیانه ها را دنبال نکند!

سلام بر امانتداری ات که می تواند تو را محرم همه رازهای مبهم و دردهای مجهول کند.

سلام بر وفاداری ات که می تواند رشته هر عهد و پیمانی را محکم کند

و باعث بقای هر قول و قراری باشد!

سلام بر لحظه لحظه عمری که جز با نزول رحمت و فرود هدایت بر خلایق نگذشت!

و سلام و صلوات بر رسولی که ولادتش نقطه عطفی در تاریخ انسانیت است.


آی آسمان! مبارک بادت این روز و همه روز!

 

چه هدیه ای آورده ای خاک نشینان مفلوک را؟!

این عطر حضور کیست که عرش را به هیجان آورده است!

ایام به کام، ای درخت نبوت، طوبای صداقت! شاخه هایت پر بار که امروز گل کرده ای

به وجود زیباترین مولود هستی؛ مولود حرم، مولود آستانه عفت و ایمان!

می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!

مولود زیبای آمنه علیهاالسلام ، اینک این آغوش پرندین حضرت جبریل علیه السلام است

که تو را به گلگشت و تفرّج آسمان می برد.

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که پیشانی ارادت بر خاک نهادی تا شکوه بندگی را به جای آوری!

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که مادر را سلام گفتی و فرشتگان به تحسین جمال بی مثالت پرداختند.

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که زمین از نعمت حضورت در کاینات برخوردار شد و آسمان به میزبانی زمین غبطه خورد.

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که خانه دوست، آکنده از عطر عاشقانگی ها شد و نجوای نمازت، دل از آسمان ربود!

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که زبان به حمد و یگانگی خداوند گشودی و عطر توحید، کوچه های مکه را فراگرفت!

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که زخم بی شمارت، عشق را به تماشا فرا خواند و عاشقانگی از افسانه

به حقیقت پیوست!

درود خداوند بر تو باد،

آن گاه که غربت، به قصد قربت برگزیدی و برکت وجودت، تاریخ را به مبدأی از نور، راهنما شد.

درود خداوند بر تو باد؛

مادامی که حیات در کاینات باقی است.

میلادت مبارک، یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله .

خلاصه ای اززندگی نامه پیامبر اکرم (ص)


مقدمه

زندگي حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛

با اينهمه ، روايات بي‌شمار موجود در بيشتر جزئيات همداستان نيستند و به ويژه آگاهيهاي

ما در باب زندگي آن بزرگوار ، پيش از بعثت ، به تفصيل شرح سيرة ايشان پس از بعثت نيست .

به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسي زندگي وي در طول 63 سال در ذهن نقش مي‌بندد،

بازتابي از تصوير ظهور پيامبري الهي و سرگذشت شخصيتي است كه با پشت سر نهادن دشواريهاي بسيار ، بي‌هيچ خستگي و نااميدي به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست

جزيره العرب را متحد كند و آمادة گستردن اسلام در بيرون از مرزهاي عربستان شود

و از آن مهم تر ديانتي را بنياد نهد كه اينك يكي از مهم‌ترين اديان جهان به شمار مي‌رود .

ادامه نوشته

نهم ربيع الاول از منظر قرآن و كلام بزرگان



آنان که کمي از حوادث و ماجراهاي ايام امامت معصومين(ع) را

در لابه‌لاي برگهاي تاريخ ديده باشند مي‌دانند که در عصر آغاز امامت ولي عصر(عج)

و نيز در دوران انتظار شيعيان با يکي از پرچالش ترين مقاطع خود مواجه شده‌اند.

چرايي آغاز امامت ولي عصر(عج) در غيبت

وقتي در عمق چرايي وقوع غيبت صغري و كبراي حضرت مهدي (عج) تامل مي كنيم

ناچار به اذعان و اقرار به بسياري از قصورات و حركت هاي منافقانه جامعه مسلمين

آن زمان مي شويم كه در اين راستا حكومت هاي ناحق و جبار نيز در

صدر حركت ها بر ضد امامت معصومين قرار داشته اند.






ادامه نوشته

شهادت غریب مدینه

شهادت امام مجتبي عليه السلام

وجود امام حسن بر معاويه گران بود و در راه رسيدن فرزندش، يزيد به قدرت

مانعى بزرگ به شمار مى رفت، لذا تصميم گرفت امام حسن را از ميان بردارد.

از اين رو در فكر چگونگى به شهادت رساندن امام بود و در نهايت از همان وسيله اى

بسيارى از صحابه بزرگ رسول خدا را به شهادت رسانده بود، استفاده كرد.



ادامه نوشته

چهل حدیث از امام مجتبی (ع)



چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

1- نصیحت از سر اخلاص

«أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ.»

هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.

 


2- شناخت هدایت

«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»

به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد.


3- فاصله میان حقّ و باطل

«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا.»

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.


4- آزادى و اختیار انسان

«مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَكْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَكَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.»

هر كه گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابكار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملكت وجود رها نكرده، بلكه او مالك هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا كرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند.


5- زهد و حلم و درستى

« قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ كَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْكُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْكَرِ بِالْمَعْرُوفِ.»

از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) پرسیده شد كه زهد چیست؟فرمود: رغبت به تقوا و بىرغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبى.


6- تقوا

«أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.»

تقوا و پرهیزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوایان كامیاب گشته به وسیله تقوا كامیاب شده است.


7- خلیفه به حقّ

«إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»

خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.


8- حقیقت كرم و دنائت

«قیلَ لَهُ(علیه السلام): مَا الْكَرَمُ؟قالَ: أَلاِْبْتِداءُ بِالْعَطِیةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعامُ الطَّعامِ فِى الَْمحَلِّ. قیلَ فَمَا الدَّنیئَةُ؟ قالَ: أَلنَّظَرُ فِى الْیسیرِ وَ مَنْعُ الْحَقیرِ.»

از امام مجتبى سؤال شد: كرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: كوچك بینى و دریغ از اندك.


9- مشورت مایه رشد و هدایت

«ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.»

هیچ قومى با همدیگر مشورت نكنند، مگر آن كه به رشد و كمالشان هدایت شوند.


10- لئامت و پستى

«أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.»

پستى آن است كه شكر نعمت را نكنى.


11- بدتر از ننگ و زبونى

«أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ.»

 ننگ آسانتر از دوزخ است‏


12- رفیق شناسى

«قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.»

امام حسن(علیه السلام) به یكى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مكن تا بدانى كجاها مىرود و كجاها مىآید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى كن به شرط این كه معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.


13- كار با توكّل

«لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.»

چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن].


14- خویشاوند و بیگانه واقعى

«أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.»

خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد.


15- اعتماد به مقدَّرات الهى

«مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»

هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.


16- آثار رفت و آمد در مسجد

«مَنْ أَدامَ الاِْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْكَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً.»

هر كه پیوسته به مسجد رود به یكى از این هشت فایده مىرسد:1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)،2ـ دوستى قابل استفاده،3ـ دانشى تازه،4ـ رحمتى مورد انتظار،5ـ سخنى كه به راه راستش كشد،6ـ یا سخنى كه او را از پستى برهاند،7ـ و ترك گناهان به خاطر شرم از خدا،8ـ یا ترك گناهان به خاطر خوف از خدا.


17- بهترین چشم و گوش و دل

«إِنَّ أَبْصَرَ الأَبـْصارِ ما نَفَذَ فِى الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الاَْسـْماعِ ما وَعَى التَّذْكیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ.»

همانا بیناترین دیده ها آن است كه در طریق خیر نفوذ كند، و شنواترین گوشها آن است كه پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است كه از شبهه ها پاك باشد.


18- تزكیه در پرتو عبادت

«إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.»

به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید.


19- عاقل خیرخواه

«لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.»

عاقل و خردمند به كسى كه از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نكند.


20- ارزش دادن به آثار عبادت

«إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.»

هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد.


21- امید و پشتكار

«وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأَنـَّكَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأَنـَّكَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.»

براى دنیایت چنان كار كن كه گویا همیشه زندگى مىكنى، و براى آخرتت به گونه اى كاركن كه گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شكوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآى.


22- نشانه هاى مكارم اخلاق

«مَكارِمُ الاَْخْلاقِ عَشَرَةٌ: صِدْقُ اللِّسانِ وَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ إِعْطاءُ السّائِلِ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ الْمُكافاتُ بِالصَّنائِعِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ التَّذَمُّمُ عَلَى الْجارِ، وَ مَعْرِفَةُ الْحَقِّ لِلصّاحِبِ وَ قِرْىُ الضَّیفِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاءُ.»

مكارمو فضائل اخلاق ده چیز است:1 ـ راستگویى، 2 ـ راستگویى در وقت سختى و گرفتارى، 3 ـ بخشش به سائل، 4 ـ خوش خُلقى، 5 ـ پاداش در مقابل كارها و ابتكارات، 6 ـ پیوند با خویشان، 7 ـ حمایت از همسایه، 8 ـ حق شناسى درباره دوست و رفیق، 9 ـ میهمان نوازى، 10 ـ و در رأس همه اینها شرم و حیاست.


23- پرهیز از تملّق و بدگویى

«قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاكَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْكَ أَوْتُكَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَكْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.»

امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش كنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا كسى را نزد من بدگویى نمایى.


24- عوامل هلاكت آدمى

هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ.

أَلْكِبْرُ بِهِ هَلاكُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ.

أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ.

أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.

هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد.

تكبّر كه به سبب آن دین از بین مىرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.

حرص كه دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.

حسد كه سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را كشت.


25- تقوا و تفكّر

«أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.»

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش مىكنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.


26- شستشوى دستها قبل و بعد از غذ

«غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.»

شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید.


27- دنیا، سراى عمل

«أَلنّاسُ فی دارِ سَهْو وَغَفْلَة یعْمَلُونَ وَ لا یعْلَمُون فَإِذا صارُوا إِلى دارِ الاْخِرَةِ صارُوا إِلى دارِ یقین یعْلَمُونَ وَ لا یعْمَلُونَ.»

مردم در این دنیا در سراى بىخبرى و غفلت به سر مىبرند، كار مىكنند و نمىدانند. وقتى كه به سراى آخرت رفتند، به خانه یقین مىرسند، آن گاه است كه مىدانند، ولى دیگر كار نمىكنند.


28- همراهى با مردم

«صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ.»

چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند.


29- عقاب و ثواب مضاعف

«وَ اللّهِ إِنّى لاََخافُ أَنْ یضاعَفَ لِلْعاصى مِنَّا الْعَذابُ ضِعْفَینِ وَ أَرْجُوا أَنْ یؤْتِىَ الُْمحْسِنَ مِنّا أَجْرَهُ مَرَّتَینِ.»

به خدا قسم من ترس از آن دارم كه عذاب گناهكاران از ما اهل بیت دو چندان گردد، و امید آن را دارم كه نیكوكار از ما اهل بیت نیز پاداشش دو برابر باشد.


30- نقش عقل، همّت و دین

«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد.


31- تعلیم و تعلّم

«عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَكَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِكَ.»

مردم را با دانشت، دانش بیاموز و خود نیز دانش دیگران را فراگیر.


32- روى آوردن به چه كسى؟

«لا تَأْتِ رَجُلاً إِلاّ أَنْ تَرْجُوَ نَوالَهُ أَوْ تَخافَ بَأْسَهُ أَوْ تَسْتَفیدَ مِنْ عِلْمِهِ أَوْ تَرْجُوَ بَرَكَتَهُ وَ دُعائَهُ أَوْ تَصِلَ رَحِمًا بَینَكَ وَ بَینَهُ.»

نزد كسى مرو، مگر آن كه به بخشش او امیدوار، یا از قدرتش بیمناك، یا از دانشش بهره مند، یا به بركت و دعایش امیدوار باشى، یا آن كه بین تو و او پیوند خویشاوندىاى باشد.


33- عقل و جهل

«لا غِنى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.»

هیچ بىنیازىاى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سختتر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست.


34- على(علیه السلام)، دروازه ایمان

«إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافِرًا.»

على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر كه داخل آن شد مؤمن و هر كه خارج از آن شد كافر است.


35- حقّ اهل بیت

«وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالْحَقِّ لا ینْتَقِصُ أَحَدٌ مِنْ حَقِّنا إِلاّ نَقَصَهُ اللّهُ مِنْ عَمَلِهِ.»

قسم به خدایى كه محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را به حقّ برانگیخت، هیچ كس از حقّ ما اهل بیت چیزى را كم نكند، مگر آن كه خداوند از عملش چیزى را كم گرداند.


36- اوّل سلام، آن گاه كلام

«مَنْ بَدَأَ بِالْكَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ.»

كسى كه پیش از سلام كردن، آغاز به سخن گفتن نماید، جوابش را ندهید!


37- نیكى و پرسش؟

«أَلشُّرُوعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الاِْعْطاءُ قَبْلَ السُّؤالِ مِنْ أَكْبَرِ السُّؤْدَدِ.»

آغاز نمودن به نیكى و بذل و بخشش، پیش از درخواست نمودن، از بزرگترین شرافتها و بزرگىهاست.


38- فراگیرى و كتابت دانش

«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیوتِكُمْ.»

دانش را فرا گیرید و اگر توانِ حفظ كردنش را ندارید آن را بنویسید و در خانههایتان بگذارید.


39- دعاى مستجاب

«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»

كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.


40- عبادت و پرستش

«مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.»

كسى كه خدا را اطاعت و عبادت كند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.

ویژه نامه شهادت امام رضا(ع)



نگاهی گذرا به زندگانی امام رضا(ع)

حضرت على بن موسى الرضا عليه‏السلام -

در روز يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى ديده به جهان گشود(1).

مادر او بانويى با فضيلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت،

از طرف امام كاظم عليه‏السلام -«طاهره» نام گرفت(2)

كنيه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.

او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى)

در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گرديد


ادامه نوشته

تقدیم به قلب تپنده زمین وزمان حضرت ولی عصر(عج)

                        

  بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

  بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

           بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
     که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو

بعثت پیامبراکرم(ص)در قران

درباره بعثت يا رسالت رسول اكرم(ص)چند آيه وجود دارد؟

درباره حضرت محمد آيات قرآن فراوان است و به بيش از 500 آيه مى رسد.

با توجه به رعايت اختصار، ما فقط به بخشى از آيات اشاره مى كنيم

و نشانى ديگر آيات را ذكر مى كنيم.

ادامه نوشته

مختصری درباره زندگانی امام هادی (ع)


“بهتر از نیکی، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است

و برتر از علم، حامل آن و بدتر از بدی، عامل آن است

و وحشتناک تر از وحشت، آورنده آن است.”

از سخنان گهربار امام هادی علیه السلام

امامان و پیشوایان معصوم (ع) انسانهای کامل و برگزیده ای هستند

که به عنوان الگوهای رفتاری و مشعل های فروزان هدایت جامعه بشری از سوی خدا

تعیین شده اند. گفتار و رفتار و خوی و منش آنان ترسیم حیات طیبه انسانی

و وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.

بدون شک، ارتباط با چنین چهره هایی و پیروی از دستورها و رفتارشان،

تنها راه دستیابی به کمال انسانیت و سعادت هر دو جهان است.

پیشوای دهم (ع) یکی از پیشتازان دانش و تقوا و کمال است که وجودش

مظهر فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی و الگوی حق جویان و ستم ستیزان است.


ادامه نوشته

چهل حدیث از امام علی النقی الهادی (ع)

چهل حدیث از امام علی النقی الهادی (ع)


قالَ الاِْمامُ الْهادى(علیه السلام):
1- جبران نقص

«لِبَعْضِ مَوالیهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ اللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»:

امام على النّقى(علیه السلام) به یکى از دوستانش فرمود:فلانى را توبیخ کن و به او بگو:

خداوند چون خیر بنده اى خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید].

2- جایگاه اجابت دعا

«إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا یُحِبُّ أَنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْها.»:

همانا براى خداوند بقعه هایى است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى

دعاکننده را به اجابت رساند، و حائر حسین(علیه السلام)یکى از آنهاست.

3- خداترسى

«مَنِ اتَّقَى اللّهَ یُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقینَ. وَ مَنْ

أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْیَیْقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقینَ.»:

هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر

که مطیع آفریدگار باشد، باکى از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید

یقین کند که به خشم مخلوق دچار میشود.

4- اطاعت خیرخواه

«مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأْیَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طاعَتَکَ.»:

هر که دوستى و نظر نهایىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه

گردان.

5- اوصاف پروردگار

«إِنَّ اللّهَ لا یُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَْوْهامُ

أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْیِهِ، کَیَّفَ

الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقالَ: کَیْفَ، وَ أَیَّنَ الاَْیْنَ بِلا أَنْ یُقالَ: أَیْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاَْیْنِیَّةِ، أَلْواحِدُ

الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ.»:

به راستى که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود.

کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورّات به کُنه او پى نبرند، و در دیده ها

نگنجد؟ او با همه نزدیکىاش دور است و با همه دورىاش نزدیک. کیفیّت و چگونگى را پدید

کرده، بدون این که خود کیفیّت و چگونگى داشته باشد. مکان را آفریده بدون این که خود

مکانى داشته باشد. او از چگونگى و مکان بر کنار است. یکتاى یکتاست، شکوهش بزرگ و نام

هایش پاکیزه است.

6- اثر بخش خداست، نه روزگار

«لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْیّامِ صُنْعًا فى حُکْمِاللّهِ.»:

از حدّ خود تجاوز نکن و براى روزگار هیچ اثرى در حکم خدا قرار نده.

7- نتیجه بى اعتنایى به مکر خدا

«مَنْ أَمِنَ مَکْرَ اللّهِ وَ أَلیمَ أَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتّى یَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ کانَ عَلى بَیِّنَة مِنْ

رَبِّهِ هانَتْ عَلَیْهِ مَصائِبُ الدُّنْیا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ.»:

هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زِیَد، تکبّر پیشه کند تا قضاى خدا و امر نافذش او

را فراگیرد، و هر که بر طریق خداپرستى، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وى سبک آید و

اگر چه مقراض شود و ریز ریز گردد.

8- تقیّه

«لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِکَ التَّقِیَّةِ کَتارِکِ الصَّلوةِ لَکُنْتُ صادِقًا.»:

اگر بگویم کسى که تقیّه را ترک کند مانند کسى است که نماز را ترک کرده، هر آینه راست

گفته ام.

9- شکر و شاکر

«الشّاکِرُ أَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَةِ الَّتى أَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لاَِنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرُ نِعَمٌ وَ

عُقْبى.»:

شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است.
10- دنیا جایگاه آزمایش

«إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْیا دارَ بَلْوى وَ الاْخِرَةَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْیا لِثَوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ

الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْیا عِوَضًا.»:

همانا که خداوند دنیا را سراى امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سراى رسیدگى قرار داده

است، و بلاى دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنیا قرار داده است.

11- ستمکار بردبار

«إِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ یَکادُ أَنْ یُعْفى عَلَیْهِ بِحِلْمِهِ. وَ إِنَّ الُْمحِقَّ السَّفیهَ یَکادُ أَنْ یُطْفِىءَ نُورَ حَقِّهِ

بِسَفْهِهِ.»:

به راستى ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود و

حقدار نابخرد، بسا که به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش کند.

12- آدم بى شخصیّت

«مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ.»:

کسى که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.

13- دنیا جایگاه سود و زیان

«أَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»:

دنیا بازارى است که گروهى در آن سود برند و دسته اى زیان ببینند.
14- حسد و خودخواهى

«أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِ

وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّةٌ سَیِّئَةٌ.»:

حسد نیکوییها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و

خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسندیده ترین خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا

و ناشایست است.

15- پرهیز از تملّق

«قالَ أَبُوالْحَسَنِالثّالِثِ(علیه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَکْثَرَ مِنْ إِفْراطِ الثَّناءِ عَلَیْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِکَ،

فَإِنَّ کَثْرَةَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخیکَ فى مَحَلِّ الثِّقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى

حُسْنِ النِّیَّةِ.»:

امام هادى(علیه السلام) به کسى که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:از این کار

خوددارى کن که تملّقِ بسیار، بدگمانى به بار می آورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب

شد از تملّق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.

16- جایگاه حُسنِ ظنّ و سوءظنّ

«إِذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أَغْلَبَ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّى یَعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ، وَ إِذا

کانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ فیهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَیْسَ لاَِحَد أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد خَیْرًا ما لَمْ یَعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ.»:

هر گاه در زمانه اى عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن که [

آدمى ] بدى از کسى ببیند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى که [آدمى]

خیرى از کسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد.

17- بهتر از نیکى و زیباتر از زیبایى

«خَیْرٌ مِنَ الخَیْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمیلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ

جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راکِبُهُ.»:

بهتر از نیکى، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایى، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است،

و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است.


18- توقّع بیجا

«لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدَرْتَ عَلَیْهِ، وَ لاَالْوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَ لاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ

إِلَیْهِ، فَإِنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.»:

از کسى که براو خشم گرفته اى ، صفا و صمیمیّت مخواه و از کسى که به وى خیانت کرده

اى ، وفا مطلب و از کسى که به او بدبین شده اى ، انتظار خیرخواهى نداشته باش، که دل

دیگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.

19- برداشت نیکو از نعمتها

«أَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ الَْتمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکْرِ عَلَیْها، وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ

شَىْء لِما أَعْطَیْتَ وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ.»:

نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزارى افزون کنید، و بدانید

که نفس آدمى رو آورنده ترین چیز است به آنچه به او بدهى و بازدارنده ترین چیز است از آنچه که از او بازدارى.

20- خشم به زیردستان

«أَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.»:

خشم بر زیردستان از پستى است.
21- عاقّ والدین

«أَلْعُقوقُ ثَکْلُ مَنْ لَمْ یَثْکَلْ.»:

نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.

22- تأثیر صله رحم در ازیاد عمر

«إِنَّ الرَّجُلَ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَکُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا

اللّهُ ثَلاثَةً وَ ثَلاثینَ سَنَةً، وَ إِنَّهُ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَکُونُ عاقًّا لِقَرابَتِهِ

قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنینَ.»:

چه بسا شخصى که مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پیوند با

خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند. و چه بسا کسى که مدّت عمرش 33

سال مقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه

سال برساند.

23- نتیجه عاقّ والدین

«أَلْعُقُوقُ یُعَقِّبُ الْقِلَّةَ وَ یُؤَدّى إِلَى الذِّلَّةِ.»:

24-نارضایتى پدر و مادر، کمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت میکشاند.

بىطاقتى در مصیبت

«أَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ إِثْنانِ.»:

مصیبت براى صابر یکى است و براى کسى که بىطاقتى میکند دوتاست.

25- همراهان دنیا و آخرت

«أَلنّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاَْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَةِ بالاَْعْمالِ.»:

مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.
26- شوخى بیهوده

«أَلْهَزْلُ فَکاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.»:

مسخرگى، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.

27- زمان جان دادن

«أُذْکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ أَهْلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ وَ لاحَبیبٌ یَنْفَعُکَ.»:

وقت جان دادنت نزد خانواده ات را به یاد آر که در آن هنگام طبیبى جلوگیر مرگت و دوستى

نفع رسانت نباشد.

28- نتیجه جدال

«أَلْمِراءُ یُفْسِدُ الْصِّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِّلُ الْعُقْدَةَ الْوَثیقَةَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تَکُونَ فیهِالْمُغالَبَةُ وَ

الْمُغالَبَةُ أُسُّ أَسْبابِ الْقَطیعَةِ.»:

جدال، دوستى قدیمى را تباه میکند و پیوندِ اعتماد را میگشاید و کمترین چیزى که در آن است

غلبه بر دیگرى است، که آن هم سبب جدایى میشود.

29- حکمت ناپذیرى دل فاسد

«أَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.»:

حکمت، اثرى در دلهاى فاسد نمیگذارد.
30- درک لذّت در قِلَّت

«أَلسَّهَرُ أَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.»:

شب بیدارى، سبب لذّتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراکى در طعام ناب است.
31- اسیر زبان

«راکِبُ الْحَرُونِ أَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الْجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»:

کسى که بر اسب سرکش، سوار است، اسیر هواى نفس خویش، و نادان، اسیر زبان خویش است.
32- تصمیم قاطع

«أُذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْریطِ بِأَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ.»:

افسوسِ کوتاهى در انجام کار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران کن.

33- خشم و کینه توزى


«أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.»:

خشم و تندى، کلیدِ گرانبارى است و خشم، بهتر از کینه توزى است.
34- ظهور مقدَّرات

«أَلْمَقادیرُ تَریکَ ما لا یَخْطُرُ بِبالِکَ.»:

مقدَّرات چیزهایى را بر تو نمایان مىسازد که به فکرت خطور نکرده است.

35- خود خواهان مغضوب

«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.»:

هر که از خود راضى باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.

36- تباهى فقر

«أَلْفَقْرُ شَرَهُ النَّفْسِ وَ شِدَّةُ الْقُنُوطِ.»:

فقر، مایه آزمندىِ نفس و سببِ ناامیدى زیاد است.

37- راه پرستش

«لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیًا شُعَبًا لَسَلَکْتُ وادِىَ رَجُل عَبَدَاللّهَ وَحْدَهُ خالِصًا.»:

اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه کسى که تنها خدا را خالصانه مىپرستد

خواهم رفت.

38- آثار گوشتخوارى

«مَنْ تَرَکَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ وَ مَنْ أَکَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ.»:

کسى که چهل روز گوشت نخورد بد خُلقى پیدا کند، و کسى که چهل روز پى در پى نیز گوشت

خورد اخلاقش بد شود.

39- یگانگى خدا

«لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعًا وَ اخْتارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْماءِ.»:

خداوند از ازل تنها بود و چیزى با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و براى خودش

بهترین نام ها را برگزید.

40- فروتنى

«أَلتَّواضُعُ أَنْ تُعْطِىَ النّاسَ ما تُحِبُّ أَنْ تُعْطاهُ.»:

فروتنى آن است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو چنان باشندش

 منبع : پایگاه اهل بیت (ع)

مادر

به بهشت نمی روم اگر مادر تو آنجا نباشی

مادرجان:

روزت مبارک

********************

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ،

تو شگفتی خلقتی


تو لبریز عظمتی ،

تو را دوست دارم و می ستایمت .


دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت

برکت , رحمت و عزت می طلبم .

******************************


مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی،

ای باغبان هستی من،

گاهِ روییدنم باران  مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.

گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.


روزت مبارک مادر خوبم . . .

*******************************************

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است

زیباترین خطاب “مادر جان” است


“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق


واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید


روزت مبارک مادر . . .

مقصود از مصحف فاطمه (س) چيست؟

فاطمه(س) پس از رسول خدا(ص) ۷۵ يا ۹۵ روز زندگى كرد و بر اثر از دست دادن پدر،

دچار اندوهى شديد شد. جبرئيل براى تعزيت نزد حضرت مى‌آمد

و ايشان را از حوادثى كه درباره فرزندانشان رخ مى‌دهد،

 آگاه مى‌كرد و امام على(ع) آن‌ها را مى‌نگاشت.

بخش پاسخ به شبهات وهابيت پايگاه اطلاع رساني حج در پاسخ به سؤال

« مقصود از مصحف فاطمه چيست؟

آيا خبر مصحف فاطمه در منابع شيعى حكايت از تحريف قرآن موجود دارد؟»

ياداشتي تدوين كرده است كه متن آن را تقديم مخاطبان گرامي مي‌كنيم:


كلمه «مُصْحَف» در لغت به معناي مجموعه برگه‏ هايي گردآمده

ميان دو جلد است كه امروز «كتاب» خوانده مي‏شود.

بنابراين، مصحف فاطمه (س) به معناي كتاب فاطمه (س) است.

برخي از روايات اهل سنت به چنين كتابي اشاره و راوياني مانند ابيّ بن كعب

وجود كتابي را نزد آن حضرت (س) تأييد كرده‏ اند.


روايتهاي فراواني درباره ماهيت اين مصحف در منابع شيعي يافت مي‏شود.

در اين احاديث به ويژگيهاي محتوا، حجم، زمان و چگونگي نگارش اين مصحف اشاره شده است.

البته در نگاه نخست اختلافاتي ميان برخي روايات ديده ميشود

كه آنها را با كمي دقت ميتوان توجيه كرد. اين روايات مطالب مصحف را با مطالب قرآن متفاوت دانسته ‏اند

و بر پايه شماري از آنها مطالبي مانند وصيت حضرت فاطمه (س)

مصيبت‏هاي فرزندان آن حضرت (س) در طول زمان‏، پيشگويي رويدادهاي آينده‏

و نام پادشاهاني كه بر زمين حكم خواهند راند، در آن نوشته شده است.


دسته‏ اي از روايات نيز اين مصحف را دربردارنده همه احكام حلال و حرام مي‌دانند؛

حتي حكم عملي كه حدش «نصف شلاق» است.

بر پايه پارهاي از احاديث، امام صادق (ع) حوادث تاريخي مانند ظهور زنديقان

را پيشگويي و گفتارش را به مصحف حضرت زهرا (س) مستند ميكند.

بنابراين، روايات با يكديگر ناسازگار نيستند و هر يك از روايتها به بازگويي

بخشي از محتواي مصحف مي‌پردازد.


زمان و چگونگي نگارش‏

مهم‏ترين مسئله درباره اين مصحف زمان و چگونگي نگارش آن است

و مسئله ارتباط حضرت زهرا (س) با جبرئيل و ديگر فرشتگان الهي در همين جا مطرح مي‌شود.

در چند روايت، درباره كيفيت نگارش آن چنين آمده است

كه پيامبر اكرم (ص) مطالب را املا مي‏كرد و حضرت علي (ع) آنها را مي‏نوشت.


بنابراين، سبب انتساب مصحف به حضرت فاطمه (س) نگاهداري ايشان

از آن كتاب يا واسطه‌بودن آن حضرت براي رسيدن برخي از مطالب به دست علي (ع) است.

برخي از روايات نيز مصحف را املا و وحي مستقيم خداوند بر حضرت زهرا (س) دانسته‏ اند.

بر پايه ديگر روايات، خداوند بعد از وفات پيامبر اكرم (ص) ، فرشته ‏اي نزد حضرت زهرا (س) مي‏فرستاد

تا او را در غم پدرش دلداري دهد، وي را از جايگاه رسول خدا در بهشت آگاه سازد

و با او درباره مطالب گوناگوني گفتگو كند.

حضرت فاطمه (س) سخنان آن فرشته را براي حضرت علي (ع) باز ميگفت

و آن حضرت (ع) آنها را مي‌نوشت. روايتي اين فرشته را جبرئيل خوانده است.


در توجيه اين احاديث كه به ظاهر با هم ناسازگارند مي‏توان گفت

كه خداوند به واسطه فرشته‏ اي از فرشتگان خود به نام جبرئيل با آن حضرت سخن گفته است.


توجيه ديگر اينكه فاطمه زهرا (س) يك مصحف داشت.

درونمايه بخشي از اين كتاب، مطالب دريافتي از پدرش و محتواي بخشي ديگر از آن مطالب جبرئيل بود.


پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه مسلمانان معتقدند

كه پيامبر اكرم (ص) خاتم انبيا بوده و پس از وفات آن حضرت ارتباط زمين و آسمان (وحي)

منقطع شده است.

بنابراين نازل‌شدن فرشته بر حضرت زهرا (س) وگفتگويش با آن بزرگوار چگونه توجيه ميشود؟


بر پايه آيات قرآن ارتباط خداوند با كساني جز پيامبران از راه ارسال فرشتگان

و وحي نيز امكان‏پذير است؛ چنانكه آيات بسياري از ارتباط فرشته با حضرت مريم (س)

سخن مي‏گويد و خداوند ارتباط خود را با مادر حضرت موسي (ع) ‏ وحي مي‏خواند.


چنانچه اين ارتباط با زناني مانند مادر موسي (ع) و حضرت مريم (س) امكانپذير باشد،

وقوع آن درباره حضرت فاطمه زهرا (س) كه پيامبر اكرم (ص) ايشان را سرور

همه زنان در همه زمان‏ها ميخواند دور از ذهن نيست. معناي انقطاع وحي

و قطع ارتباط زمين و آسمان پس از پيامبر اكرم (ص) از ميان رفتن ارتباط خداوند

با فردي در جايگاه پيامبري و مأمور بودن به ابلاغ است نه قطع ارتباط زمينيان

با خداوند و فرشتگان. بر پايه روايات شيعه گونه اي از ارتباط ميان امامان معصوم

و خداوند وجود دارد. همچنين كساني در روايات اهل سنت

«مُحَدَّث» خوانده شده‏ ا ند. «محدّث» يعني كسي كه با فرشتگان الهي به شيوهاي ارتباط

داردو از آنان حديث دريافت مي‏كند.


جاي مصحف

اين مصحف بر پايه روايات شيعه در زمان‏هاي گوناگون نزد امامان معصوم (ع) بوده،

از امامي به امام ديگر رسيده و جز آن بزرگان كسي بدان دسترسي نداشته است

و امامان با استفاده از آن به پيشگويي رويدادها و بيان احكام مي‌پرداخته‌اند.

چه جمله‌ای در گودال قتلگاه امام حسین(ع) نوشته شده است؟

گودال قتلگاه محل مقدسی است که سر مبارک حضرت سیدالشهداء

توسط دشمن لعین از تن مطهرش جدا شد،

این مکان مقدس امروز در نزدیکی مرقد آن‌حضرت واقع شده و

زیارتگاه و میعادگاه محبان و دلسوختگان خاندان رسول خدا(ص) است.


به گزارش ایسنا، قتلگاه امام حسین(ع) معروف به گودال قتلگاه

قسمت پایانی سمت چپ رواق جنوب غربی،

به وسیله دری به سالن باریکی مرتبط است که در آن یک اتاق 9 متری قرار دارد.

این مکان اندکی گود است و دیوارهای آن آیینه کاری و نقاشی شده است.

در همین مکان شریف، فرزند زهرا (س) و نوه رسول خدا(ص) شهید شده است.

از این جا دری است که به جای گودتری راه دارد که گویند آن جا محلی است

که حضرت سید الشهداء(ع) از اسب بر زمین افتاد.


اکنون چهار طرف گودال قتلگاه با پنجره‌های فولادی محصور شده و

زائران از پشت آن به این مکان شریف نظاره می‌کنند و در غم شهادت فرزند فاطمه(س)

به دست دشمن ظالم و کینه‌توز اشک می‌ریزند.


اما وقتی از پشت همین پنجره‌ها در ضلع جنوبی گودال قتلگاه به دقت نگاه می‌کنی

و ریز می‌شوی در داخل یک سنگ مرمری دایره شکلی را می‌بینی

که گرداگرد آن جمله بسیار زیبایی از یکی از شاعران شیعه نقش بسته است.


متن این جمله زیبا و ترجمه آن به این شرح است:"

إن کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی"


ترجمه: "اگر دین محمد(ص) جز با کشتن من پا بر جا نمی‌ماند پس ای شمشیرها مرا دریابید"

السلام علیک یا اباعبدالله

وصیت نامه ای که بالای سر فاطمه (س)بود  

                    وصيت نامه اي که بالاي سر فاطمه (س) بود

پس از وفات فاطمه (س)، حضرت علي (ع) به بالين او آمد.

روپوش را از صورت حضرت برداشت و نوشته اي را بالاي سر او ديد

که در آن چنين نوشته شده بود:

 





به نام خداوند بخشنده مهربان

 

اين آن چيزي است که فاطمه دختر حضرت محمد(ص)به آن وصيت کرده ا ست.

وصيت کرده در حالي که شهادت مي دهد که جز «الله» خدايي نيست

و اين که محمد بنده و رسول او است.

و اين که بهشت حق و دوزخ حق است،

قيامت خواهد آمد و شک و ترديدي در آن نيست

و خداوند کساني را که در قبرها هستند برانگيخته خواهد کرد.

 

اي علي! من فاطمه دختر محمد (ص) مي باشم،

خداوند مرا به همسري تو درآورد تا در دنيا و آخرت براي تو باشم،

تو از ديگران نسبت به من شايسته تري،

مرا در شب حنوط کن و کفن بنما و غسل بده و بر من نماز بگذار

و شبانه دفنم کن و هيچکس را آگاه نکن.

تو را به خدا مي سپارم و به فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.

 

منبع: مقتل خوارزمي: ص 85،/ دلائل الامامة: ص 42،/ بحار: ج 43، ص 214.

شهادت برترين بانو، برگ سياهی از تاريخ

در کتاب سلیم بن قیس هلالی به روایت ابان بن ابی‏عیّاش از او، از سلمان و عبدالله بن عبّاس

روایت شده که گفتند:

هنگامی که پیامبر اكرم رحلت کرد، هنوز جنازه مقدّس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند که

مردم عهد و پیمان خود را شکستند و مرتد شدند و عَلم مخالفت را برافراشتند.

 

 

شهادت برترین بانو، برگ سیاهی از تاریخ

زخم‌های سینه سرخت، می‌كند رسوا ستم را

بر زبان زخم‌هایت، خطبه‌های آتشین است1

در کتاب سلیم بن قیس هلالی2به روایت ابان بن ابی‏عیّاش از او، از سلمان و عبدالله بن عبّاس

روایت شده که گفتند:

هنگامی که پیامبر اكرم رحلت کرد، هنوز جنازه مقدّس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند که

مردم عهد و پیمان خود را شکستند و مرتد شدند و عَلم مخالفت را برافراشتند.

امّا حضرت علی مشغول غسل، کفن و حنوط جسد مبارک

پیغمبر اكرم شد تا اینکه آن جسد مقدّس را به خاک سپرد. سپس علی طبق وصیّت حضرت رسول مشغول جمع‏‌آوری «قرآن مجید»

شد.
پس از این جریان عمر به ابوبکر گفت:

مردم عموماً غیر از علی و اهل بیتش با تو بیعت کردند. به دنبال وی بفرست تا بیاید و بیعت

کند. ابوبکر پسرعموی عمر را که نامش قنفذ بود، خواست و به او گفت: نزد علی برو. به وی

بگو: خلیفه پیغمبر تو را خواسته! چندین مرتبه قنفذ این مأموریت را انجام داد؛ ولی حضرت

امیر نزد آنان نیامد. عمر در حالی که خشمناک بود، برجست و خالد بن ولید و قنفذ را خواست.

به آنان دستور داد تا هیزم و آتش برداشتند و به سوی خانه حضرت، روانه شدند. در آن هنگام

حضرت زهرا پشت در نشسته بود و جسم آن بانو پس از رحلت رسول خدا ناتوان شده بود.

عمر به در خانه علی که رسید دقّ‏الباب کرد و فریاد زد: ای پسر ابی‏طالب! در را باز کن! حضرت

زهرا فرمود:

«ما را با تو چه کار که نمی‏گذاری به عزاداری خویشتن مشغول باشیم؟!» عمر به حضرت

فاطمه گفت: در را باز کن! والّا آتش به جان شما می‏زنیم!

فاطمه زهرا3 در جوابش فرمود: «آیا از خدای توانا نمی‏ترسی که داخل خانه من می‏شوی و به

خانه ‏ام حمله و هجوم می‏کنی؟!» ولی او حاضر نشد که برگردد! آتش خواست و در خانه را

آتش زد. وقتی در سوخت، او در را باز کرد! در همین لحظه بود که حضرت زهرا در مقابل وی

قرار گرفت و فریاد زد:

«پدر جان! ای رسول خدا! »

او شمشیر خود را همان‏طور که در غلاف بود، بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد، وقتی ناله آن

بانوی مظلومه بلند شد، با تازیانه به نحوی به ساق دست آن حضرت نواخت که صیحه‏ای زد و

پدر خود، رسول خدا6 را به فریاد طلبید.

هنگامی که حضرت امیر با این منظره مواجه شد، از جای برخاست و کمربند او را گرفت و او را

از جای کند و بر زمین افکند. آنگاه بینی و گردن وی را کوبید و تصمیم گرفت که او را به قتل

رساند! ولی دستور پیامبر6را به یاد آورد که به آن حضرت فرموده بود: «باید صبور و شکیبا

باشی.» بنابراین فرمود:

«ای پسر صهاک! سوگند به حقّ آن خدایی که حضرت محمّد را به مقام نبوّت گرامی داشت؛

اگر نه چنین بود که من به خاطر امر خداوند باید صبر کنم، تو می‏دیدی که نمی‏توانستی داخل

خانه من شوی! و عمر پیوسته استغاثه می‏کرد!

در این هنگام مردم به میان خانه حضرت علی ریختند و بر آن حضرت غلبه یافته، ریسمان به

گردن مقدّسش انداختند!

فاطمه زهرا6 نزدیک در آمد که حضرت امیر را از دست آنان رها کند؛ ولی قنفذ، آن بانوی

مظلومه را هدف تازیانه قرار داد! و اثر آن تازیانه نظیر یک بازوبند به بازوی آن حضرت بود تا

زمانی که رحلت فرمود.

آنگاه آن بانو را به نحوی به در کوبید که دنده و پهلویش شکست و جنین خود را که در رحم

داشت، سقط کرد!

پس از آن، حضرت زهرا6 چنان در بستر بیماری افتاد که دیگر برنخاست و به شهادت رسید.

ابن قتیبه دینورى از راویان اهل سنّت در این باره آورده است:

ابوبكر، عمر را به سوی كسانی كه بیعت نكردند و در خانه علی تحصّن كردند, فرستاد. عمر به

خانه علی آمد و صدا زد؛ ولی كسی بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنكه

جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید و بیعت كنید یا خانه را بر سر آنان كه در آن

هستند، آتش می‌زنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: ولو فاطمه در آن باشد. همه

بیرون آمدند؛ ولی علی بیرون نیامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت: آیا نمی‌خواهی از علی كه از

بیعت سر باز زده، بیعت بگیری؟ ابوبكر به قنفذ گفت: برو علی را بیاور. قنفذ آمد و علی به او

گفت: «چه كار داری؟» قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را می‌خواهد. علی به او گفت: «زود بر

پیامبر دروغ بستید.» قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر گریه‌ای طولانی كرد. عمر گفت:

علی را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد علی برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت كن.

علی گفت: «سبحان الله! آنچه را كه از آن او نیست، برای خودش ادّعا كرده است.» قنفذ پیام

علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر باز هم بسیار گریه كرد. پس از آن، عمر برخاست و گروهی با او

همراه شدند و به درِ خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتی فاطمه صدای آنها را شنید, با صدای

بلند فریاد كرد:

«یا ابتاه یا رسول الله! پس از تو از پسرخطّاب و پسر ابی قحافه،

چه‌ها كه نكشیدیم.» وقتی كه گروه مهاجم، گریه فاطمه را شنیدند، در حالی كه گریه

می‌كردند، برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت؛ ولی عمر و عدّه‌ای ماندند. علی را

بیرون آوردند و گفتند: بیعت كن. علی گفت: «اگر بیعت نكنم، چه می‌كنید؟» گفتند: به خدا

سوگند گردنت را می‌زنیم.3

ابوبكر به عمر بن خطاب مأموريّت داد كه برود و آنان را از خانه بیرون بیاورد و به وى گفت:

چنانچه مقاومت كردند و از بیرون آمدن خوددارى كردند، با آنان جنگ كن. عمر با شعله آتشى

كه همراه داشت و آن را به قصد آتش زدن خانه فاطمه برداشته بود، به سوى آنها حركت كرد.

فاطمه گفت: «یا بن الخطّاب اجیت لتحرق دارنا؟؛ اى پسرخطّاب! آتش آورده‌اى خانه مرا

بسوزانى؟» گفت: بلى، مگر اینكه به آنچه امّت در آن داخل شده‌اند (بیعت با ابوبكر) شما هم

داخل شوید ...4

در ادامه روایات شده است:

مردم جلو آمدند تا وارد خانه شدند و بر امیرمؤمنان مسلّط گردیدند و طنابی بر گردن مولا

انداختند. حضرت فاطمه میان امیرمؤمنان و مردم قرار گرفت و مانع بردن آن حضرت شد. قنفذ

ملعون با شلّاق بر بازوی حضرت زد. این ضربه برای دختر پیامبركشنده بود.بازوی آن حضرت

آن‌قدر ورم كرد كه تصوّر می‌شد ایشان بازوبند بسته باشند. فاطمه زهرا مجبور شد به

گوشه‌ای از خانه پناه برد. آن ملعون حضرت زهرا را چنان از علی جدا كرد كه بر دیوار اصابت

نمودند و پهلوی آن حضرت شكسته شد و محسن را نیز سقط نمود و پس از آن بستری شد تا

به شهادت رسید. بنابراین ایشان شهیده هستند.5

امام صادق فرمودند:

«در اثر ضرباتی که قنفذ بر پیکر نازنین زهرا وارد ساخت، سقط جنین کرد و بدان علّت پیوسته

رنجور و ضعیف می‌گشت تا اینکه بستری شد و امیرمؤمنان و اسماء، بنت عمیس از آن حضرت

پرستاری می‌نمودند.»6

امام باقر می‌فرمایند:

«هنگامی که پیامبر وفات یافت و آن حوادث که عدّه‌ای به خانه فاطمه هجوم آوردند، اتّفاق

افتاد و امیرالمؤمنان، علی را بیرون کشاندند، در اثر آن لگدی که به پهلوی فاطمه زدند، او

فرزند کاملی را که در رحم داشت، سقط کرد و این مسئله موجب بیماری و وفات ایشان شد.»7

1.رضا اسماعيلي.

2.کتاب سلیم بن قیس، ص 249؛ عوالم العلوم و المعارف، ج 11، صص 220 ـ 224، ش 1.

3.ابن قتيبه دينوري، الامامـه و السياسـه، تحقيق استاد علي شيري، ج 1, ص 30.

4.اندلسي، احمد بن محمّد بن عبدربّه، العقد الفريد، ج 3، ص 63.

5.سبحاني نسب، عليرضا، جرعه‌اي از كوثر، ص 185.

6.دلائل الامامـة، ص 40؛ بحارالأنوار، ج 43، صص 170 و 211.

7.دلائل الامامـة، ص 26.

منبع: من فاطمه هستم ، واحد پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر (عج)، 1391

ماجراي ضربت فاطمه (س) از زبان عمر

عمردر ضمن نامه اي براي معاويه چگونگي بر خورد خود

با فاطمه (س) را چنين بيان مي کند:

به فاطمه که پشت در بود گفتم: اگر علي از خانه (براي بيعت)

بيرون نيايد، هيزم فراواني به اينجا بياورم و آتشي

بر افروزم و خانه و اهلش را بسوزانم،

و يا اينکه علي را براي بيعت به سوي مسجد مي کشانم.


                                        به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

آشنایی کوتاه با زندگینامه حضرت زهرا(س)




به مناسبت ایام شهادت آن حضرت

نام :  فاطمه


كنيه هاى مشهور :

ام الحسن ، ام الحسين ، ام ابيها، ام الائمه .

مشهورترين لقبها :

زهرا، صديقه ، طاهره ، كبرى ، سيده ، بتول .





پدر :

حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله پيامبر عظيم الشاءن اسلام .


مادر :

خديجه عليهاالسلام بنت خويلد همسر فداكار پيامبر اسلام .


محل تولد : مكه .


سال تولد : سال دوم بعثت ، و به روايتى : سال پنجم .


روز ميلاد : بيستم جمادى الثانى .


نام همسر : على بن ابى طالب عليه السلام ، پسرعموى پيامبر اسلام .


زمان ازدواج : رجب يا ذى حجه سال دوم هجرت در مدينه .


مدت زندگانى با على عليه السلام :نه سال .


ميزان مهريه : 400 مثقال نقره مسكوك

فرزندان :
حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام ، زينب كبرى ، ام كلثوم و يك فرزند سقطشده به نام محسن

شهادت : در سال يازدهم هجرى


محل دفن : پنهان است


تعداد احاديث و روايات باقيمانده درباره آن حضرت : حدود 2000 مورد.


تعداد سخنان باقيمانده از حضرت فاطمه : حدود 130 مورد.


تعداد اشعار باقيمانده از آن حضرت : حدود 29 قطعه .


تعداد خطبه هاى باقيمانده از آن حضرت : 2 خطبه .


ساير آثار علمى باقيمانده از آن حضرت :

مصحف فاطمه عليهاالسلام كه به خط همسر گرامش على عليه السلام نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد.



مشهورترين و صحيح ترين مناقب و فضائل آن حضرت

1. اينكه غضب فاطمه عليهاالسلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است .


2.فاطمه برترين زنان دو عالم است .

3. فاطمه معصوم از هرگونه گناه مى باشد.


4. آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است .


5. خداوند در روز قيامت ، به آن حضرت اجازه شفاعت مى دهد.


6. صدور معجزات بسيار از حضرت فاطمه عليهاالسلام .


7. بى مانندبودن ايمان و يقين فاطمه عليهاالسلام .


8. زهد و قناعت نمونه .


9. احترام بى حد پيامبر به آن حضرت .


10. او عابدترين مردم در زمان خود بوده است .


11.صدق و راستگويى حضرت فاطمه عليهاالسلام .


12.علم وافر آن حضرت .

ادامه نوشته

صداي ناله زهرا (س)

 



نقل کرده اند که :در اوج ناراحتي و بيماري مرحوم آية الله اميني


صاحب کتاب شريف «الغدير» که شيفته و دلداده خاندان


پيامبر اکرم (ص) بوده از ايشان سوال کردند


آيا تا به حال براي شما معلوم نشده که


قبر حضرت زهراء در کجاست؟


و در چه نقطه اي بايد ايشان را زيارت کرد؟


مرحوم علامه اميني پس از لحظاتي سکوت فرمودند


هر وقت به مدينه مي رفتم، صداي ناله و ضجه جانکاه


و جانسوز حضرت زهراء (س) به گوشم مي رسيد


شما از قبرش سوال مي کنيد در حالي که


هنوز ناله آن حضرت در مدينه طنين افکن است


منبع: کرامات فاطميه

معتبرترین قول درباره روزشهادت حضرت‌زهرا(س)


با توجه به اینکه اقوال مختلفی در خصوص

روز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها

توسط مورخین و محدثین نقل شده،

کدام قول معتبرتر است؟

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.  

ادامه نوشته

واقعه آتش زدن در، شکستن پهلو و گرفتن بيعت به روایت معتبرترین منابع و مدارک



مسأله هجوم به خانه حضرت علي(عليه‎السلام) و بردن ايشان با وضع نامطلوب،

و اجبار آن حضرت به بيعت با خليفه، در مدارك و اسناد شيعه و سني آمده

و به راحتى قابل اثبات است.

به ادامه مطلب دقت فرمایید.                                  

ادامه نوشته

احادیثی گرانبها از ریحانه نبی اکرم



حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

خداوند، "اطاعت ما" (خاندان رسالت) را برای حفظ نظام اجتماع، قرار داد،

و "امامت و رهبری" ما را باعث ایمنی از اختلاف و پراكندگی، مقرر فرمود.

************************************


حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

خداوند "ایمان" را سبب پاكی شما


از آلودگی شرك و كفر قرار داد


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 316)

****************************************

حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها :

شما ای بندگان خدا! متوجه باشید كه زماندار حقیقی خدا در میان شما است،


و با شما عهد و پیمانی پیش از این بسته شده و باقی مانده ی نبوت است


كه برای رهبری شما گمارده شده و آن كتاب ناطق و قرآن صادق است،


كه نور تابنده، و شعاع فروزان می باشد، كه همه حقایق و رموز تكامل بشری


و اسرار خوشبختی، در این كتاب، آشكار و روشن شده، و انسان ها را


از تاریكی های گمراهی به روشنایی سعادت، راهنمایی می كند،


پیروانش مورد غبطه و حسرت دیگران هستند.


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 316)


******************************************

حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

و شما ای بندگان خدا!


بر پا دارنده ی احكام و امر و نهی خدا، و نگهبان دین و پیام های خدا هستید


شما امانت داران خدا بر خویش بوده و مامور رساندن احكام دین او به ملت ها می باشید


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 316)

***************************************


حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

پدرم در میان مردم برای هدایت آن ها برخاست و آن ها را از گمراهی نجات بخشید


و از كور دلی و تیره بختی به بصیرت و روشنائی، روان ساخت


و آن ها را به سوی دین استوار، رهتمون شد


و به راه مستقیم فرا خواند


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 316)


_************************************


حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

پدرم در میان مردم برای هدایت آن ها برخاست و آن ها را از گمراهی نجات بخشید


و از كور دلی و تیره بختی به بصیرت و روشنائی، روان ساخت


و آن ها را به سوی دین استوار، رهتمون شد


و به راه مستقیم فرا خواند


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 316)


****************************************

حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

خداوند تمام پدیده ها را بدون سابقه ماده و نمونه و شكل و الگو، پدیدار ساخت


و با قدرت های خود، به آن ها لباس هستی پوشانید و طبق مشیت و اراده خود آفرید،


بی آن كه نیازی به آفرینش آن ها داشته باشد، و یا از صورت نگاری آنها، برای خود فایده ای بخواهد


جر اینكه خواست حكمت خود را ثبوت بخشد، و مردم را برای اطاعتش آگاه نماید،


و قدرتش را آشكار نموده، و بندگان را به عبودیت و پرستش خویش فرا خوانده


و دعوتش را با شكوه و نیرومند گرداند


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 315)


*********************************


حضرت صدیقة كبری فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

گواهی می دهم كه معبودی جز خدای یكتا و بی همتا نیست،


و گواهی به وحدانیت خدا، كلمه ای است كه خداوند اخلاص را حقیقت آن قرار داده است


و دل ها را مركز وصل و پیوند آن ساخته،


و خصوصیات و تحقیق مقام توحید را در پرتو نور تفكر، آشكار نموده است


خدائی كه او را با دیدگان نمی توان دید و زبان ها از توصیفش عاجز است


و ادراك بشری از تصور چگونگی او درمانده می باشد.


(اعیان الشیعه - ج 1 - ص 315)


****************************************


حضرت صدیقة كبری فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

خداوند


"عدالت" را جهت نزدیك شدن


و بهم پیوستگی دل ها مقرر كرد


(اعیان الشیعة - ج 1 - ص 316)


**********************************





چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السّلام

ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

1. امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر;

(۱) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد،

بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

آثار محبت به فاطمه علیها السلام

۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار;

(۲) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است،

و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»

اطاعت از فاطمه علیها السلام

۳ . امام باقر علیه السلام می فرمایند: «... ولقد کانت - علیها السلام -

مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ;

(۳) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .»

دستورهای فاطمه علیها السلام

۴ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام ... ;

(۴) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده;

زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .»

خلقت فاطمه علیها السلام

۵ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة ... ;

(۵) بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .»

چرا نام فاطمه علیها السلام

۶ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار;

(۶) من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای - عزوجل -

فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است .»

آثار نام فاطمه علیها السلام

۷ . امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

«لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین

او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء;

(۷) در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان زنان، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .»

احترام به نام فاطمه علیها



8. امام صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود:

«... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها;

(۸) حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .»

الگوی نمونه

۹ . امام زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند: «وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ;

(۹) در دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .»

یاور خوب

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت امیرالمؤمنین،

علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند،

حضرت پاسخ دادند: «نعم العون علی طاعة الله;

(۱۰) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست .»

عزیزترین مردم

۱۱ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... فاطمة اعز البریة علی

(۱۱) ; فاطمه علیها السلام عزیزترین مردم در نزد من است .»

نور چشم و میوه دل من

۱۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ;

(۱۲) فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .» خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام

13. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها;

(۱۳) بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید

و با خشنودی او خشنود می شود .» دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است

14. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل

مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا;

(۱۴) ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی

که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است،

شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»

اختر تابناک

۱۵ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ;

(۱۵) فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .»

سرور زنان

۱۶ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین;

(۱۶) فاطمه علیها السلام سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .»

تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام

۱۷ . امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«ما عبد الله بشی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ... ;

(۱۷) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح

فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»

درود بر فاطمه علیها السلام

۱۸ . امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها

وعلی ابیها وبعلها وبنیها;

(۱۸) نخستین کسی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد،

فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود;

درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .»

نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السلام

۱۹ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... ;

(۱۹) مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام

دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .»

زیارت فاطمه علیها السلام

۲۰ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... من زار فاطمة فکانما زارنی ... ;

(۲۰) هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند،

مانند این است که مرا زیارت کرده است .»

نماز مخصوص فاطمه علیها السلام

۲۱ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة

«قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام ... ;

(۲۱) هر کس چهار رکعت نماز بخواند [هر دو رکعت به یک سلام]

و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این نماز، نماز فاطمه علیها السلام است .»

من از تو هستم

۲۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فاطمة ... انت منی وانا منک ... ;

(۲۲) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»

پدرت به قربانت

۲۳ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... فداک ابوک یا فاطمة;

(۲۳) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»

بوی بهشت

۲۴ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام;

(۲۴) فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم .»

فاطمه علیها السلام قلب محمد صلی الله علیه و آله

۲۵ . حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام می فرمایند:

«... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... ;

(۲۵) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند،

و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند،

و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم،

و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»

افتخار علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام

۲۶ . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین ... ;

(۲۶) من همسر بتول علیها السلام هستم; همان کسی که سرور زنان جهانیان است .»

فاطمه علیها السلام زهره است

۲۷ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة الزهرة والفرقدان الحسن والحسین;

(۲۷) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است

و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»

ایمان فاطمه علیها السلام

28. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا

الی مشاشها تفرغت لطاعة الله ... ;

(۲۸) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام

تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است;

به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .»

زیارت شهیدان

۲۹ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت ... ;

(۲۹) فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .»

بوی خوش فاطمه علیها السلام

۳۰ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس

ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل والآس والورد ... ;

(۳۰) بوی پیامبران بوی به و بوی حورالعین بوی آس

و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و

گل سرخ روی هم است .»

علی علیه السلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السلام

۳۱ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... لولا ان امیرالمؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو

الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه;

(۳۱) به راستی اگر امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام

را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه

علیها السلام همتایی نبود .»

پیوند آسمانی

۳۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها;

(۳۲) من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم،

مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»

انجام کارهای سخت خانه

۳۳ . حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرمایند:

«انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی

حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار

تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید;

(۳۳) حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش

آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب

کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش

سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»

فاطمه علیها السلام مطیع دائم علی علیه السلام

۳۴ . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها

فتنکشف عنی الهموم والاحزان;

(۳۴) سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد

و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام

نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد .»

نور فاطمه علیها السلام از نور خداست

۳۵ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... ;

(۳۵) نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست،

و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»

فاطمه علیها السلام بر بالین آدمی

۳۶ . امام باقر و امام صادق علیهما السلام می فرمایند:

«حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة:

محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها ... ;

(۳۶) بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی

و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونه ای است

که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود .»

فاطمه علیها السلام شهیده است

۳۷ . امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ;

(۳۷) فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .»

اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السلام

۳۸ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران،

وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله;

(۳۸) بهشت مشتاق چهار زن است:

مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون،

خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»

فاطمه علیها السلام و خردسالان

۳۹ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام;

(۳۹) بی شک خردسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد .»

شفاعت فاطمه علیها السلام

۴۰ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک;

(۴۰) ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری

که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی .»

پی نوشت: ۱) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵ . 2) همان، ج ۲۷، ص ۱۱۶ . ۳) دلائل الامامة، ص ۲۸ . ۴) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴ . ۵) همان، ج ۷۸، ص ۱۱۲ . ۶) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۴۶ . ۷) کافی، ج ۶، ص ۱۹ . ۸) همان، ص ۴۸ . ۹) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰ . ۱۰) همان، ج ۴۳، ص ۱۱۷ . ۱۱) الامالی، شیخ مفید، ص ۲۵۹ . ۱۲) الامالی، شیخ صدوق، ص ۴۸۶ . ۱۳) الامالی، شیخ مفید، ص ۹۴ . ۱۴) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۴ . ۱۵) کافی، ج ۱، ص ۱۹۵ . ۱۶) معانی الاخبار، ص ۱۰۷ . ۱۷) کافی، ج ۳، ص ۳۴۳ . ۱۸) بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۴۹ . ۱۹) همان، ج ۷۳، ص ۳۵۴ . ۲۰) همان، ج ۴۳، ص ۵۸ . ۲۱) من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۶۴ . ۲۲) بیت الاحزان، ص ۱۹; بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲ . ۲۳) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۹۰ . ۲۴) التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۱۷ . ۲۵) بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۳۵۲; کتاب سلیم بن قیس، ص ۸۳۰ . ۲۶) معانی الاخبار، ص ۵۸ . ۲۷) بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۷۴; معانی الاخبار، ص ۱۱۴ . ۲۸) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۴۶; مناقب، ج ۳، ص ۳۳۷ . ۲۹) وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۸۷۹ . ۳۰) بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۱۷۷ . ۳۱) خصال، ج ۲، ص ۴۱۴ . ۳۲) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۵۹ . ۳۳) علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶ . ۳۴) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۳۴ . ۳۵) همان، ج ۱۵، ص ۱۰ . ۳۶) کشف الغمة، ج ۱، ص ۴۱۴ . ۳۷) کافی، ج ۱، ص ۴۵۸ . ۳۸) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۳ . ۳۹) همان، ج ۶، ص ۲۲۹; تفسیر علی بن ابراهیم، ج ۲، ص ۳۳۲ . ۴۰) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۹ .

مداحی حضرت زهرا(س)


مداحی حضرت زهرا(س)


برروی متن زیر کلیک کنید


امشب پرستوی علی از آشیان پر می کشد


التماس دعا



جایگاه حضرت زهرا(س)

امام باقر (ع) خطاب به جابر:

چون فاطمه(س)به در بهشت می رسد، می ایستد،

سؤال می شود،چراایستادی؟

فاطمه (س)جواب می دهد می خواهم مقام خود را بشناسم.

خداوند می فرماید:

"برگرد و دست هر کس که در قلبش محبت تو

و فرزندانت باشد بگیر و داخل بهشت کن."

ای جابر! در آن روز فاطمه شیعیان و دوستان خود را چون مرغی

که دانه های سالم را از ناسالم جدا می سازد انتخاب می کند.

(بحارالانوار، ج43، ص64؛ فاطمه بهجة قلب المصطفی، ص615)

یا فاطمه الزهرا مددی.


باذکر صلوات به روح مطهره حضرت زهرا(س)


لطفا برروی نام مبارک حضرت زهرا(س)کلیک کنید.

شهادت حضرت زهرا (س) واقعيتى انكارناپذير




تاريخ و حديث اهل سنت و شيعه گواه شهادت جانكاهى است

كه قافيه بزرگترين مرثيه تاريخ بشريت را می سازد.

كوشش پیگير هواداران بانيان اين مصيبت نتوانسته است

آن را از آخر اين مرثيه جانگداز پاك كند. و هيهات، هيهات.

از نوك قلم پوزش می طلبم و او را به بردبارى و شكيبايى

فرا می خوانم تا شايد بتوانم فرياد تاريخ را بر اين فاجعه

جانگداز به رشته تحرير درآوردم.

شهادت تنها يادگار پيامبر، «ام ابيها» صحيح بخارى، ج 3، ص 83،
كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61،
مناقب فاطمة، ح 278.
«بضعة الرّسول» همان ب 42. و سيراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سيده نساء العالمين»، «سيدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجيعترين وضع، آن هم بوسيله... يعنى چه؟
ادامه نوشته

زینب علیها السلام الگوى ماندگار

بی ‏تردید یكى از مهم‏ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت‏هاى اخلاقى

و نیز تثبیت و انتقال ارزش‏هاى فرهنگى و اعتقادى، استفاده از الگوهاى مناسب است؛

چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخوردارى از ویژگى‏هاى خاصى مى‏تواند به روند حفظ و

انتقال فضایل و آموزه‏هاى تربیتى سرعت ‏بخشیده و

به تعمیق و ماندگار شدن آن‏ها كمك نماید.





ادامه نوشته

روایات نقل شده از زینب کبری علیهاالسلام


در باره شخصیت روایی حضرت زینب علیهاالسلام،

علمای بزرگی سخن گفته‏اند؛ از جمله:

ابوالفرج اصفهانی می‎گوید: زینب عقیله دختر علی ‏بن ابی‏طالب،

مادرش‏ فاطمه دختر رسول خداست و او همان كسی است كه

ابن‏ عباس از او كلام حضرت فاطمه (علیه‌السلام) را در فدك نقل می‏كند

و می‏گوید: حدیث كرد مرا عقیله ما زینب دختر علی (علیه‌السلام)...

ادامه نوشته

زندگى نامه و سیره حضرت زینب سلام الله علیها

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى

سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده،

و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام، لقب و كنیه آن حضرت: نام مبارك آن بزرگوار زینب،

و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از:

صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى،

شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ...



پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین

على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار،

حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود.

در كتاب اعلام الورى براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى

على، عون، و جعفر و یك دختر به نام ام كلثوم ذكر شده است.

بقیه درادامه مطلب             

ادامه نوشته

مختصری درباره ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

نامي آسماني

زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5

يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.




هنگام ولايت زينب كبري، چون رسول خدا در سفر بود،

فاطمه از همسرش علي درخواست كرد كه نامي براي

فرزندشان انتخاب كند. علي عليه السلام در جواب فرمود:

من بر پدرت سبقت نمي‌گيرم، صبر مي‌كنيم تا پيامبر از سفر برگردد.

چون پيامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علي عليه السلام شنيد فرمود:

فرزندان فاطمه فرزندان منند ولي خداوند در باره آنان تصميم مي‌گيرد.

بعد از آن جبرئيل نازل شد و پيام آورد كه خداوند سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد:

نام اين دختر را زينب بگذاريد كه اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام.

آن گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و فرمود: توصيه مي‌كنم كه همه اين دختر را

احترام كنند،كه او مانند خديجه كبري است.

يعني همان گونه كه فداكاري هاي خديجه در پيشبرد اهداف

پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت

زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

به ادامه مطلب دقت فرمایید.

ادامه نوشته